من دانشگاه نمی‌خواهم
حرف دل یک ترم اولی

من دانشگاه نمی‌خواهم

نویسنده : مریم شیعه زاده

سلام! من یک ترم اولی هستم. یا بهتر بگویم تا چند روز دیگر قرار است باشم. اگر جویای احوالات اینجانب هستید باید خدمت‌تان عرض کنم ملالی نیست جز پاره شدن توپ والیبال‌ام! البته ملال‌های دیگری هم هست، اما این یکی از همه ملال‌تر بود!

مثلا همین روزهای سخت! نمی‌دانید چقدر سخت است دانش‌آموز این سال‌ها یکهو بشود دانشجو بعدها! البته امکان دارد تا بعدترها هم طول بکشد! اگر مشروط شوی هم که تا بعدترترها ادامه دارد! اصلا اسم دانشگاه که می‌آید حالم را می‌گیرد. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان دوست داشتم 10 سال دیگر همان پیش ریاضی می‌ماندم! این سیاهچاله‌ای که گذرمان به آن افتاده 180 درجه با آن بهشت شداد فرق دارد! دانشگاه و مدرسه را می‌گویم . همه می‌گویند تجربه جدید اما من می‌گویم تجربه کسالت‌آور!

 

دانشگاه که می‌روی باید خانم باشی، سنگین و متین. دیگر همه دخترها، جینگول مینگول و هم سن و سالت نیستند که هرکار بخواهی انجام دهی و به اصطلاح پایه‌ات باشند. با صدای بلند حرف نزنی. به جای قهقهه، لبخند ژکوند تحویل دهی. از کوله پشتی‌ات نیم متر عروسک آویزان نکنی و کلی ممنوعیات دیگر!

 

دور شوخی‌های شهرستانی را هم باید یک خط قرمز بکشی. دیگر نمی‌شود وسط درس استاد بلند داد بزنی: صدق الله العلی العظیم! و دوستانت هم صلواتی ختم کنند و استاد ناچار مجبور شود بقیه درس را بگذارد برای جلسه بعد! یا به محض تمام شدن کلاس، یک شیشه 5/2 لیتری آب از داخل کیفت بیرون بیاوری و هم کلاسی‌ات را غسل دهی! استاد ها هم مثل معلم‌های ما نیستند که با مار پلاستیکی غش کنند و تا سه روز از مدرسه اخراج شوی! (یک چیزی ته دلم می‌گوید حتی برای اخراج‌های وقت و بی‌وقت هم دلتنگ می‌شوم!) یادش بخیر!

از این یکی نمی‌شود دل کند! پنکه سقفی را روشن کنی و کتاب‌ها را بیندازی بالای سرت، بچرخند و بچرخند و بچرخند و آخر سر پرت شوند یک گوشه کلاس!

 

بعضی کارها هم مزه‌اش از بین می‌رود! مثلا لپ تاب و موبایل در دانشگاه چه لطفی دارد؟! همه لذتش آن زمانی بود که دوربین مداربسته رو به روی در کلاس را با اسپری رنگ می‌کردی و یکی را می‌فرستادی بالای پله‌ها کشیک بدهد و بعد زنگ می‌زدی دفتر مدرسه و بلندگوی تلفن را روشن می‌کردی و بچه‌ها هماهنگ برای ناظم‌شان شعر می‌خواندند و ناظم تهدید می‌کرد: که پیدای‌تان می‌کنم، اخراج می‌شوید و ... ههههههعی!

 

نمی‌دانم بچه‌های دانشگاه هم مثل بچه‌های مدرسه هستند یا نه! که وقتی به آن‌ها بگویی برای امتحان درس نخواندم، همه برگه‌ها را سفید دهند تا امتحان کنسل شود! راه‌ها از هم جدا شد! رشته‌ها جدا شد! شهرها جدا شد و این وسط ماند کلی دلتنگی و حسرت روزهایی که چقدر زود تمام شدند .

خلاصه‌اش کنم! من دانشگاه نمی‌خواهم!

================

پ.ن1: فکر نکنید از آن بچه‌های شلوغ و درس نخوان بودم‌ها! محض اطلاع عرض کنم از نظر درسی در تمام سال‌های دوران تحصیل جز سه شاگرد برتر کلاس بودم!

پ.ن2: دو بار هم انضباطم بیست شده! یک بار اول دبستان و یک بار دوم دبستان!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٣١
٢
٠
آخی دلم گرفت ،واقعأ خدا بهت صبر بده،من هم محیط مدرسه رو ترجیح میدم ،خوشبختانه دو سال دیگه مونده برم دانشگاه
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خوب استفاده کن از این روزها! ... بهترین روزهای عمرا! :)
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٦/٣١
٤
٠
فعلا مرحله ی ترمکی رو پاس کن ، بعدا در مورد بقیه مسائل حرف میزنیم !!!!! ^_^
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
روش فِک میکنم! خخ
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
^_*
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
همه اینا میگذره.تو دانشگاه هم انقد روزای متفاوت و قشنگ خواهی داشت و دوستای خوب و پایه واسه شیطنتای جدید پیدا خواهی کرد که دیگه هیچکدوم از اینا به چشمت نمیاد.شاید دلت واسه این روزا تنگ بشه اما دانشگاه هم روزای قشنگ زیاد داره.مطمئن باش ;)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
امیدوارم ... مرسی رویا جون :)
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٣١
٢
٠
به جا صدق الله می تونی دائم بگی استاد خسته نباشین..خخخخخخخخخخخخخ..تازه کارای بهتری یم میشه انجام داد خیلی بهتر ازمدرسه....لذتش م دو برابره...مثلا کلاس استاد و کنسل کنی براش چه مزه ایی میده ..خخخخخخخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
آتی شمارتو بذا بلاگم فِک کنم لازم شه! خخخخ :))))))))))))
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
واقعا جالب بود...من ک هنوز دبیرستانیم...دو سال دیگه دانشگاه...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
انشالله ..
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
آخیییییییییی پس دانشگاهی ها هم بدبختی دارند .... با این حساب من به همون مدرسه راضی هستم ... من هم تماام کارهایی رو که گفته بودی تجربه کردم فقط برای قسمت پنکه من از رنگ استفاده کردم و کل کلاس رو رنگیدم *:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
آورین ابتکار عمل! ... :))) همین جوری پیش بری در آینده یه چیزی میشی! خخخ
زهره
زهره
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
شما مطمئنی که دختری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شاید توی دانشگاه نشه بعضی کارارو نکرد ولی یک زوق و شوق دیگه ای داره که کیف میکنی !!!!!!!!!! مثل حال گیری از بعضی اقایون ....................
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
چه مسخره!!شما پس بهتره دانشگاه نری چون هدفت یه چیز دیگس........
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
دعوا نکنین! ... هم دیگه رو دوس داشته باشین :))
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
قابل توجه پ.ن اول شما من همیشه جز سه شاگرد اخر بودم ولی انضباطم هرسال 20 بود...انصافا هیچوقت اینکارارو انجام ندادم هرچند اسم پسرا بد در رفته و در ضمن تمام اینایی که گفتین شاید تو دانشگاهه 20 سال پیش انجام نمیشد اما الان خیلی بدترش انجام میشه...ملت تو پارک آبپاشی می کنن همدیگرو...اون عروسک به کوله پشتی هم هست و با همه ی اینا تو دانشگاه انگار آزادی ها خیلی بیشتر از وقتی میشه که توی دبیرستان و تفکیک جنسیتی بودن...خلاصه اینکه من دانشگاه میخوام نه به خاطر اینکه رشته ی خیلی تاپی قبول شدم،فقط به خاطر اینکه بتونم مدرک بگیرم و بالاخره برای ارشد برم اونجایی که همیشه بهش علاقه داشتم اما هردفه یه جوری نذاشتن...فقط همین
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
چ پسر خوبی! /// نه دیگه! میخام واسه دانشگا توبه کنم! خخخ /// ایشالا برین همون جایی ک دوس دارین! حالا کجا هس؟! ... :))))))))))))))))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ایشالا ما هم سال بعد به این روز میفتیم :))...دلم واست سوخت :((
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
هههعی!
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
همه کارایی که کردی رو ماهم انجام دادیم....فقط اون قسمت پنکه به جای کتاب جامدادی گذاشتیم چرخید و چرخید یهو ناظممون در کلاسو باز کرد خورد تو صورتش...خخخ...صحنه ای بود اصن...فقط رنگ کردن دوربین مدار بسته رو تجربه نکردیم که اونم ایشالا امسال تجربه میکنیم....!!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
جای ناظمتون بودم همه رو سه روز اخراج میکردم! خخ :))) // موقع رنگ کردن حواست باشه کسی نبینت! ... من هیچ نوع مسئولیتی قبول نمیکنم! خخخ
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
منم دوس ندارم دبیرستان تموم شه...دوسش دارم...اصن میترسم از 2 سال دیگه....هعیییییییییی..:(
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
آرهههههه نوه! ... :| :|
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خخخخخخخ دوبار انضباطط بیست شده؟؟؟افرین واقعا دختر خوبی بودی من فقط یه بار انضباطم 19/75شد.....خخخخخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
چ دخدرایی پیدا میشن! ... چ بی نظم و انضباط! ... از من یاد بیگیر! ... ایشششششش! :)))))))))))))
a_afshar
a_afshar
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
من مرحله ترمکی رو گذروندم خدارو شکر... به نظر من دانشگاه خیلی خیلی بهتره از مدرسه... مدرسه چیه...!!!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
دیگه هرکس یه نطری داره ...
mahshid
mahshid
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ما که هنوز 2 سال دیگه مونده
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خوشا ب سعادتتون!
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
اینو قبول دارم که هیچی مدرسه و شلوغی های مدرسه نمیشه ولی در دانشگاه هم راه های زیادی است برای اذیت کردن استاد، البته باید مواظب باشید که استاد درستون را حذف نکند که خود به خود از ترم سه به بعد وارد می شوید و دانشگاهم برایتان جذاب می شود...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خدا بطلبه بعد از کلاسهای "غذا خوردن در تایم ادمینی" و "بروز خلاقیت" یه ترم اذیت کردن اساتید هم محضر شما بیاموزیم! :)))))))))))))))))))
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
در خدمتیم...:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
دو باری که انضباطتون 20 شده احتمالا خیلی خوفناک بودید ازتون ترسیدن ...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
نه! بچه بودم خیلی هم ملیح بودم! خخخ
somaye
somaye
٩٢/٠٧/٠٦
٠
٠
نه بابا من همکلاسیشم به مولا.... سیبیل داش قده اصغراقاقصاب اصن این لامصبارو که میچرخوند زهره ی ناظممون اب میشد بدبخ:[)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٣١
٢
٠
سلام دانشگاه که می‌روی باید خانم باشی (چون قراره مادر شوي) سنگین و متین (بعد از ازدواج اضافه وزن معمولي است وزن اضافه برابر است با متين بودن) دیگر همه دخترها، جینگول مینگول و هم سن و سالت نیستند (بجاش همسن و سال مادريزرگها مي شويم) که هرکار بخواهی انجام دهی و به اصطلاح پایه‌ات باشند (ببخشيد پايه‌هاي جديد پيدا ميكنيد) با صدای بلند حرف نزنی. به جای قهقهه، لبخند ژکوند تحویل دهی.(اينكه طبيعي است) از کوله پشتی‌ات نیم متر عروسک آویزان نکنی و کلی ممنوعیات دیگر! (بجاش يكي به بغل داريد)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
دانشگاس یا محضر؟! ... خخخ /// واقعا تحت تاثیر هدف والای شما از دانشگاه رفتن قرار گرفتم! ... موفق باشین! خخخ
hesam
hesam
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
شماها هنوز کودکین اگه مثل من 13 ساله هنوز دانشجو هستم!!!
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
!!!چییییییییییی؟؟!!هههههههههه
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
افتخار جیم وارد می شود! خخخ
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
من که دانشجونیستمهنوزتودبیرستانش موندم چه برسه دانشگاه!ههههههههههه
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خسته نباشی شما! :)
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون.من راهنماییمو رد کنم خیلیه.اما جالب بود.آورین
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
مچکر عاطفه بانو :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
بابا واستین ما دبیرستانو رد کنیم بعد!!!مرسی دریا:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خاهش عزیزم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
منم دبیرستان نمی رم ! والسلاااااام ! هوم ! اون کتابا رو پایتم :))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
لذتی ک در ماجرای کتابا هس در هیچ چیز دیگری نیس! ... "از سلسله جملات قصار جوجه خبرنگار!"
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
بنظرم لذتی که تو موبایل بردن سر کلاس بود تو هیچ چیز دیگه ای نبود...:)))
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
بنظرم لذتی که تو موبایل بردن سر کلاس بود تو هیچ چیز دایگه ای نبود...:)))
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
نمی‌دانم بچه‌های دانشگاه هم مثل بچه‌های مدرسه هستند یا نه! که وقتی به آن‌ها بگویی برای امتحان درس نخواندم، همه برگه‌ها را سفید دهند تا امتحان کنسل شود! راه‌ها از هم جدا شد! رشته‌ها جدا شد! شهرها جدا شد و این وسط ماند کلی دلتنگی و حسرت روزهایی که چقدر زود تمام شدند .......دانشگاه که می‌روی باید خانم باشی، سنگین و متین. دیگر همه دخترها، جینگول مینگول و هم سن و سالت نیستند که هرکار بخواهی انجام دهی و به اصطلاح پایه‌ات باشند. با صدای بلند حرف نزنی. به جای قهقهه، لبخند ژکوند تحویل دهی. از کوله پشتی‌ات نیم متر عروسک آویزان نکنی و کلی ممنوعیات دیگر!.... این دوتا قسمتش خیلی دلم گرفت... هعــــــــــــــــــــــــــــی:((((
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
کلا بار معنایی مطلبم زیاد بود! .... حق میدم بهت! :)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
اینا رو یادداشت می کنم که تا وقت دارم اجراشون کنم......راستش منم دلم نمی خواد برم دانشگاه....البته هنوز کلا نباید برم دانشگاه
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
بی زمت حق المشاوره رو واریز کن ب حسابم! خخخ
Paeez
Paeez
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
حواست باشه بعضی استادا شوخی سرشون نمیشه!بعضی دانشجوها هم هیچ رقمه از دیابت زدگی دس برنمی دارن:|کلا دودستگی تو کلاسا موج می زنه:))فقط همیشه ردیف اول بشین استاد هیچی ازت نمی پرسه:دی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
چه نکته خوبی! ردیف اول! .... مرررررررررررررسی :)) // دوستان تجربیات این مدلی دارن رو کنن! خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
حالا نمیدونم تو دانشگاه ما اینجوریه یا همه جا اینجوریه ولی ردیف اول که بشینی به جای درس جواب دادن یا باید تخته پاک کنی ، یا تخته پاک کن رو بشوری و یا هی بری در رو ببندی :خخخخخخخخخخ
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
یکی از تجربیات مفید اینه که سه جلسه اول خرخونی کنی و مثل بلبل جواب بدی و تا جلسه آخر استاد دیگه هیچ کاری باهات نداره، تجربش ثابت شده و جواب داده...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
والا چه کاریه با این حالتون....ترک تحصیل کنین دیگه....بهتر نیست؟!////یا مثلا....!(اگه بدبختی رو پیدا کردین؛مزدوج شین!)خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ولی خب تو دانشگاه ما که حداقل تو دوره کاردانی زیاد فرقی با هنرستان نمیکنه شوخی شهرستانی داریم :)) سرکار گزاشتن استاد به شدت داریم :))) سنگینی خاصی هم نیاز نداریم چون همه پسرن (با شلوار کردی بیای سر کلاس خیلی هم کلاس داره) :))) کلا بگم کرفتاری نداریم :)) همـــــــــــــــــــــــــه چی آرومه :)))))
s_a
s_a
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
واااااااااااااااااااااااای خوشم اومد...... فکر میکردم بچه های کلاس ما شر بودن ولی خداییش ماها این مدلی نبودیم دیگه :))))))))) کاش ناظممون اون زمان با شماها آشنا میشد، اینقدر به ما گیر نمیداد! دانشگاه هم همونجوریه هااااااا....... البته نه درون حد خداییش! :| در حد تفریحات کوشولو! :| ولی دانشگاهم تجربه جالبیه باور کن! با تفریحات جالب! ولی بازم دل آدم تنگ میشه برا مدرسه :((((( هعی.......
s_a
s_a
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ولی خدا کنه ورودیاتون آدمای پایه ای باشن! :|
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
:) چی باحال
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
دانشگاه که خیلی خوفه..من دوسش دارم.از پیش دانشگاهی که صد درصد بهتره...منو ترسوندین..اون قضیه درس پرسیدنه چی بود؟؟مگه تو دانشگاه هم درس میپرسن؟من فک کردم فقط امتحان کتبی میگیرن..من واسه شفاهی جواب دادن استرس میگیرم..دیگه نمیتونم فک کنم..استاده میگه این دیوانست بابا...من خیلی خوشالم که دیگه استرس کنکورو پشت سر گذاشتم...چه زمان بدی بود باید از اول دبیرستان به فکر کنکور میوفتادی...نمیخوام فک کنم بهش... شما چقد بازیگوش بودی وا ویلا......خوف کردم
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
عجب بچه شولوغی بودی ها.اصن معلومه از انضباطت!همون دو سالم معلوم نیس چجوری شده از دستشون در رفته 20 دادن بهت!
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
درسته دانشگاه دیگه مثه دبیرستان جو صمیمی نداره ولی اونقدر ها هم بد نیست یه تجربه جدیده واسه ادم
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
بياي دانشگاه عادت مي كني ...........ولي به هر صورت قيد خيلي چيزا رو بايد بزني
شیرین
شیرین
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
من که هنوز 6 سال دیگه باید بخونم :(((((((((((((((((((
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣