بی‌کلام...
دلم بالکنی می‌خواهد

بی‌کلام...

نویسنده : gharibeh

دلم بالکنی می‌خواهد رو به شهر

و کمی باد خنک و تاریکی 

یک فنجان بزرگ قهوه 

یک جرعه تو 

یک جرعه من 

و سکوتی که در آن دو نگاه گره خورده باشد 

 

بی‌کلام

می‌دانی!؟

دلم یک «من» می‌خواهد برای تو

و یک «تو» تا ابد برای من 

و باز هم 3 نقطه‌های بی‌پایانِ من...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٠٨
١
٠
دلم یک «من» می‌خواهد برای تو...و یک «تو» تا ابد برای من...خیلی قشنگ بود...ممنون :)
ati200
ati200
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
ههههههههههههههههههی دل منم میخواد
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
خیلی زیبا بود بسی کیف کردیم :)))
ali007
ali007
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنون زیبا بود.
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
قشنگ بود مرسی
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
دلم یک «من» می‌خواهد برای تو....و یک «تو» تا ابد برای من ....خیلی زیبا بود...مرسی :)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
قشنگ بود.....دستتون مرسي
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
بله ما که داریم ایشان را شماها بفکر خودتون باشید : د)
آبان
آبان
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
و سکوتی که در آن دو نگاه گره خورده باشد خیلی زیبا :)
mhv
mhv
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
دلتون خیلی چیزا میخوادا خخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
و باز هم ...
maede
maede
٩٢/٠٧/٠٩
٠
٠
خیلی عالی و انرژی مثبت بود.مرسی
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٧/٠٩
٠
٠
خب من قهوه دوست ندارم شير شكلات داغ باشه بهتره :)) ترجيحا بالكنش هم رو به كوهستان باشه (^_^)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام ........... چيزي نفهميدم
وصال
وصال
٩٢/٠٧/٠٩
٠
٠
م قهوه دوست ندارم اصلا اونم یه فنجون بزرگ
gharibeh
gharibeh
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
merC hamegi:) dg sharmande:d migam vase shoma y chi dg biaran:d
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٥
٠
٠
چه قشنگ:-)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات