وقتی زندگی «کات» می‌شود
مصاحبه با دختری که خودکشی را تنها راه رهایی می‌دانست

وقتی زندگی «کات» می‌شود

نویسنده : مریم شیعه زاده

اولین باری که با یک فرد خودکشته از نزدیک مواجه شدم، چهارم دبستان بودم. همه همکلاسی‌ها دور فرد خودکشته حلقه زده بودیم و او با آب و تاب برای‌مان تعریف می‌کرد که چگونه شب قبلش با سه عدد قرص خودکشی کرده است. ما هم با دهان باز و چشم‌های از حدقه بیرون زده حرف‌هایش را دنبال می‌کردیم . البته بماند که بعدها فهمیدیم همان سه عدد قرص هم ویتامین A بوده و این دوست اعجوبه ما اولین فردی بود که در طول تاریخ با سه عدد ویتامین A خودکشی کرده است!

دلیلش هم که توقع ندارید شکست عشقی و فشار اقتصادی و این طور چیزها باشد؟! خب این کاملا طبیعی است که یک بچه 10 ساله از این‌که مادرش او را دعوا کند، ناراحت شود و من از همین تریبون اعلام می‌کنم که اصلا به او حق می‌دادم زیر بار این فشار و مشکل بزرگ کم بیاورد و بخواهد خودش را خلاص کند! بگذریم ...

 

***

بعد از دوست شگفت انگیز چهارم دبستانم، سوژه این گزارش دومین فرد خودکشته‌ای بود که از نزدیک می‌دیدم. کسی که نه یک دست مشکی پوشیده بود، نه ظاهر پریشانی داشت، نه منزوی بود و نه ...

در کمال ناباوری یکی بود، درست مثل خودمان و هرچه در رفتارش دقیق شدم تفاوتی در او و خودم پیدا نکردم به‌جز این‌که وقتی با من حرف می‌زد به چشم‌هایم نگاه نمی‌کرد و مدام با دست‌هایش بازی می‌کرد! به نظر می‌آمد مضطرب است. می‌گفت آن روزها دانش‌آموز رشته ریاضی بود و درسش هم خیلی خوب بود و این روزها هم منتظر پاسخ و اعلام نتایج کنکوراست. ماجرای خودکشی‌اش برمی‌گشت به 9 ماه قبل با این حال برای شرح اتفاقات آن روز مدت زیادی را فکر کرد و ماجرا را این‌گونه شروع کرد: «اواخر دی ماه سال 91 بود. همان روز که تصمیم‌ام را عملی کردم. سر کلاس بودم. قبل از آن با یک نفر بحث کردم. همان حرف‌های همیشگی و گوشه و کنایه‌ها، همان ناامید کردن‌ها و باز هم خلع سلاح کردن من. قرص‌ها داخل کیفم بود. همان جا بود که چند عدد کلونازپام و دیازپام و مسکن قوی خوردم. تردید داشتم اما خسته شده بودم. قبلا هم به این کار فکرکرده بودم اما در آن لحظه همه چیز خیلی سریع و اتفاقی به ذهنم رسید.»

 

این روزها اکثر نوجوانان و جوانانی که دست به خودکشی می‌زنند همان متقاضیان خودکشی با گیتار و شمع و تیغ هستند اما جالب بود که وقتی به او گفتم: شکست عشقی و این حرف‌ها!؟ با خنده گفت: نه! و بعد دلیل خودکشی‌اش را مشکلات خانوادگی بیان کرد و گفت: «مدت زیادی از فوت پدرم نمی‌گذشت که بین فامیل پیچید من و پسر دایی‌ام با هم رابطه داریم. نمی‌دانستم چه کسی چنین ادعایی کرده اما می‌دانم بعد از این حرف و حدیث‌ها و دروغ‌هایی که درمورد من می‌گفتند، مادرم هم باور کرده بود و گاهی از من می‌خواست واقعیت را بگویم و من هرچه قسم می‌خوردم که چنین چیزی نیست، هیچ‌کس باور نمی‌کرد. خیلی تنها بودم و نمی‌دانستم دیگر چه کار کنم. تنها دلخوشی‌ام خانواده‌ام بودند که آن‌ها هم دیگران را به من ترجیح دادند! اوضاع بدی بود نگاه اطرافیان نسبت به من تغییر کرد. خسته شده بودم از این‌که هیچ کاری نکردم، اما همه به چشم دیگری به من نگاه می‌کردند. دلم می‌خواست بروم جایی که هیچ‌کس مرا نشناسد.» وقتی گفت دلم می‌خواست بروم جایی که کسی مرا نشناسد، کنجکاو شدم بدانم که آن روزها فکر فرار هم به سرش زده یا نه، که جواب می‌دهد یکبار بلیط یزد تهیه کرده اما قبل از سوار شدن به اتوبوس پشیمان شده و از تنهایی و عواقبش ترسیده و بدون این‌که کسی چیزی بفهمد به خانه برگشته و بعد از آن دیگر هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاده  است.

 

***

از خانواده‌اش که می‌پرسم، می‌گوید یک خانواده 4 نفره دارد و چند سالی است که پدرش را از دست داده است. خواهرش مترجم است و در راه آهن کار می‌کند و برادرش شغل آزاد دارد. مادرش هم چند سالی است ایام تعطیل و تابستان‌ها به عنوان مبلغ مذهبی به شهرهای مختلف سفر می‌کند. جالب است که استارت اولیه اقدام به خودکشی‌اش را مرگ پدرش می‌دانست و می‌گفت : «خودکشی برایت بهشت است وقتی که دنیا برایت جهنم باشد . دیالوگ یک فیلم بود که آن روزها باورش داشتم . بعد از مرگ پدرم تنهای تنها شدم و با جهنم اطرافم سرمی‌کردم.»

ظاهر موجهی داشت، می‌خواستم از اعتقادش بدانم و پرسیدم: می‌دانی نظر اسلام درمورد خودکشی چیست؟ گفت: «بله! خیلی خوب می‌دانم گناه بزرگی است و بخشیده نمی‌شود. اما آن روزها خیلی خودم را به خدا نزدیک می‌دیدم. بحث توکل و این چیزها نبود. شنیده‌اید می‌گویند خوف و رجا؟! من آن روزها فقط رجا داشتم. یاد نگرفته بودم از خدا بترسم!» این جمله‌اش را کاملا می‌فهمیدم. گاهی پیش می‌آید با انجام کاری حداقل پشت بام بهشت را از آن خودت بدانی و درحقیقت موتورخانه جهنم هم راهت ندهند! این هم یک جور اعتماد به نفس زیادیست!

 

***

دوباره از او می‌خواهم که گردیم به دی ماه 91 و ماجرای خودکشی. این‌که چه شد، امروز به جای این‌که زیر خاک خوابیده باشد، روی خاک نفس می‌کشد. می‌گوید: «دوستم که شک کرده بود مجبورم کرد تا بعد از تمام شدن تایم کلاس، یک لیوان شیر بخورم، اما مطمئن نبود و خیلی پیگیر ماجرا نشد، چون حتی فکرش را هم نمی‌کرد. در مسیر خانه آن‌قدر حالم بد شد که به سختی راه می‌رفتم. متوجه کمتر صدایی می‌شدم و چشم‌هایم تار می‌دید. فقط یادم می‌آید چند پسر از کنارم رد شدند و مرا متلک باران کردند. فکر می‌کردند ماده توهم‌زا استفاده کردم که تلو تلو می‌خورم! به محض این‌که به خانه رسیدم و خانواده‌ام متوجه شدند حالم وخیم است فورا آماده شدند تا مرا به بیمارستان برسانند . هرچه سعی کردم مانع‌شان شوم بی‌فایده بود و راهی بیمارستان شدم.

+ در مسیر هرچه پرسیدند چه شده؟

- گیج بودم یا حرفی نمی‌زدم یا می‌گفتم احتمالا مسمویت غذایی است. حرفم را باور کردند اما نگران بودند. به محض ورود به بیمارستان بستری شدم. دکتر مدام سوال می‌پرسید و من سر بالا جواب می‌دادم. در آن لحظه باتوجه به شرایط جسمی و ضعف شدیدم مطمئن بودم می‌میرم اما هرچه منتظر شدم بی‌فایده بود! معده‌ام را سریع شست و شو دادند. درد داشت اما درد این‌که زنده بودم بیشتر عذابم می‌داد. بعد از گذشت چند ساعت دکتر به سراغم آمد و گفت فهمیده که چه کار کردم. از او خواهش کردم تا به خانواده‌ام چیزی نگوید. اول زیر بار نمی‌رفت اما بعد دلش به حالم سوخت و قبول کرد. و تا 24 ساعت تحت مراقبت بودم.»

 

***

خودکشی با تیغ، پریدن از ارتفاع ، حلق آویز کردن و ... از او می‌پرسم این همه راه‌های مطمئن و تضمین شده چرا قرص؟! می‌خندد و می‌گوید : از خون و ارتفاع و این چیزها می‌ترسم اما خودکشی با قرص آرام است، نه درد دارد، نه خونریزی! می‌گویم: «حالا قرص را انتخاب کردی، چرا برگشتی خانه؟ چرا منتظر نشدی بمیری؟ کمی مکث می‌کند، می‌گوید : مسیر مدرسه به خانه نزدیک بود، دوست داشتم در بین راه تصادف کنم تا بعد از مرگ اسم خودکشی را یدک نکشم. چندبار هم تا مرز تصادف پیش رفتم ولی تنها داد و بی داد راننده نصیبم شد. فکر نمی‌کردم سالم برسم یا وقتی رسیدم مرا ببرند بیمارستان، البته خوشحالم که این اتفاق افتاد.»

در پایان گپ و گفت دو نفره مان از حال و احوال این روزهایش می‌گوید . از مشکلاتی که حل شده و زندگی‌ای که از آن بسیار راضی است و وقتی می‌گویم خودکشی، سریعا پاسخ می‌دهد: «مختص انسان‌های ترسوست!»

 

 

******

بررسی علل خودکشی از زبان محبوبه شتابی کارشناس روانشناسی

خودکشی و هزار بهانه

خودکشی می‌تواند انگیزه‌های زیادی داشته باشد و پرداختن به آسیب شناسی خودکشی بحث مفصلی دارد که در گپ و گفت با محبوبه شتابی، کارشناس روانشناسی سعی کردیم، چکیده‌ی از آن برای شما ارائه دهیم.

 

+ خودکشی؟! داریم مردم؟!

در دهه‌های اخیر مسئله خودکشی خسارات جبران ناپذیری به جوامع وارد کرده است و براساس آمار منتشر شده از سوی سازمان جهانی بهداشت هرسال نزدیک به یک میلیون نفر به علت خودکشی جان خود را از دست می‌دهند. متاسفانه این مسئله در کشور ما نیز رو به افزایش است و طبق آخرین مطالعات سومین علت مرگ جوانان و نوجوانان ایرانی بین 15-24 ساله شناخته شده است. خودکشی از ابعاد مختلف زیست محیطی، شخصیتی، روانی، اجتماعی و معنوی قابل بررسی است که پرداختن به هرکدام از این ابعاد نیازمند زمان زیادی است .

 

+ علل خودکشی؟

ظرفیت انسان با هم متفاوت است و همین ظرفیت عامل اقدام به خودکشی است. برخی افراد در برابر عوامل شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی آسیب پذیرتر هستند و ممکن است در برابرکوچترین مسائل و مشکلات از خود ضعف نشان دهند و با یک تصمیم اشتباه صورت مسئله را پاک کنند و دست از تلاش برای حل آن بکشند. جالب است که بدانید بررسی ها نشان می دهد نوجوانانی كه قصد خودكشی داشته و یا حداقل یكبار به آن دست زده بودند اكثرشان اقرار كردند كه علت اقدامشان به این كار فرار از موقعیتی بود كه در آن قرار داشتند و یا توانائی تحمل وضعیت موجود را نداشتند. اما جالب‌تر این‌جاست كه این افراد به آن میزان كه خواستار فرار از موقعیت بحرانی خود بودند خواستار مرگ و خودكشی نبودند و در آن لحظات راهی غیر از خودكشی نیافته بودند .

 

+ راه‌های جلوگیری؟

با افزایش سطح دانش و بالارفتن اطلاعات افراد، می‌توان مداخله پیشگیرانه انجام داد. اختلالات اضطرابی، مصرف مواد مخدر و الکل، غم، خشم، احساس رهاشدگی و ... همه این‌ها ناشی از تاثیر هیجان‌های منفی و مضر بر روی ذهن فرد است و هرکدام به تنهایی می‌تواند زمینه ساز خودکشی باشد. به صورت خلاصه عرض می‌کنم، می‌توانیم با اشاعه فرهنگ پیشگیری از خودکشی و توانمندسازی روانی و مذهبی نوجوانان و جوانان‌مان از اقدام به خودکشی آن‌ها جلوگیری کنیم. عده‌ای از افرادی كه خودكشی می‌كنند قصد مردن ندارند اما تنها راهی كه برای بیان احساسات خود به اطرافیان‌شان پیدا می‌كنند اقدام به این كار است! فرزندان ما باید بیاموزند در مواجهه با مشکلات چگونه منطقی با آن‌ها برخوردکنند و این مهارت مستلزم توجه بیشتر خانواده و اجتماعات کوچک و بزرگی است که فرد در آن‌ها حضور دارد، مانند مدارس. خوشبختانه در برخی از موارد خانواده‌ها با آگاهی از علائم تمایل به خودکشی و برخورد مناسب با جوان‌شان توانسته‌اند قبل از این‌كه واقعا دیر شود به آن‌ها در رفع مشكلاتشان كمك كنند .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
خیلی داستانش جالب بود...واقعا امیدوارم که هیچکس فکر این راه به سرش نزنه...خودکشی خیلی اشتباهه...ممنون بانو شیعه زاده :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
خاهش :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
١
B.(( ... واقعا چرا خودکشی آخه ... این همه دلیل واسه زندگی کردن ...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
مبافقم :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
و باز هم گزارشی خوف ناکـــــــــــــ... از طرف تیمی خوف ناک تر :))))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
من خوفناکم؟! ... نه! میخام بدونم! .... من خوفناکم؟! ... :| خخخخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
خود کشی کلا خوفناک هست باز یه گزارشگر خوفناک هم داشته باشه ... چه خوفناک تو خوفناکی شده !!!!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
آقای خبازی گفتیم هواپیمای جنگی رو کجا بنشونم؟! ... خخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
حمید هستم ... زبونمو دراز می کنم بیاد رو زبونم بشینه ... خخخخخخخخ
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
ممنون.منم یکی از نزدیکانم خود کشی کرد با 30 تا قرص.میخای بیاین مصاحبه کنین ها.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
یادش بخیر! منم یه بار 32 تا قرص خوردم! :)) البته کوشولو بودم! 4 ساله ام بود! ... دلیلش خودکشی هم نبود! فضولی بود! خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
این‌که هیچ کاری نکرده باشی، اما همه به چشم دیگری به آدم نگاه کنن؛خیلی بده یک جورایی درک میکنم و خیلی هم سخته ولی باز هم دلیل نمیشه البته خانواده ایشون هم تقصیر داشتن ..../نکته بعدی که به شدت خاصیت بازدارندگی داره همین اعتماد و اعتقاد به خداست و ترس از عزاب الهی/ این که خودشون هم به این نکته رسیدن خیلی خوبه که "خودکشی،مختص انسان‌های ترسوست!". واقعا هم همین طوره یعنی آدم وقتی از این دنیا و اتفاق های آینده بترسه به فکر این چیزا میفته/کارشناس برنامه هم خیلی نکات خوبی گفته بودن :)))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
البته همیشه حرف مردم خواه یا ناخواه هست! آدم باید سعی کنه نسبت به این حرفها واکنشی نداشته باشه . تمجید و تحقیر و ... همه لحظه ای هستن! یه سری ارزش ها باید توی وجود آدم جا بیفته // قطعا اعتقاد بخدا میتونه بازدارنده باشه // بههههله! با تشکر از کارشناس برنامه! :))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
خانوم شیعه زاده خبرنگار مخوف سایت جیم :))) خداقوت :) خیلی گزارش عالی و کامل بود »:)سایه گزارش های شما بر سر ما مستدام :))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
مرسی آقای عکاس باشی // سایه گزارش های تصویری شما هم بر سر ما مستدام! .... :))))))))))
mhv
mhv
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
تبریک میگم راه اقای موسوی بر زمین نماند و بعد از موضوعاتی چون غسالخانه ،سنگ قبر، تدفین، تلقین و ... خودکشی هم مورد لطف قرار گرفت، به امید گزارش از یک اعدامی خخخخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
بعدش هم باید یکی رو اعزام کنیم اون دنیا! ...
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
خوشحالم که راهم بر زمین نماند...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
ممنون دریا جان..خیلی گزارشت توپ بود..
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
قابلی نداشت :) نوش جان!
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
اصن خودکشی؟؟ میارزه واقعن؟؟ بعضیا تو 150 سالگی جون به عزراییل نمیدن میگن هنو زوده.... بعضیام با دستای خودشون..... :|
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
یحتمل عزرائیل آدرس خونه اون 150 ساله رو گم کرده! :)))))))))))))))
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
راستی ممنون دریا:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
خاهش عزیزم :)
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
اووووووووووووف شاهکار بود!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
:)
sherlok
sherlok
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
زمان ما هرکی "دازیوش" گوش میداد خودکشی میکرد!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
هاع؟؟؟زمان بابای من که همه با داریوش عاشق میشدن...شما رو نمیدونم...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٢
٠
داریوش؟! ... خخخ // الان ک یه مجید خراطها واسه خودکشی کل مردم جهـــــــــــــان کافیه! خخخخ
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
خانوم شیعه زاده شما با این گزارش مفصل و قشنگتون.به خودتون میگید جوجه خبرنگار؟؟چه تواضعی...من بهتون میگم خبرنگار ارشد:)یا همون کاپیتان خبرنگار.
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
کاپیتان خبرنگار قشنگه..:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
شما لطف دارین! :) // من خودم همین جوریشم اعتماد ب سقف مزمن دارم!! :))))))))))))))
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
راست میگین الان دیگه خودکشی مد شده...کسایی که ضعیفن این کارا رو میکنن...هعیییی روزگار....
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
آرهههه! اتفاقا این بنده خدا هم میگف خودکشی بین هم کلاسی هام یه پدیده جذاب و جالب بوده!!!
jalal
jalal
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
منشا خودکشی ضعف و یا عدم اعتقادات و باورهای درونی نسبت به خداست
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
بیماری های روحی روانی هم میتونه دخیل باشه ... // مرسی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
هعییییی...خودکشی...چی میشه گفت به اینجور آدما...حتما خیلی خیلی نا امید بودن که خودکشی کردن دیگه...کاش با پسرا هم درباره علل خودکشیشون مصاحبه میکردی مامان بزرگ جووونم..:)...خیلی خوب بود گزارشت..:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
پسره خودکشته یافت نشد! ... ببینم دفعه بعد چی میشه! خخخ :)))))) /// مرسی
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
مشکلات خانوادگی و ضعف افارد در حل اونا عامل مهمی در دست زدن به خودکشیه.که به نظرم در این موارد خانواده نقش خیلی مهمی داره.و همچنین جامعه.باید مهارتهای مقابله با مشکلات به افراد آموزش داده بشه.حالا چه تو خونه چه مدارس.اما متاسفانه جای این آموزشا خالیه. ممنون دریا جون/گزارش خوبی بود.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
کاش بجای خانم شتابی میومدم سراغ تو! خخ // مرسی عزیزم
s_a
s_a
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
دوس دارم گزارشاتو........ آفرین....... هعی........ خودکشی بَده! یه نفری رو میشناختم دورادور، خودشو پرت کرد پایین! :( بیچاره خونوادش......
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
واقعا بیچاره خونواده ها .... :| :| :| تا آخر عمر عذاب وجدان دارن
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
پرت کرد؟؟؟ایییییییییییییی
کاربر ناشناس
کاربر ناشناس
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
مصاحبه خوب و مفیدی بود کارشناس هم به خوب مواردی اشاره کرد در کل خسته نباشین.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
ممنون :)
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
خانم خبرنگار:گزارشتون مثل همیشه عالی بود!....آورین
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
آقای میلاد آقا! لطف دارین :)
Paeez
Paeez
٩٢/٠٦/٢٩
١
٠
واقعا وقتی یه ضربه روحی می خوری اگه آدمای خوبی کنارت نباشن خودکشی هم به ذهنت می رسه حتی...گزارشت خوب بود امیدوارم خودکشی هیچ وقت بهترین راه نباشه واسه کسی!ممنون مریم:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
قطعا هیچ وقت بهترین راه نیست! ... /// :))))))))))))) /// راسی سوغاتیمو بذا کنار تا نرفتم خودکشی کنم! خخخ
ناشناس
ناشناس
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
به نظر من توانمندی دینی خیلی تاثیر ندارد مهم محبته خانواده ها الان فکر میکنند خرید وسایل ایجاد رفاه واشون یعنی محبت ولی واقعا این نیست تا میگی محبت میگن فلان چیزو واستون خریدیم بسه دیگه یا دیگه چی میخوای؟خوشی زیر دلت زده؟
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
خب من مخالفم! .... چون تا حالا این جمله رو از زبون هم سن و سال هام زیاد شنیدم : اگه خودکشی گناه نبود تا حالا صد بار خودکشی کرده بودم!!!! + نقش خانواده واقعا پررنگه توی این قضیه .
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
بعضی ها فکر می کنند خودکشی آخرین راه است ولی تا وقتی بزرگترین پشتیبان یعنی خدا را همیشه همراه داری برای چی وقتی دچار غم و قصه می شوی فکر می کنی آخرین را خودکشی است...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
آره...تا خدا هست انگار همه چی هست:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خدا جانشین همه نداشته هاس ... بهههله! ... مرسی :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
اصن دوس ندارم خودکشی...چیه این کار خب؟؟خیلی راه بهتری هم هست واسه این که از اون گرفتاری بیای بیرون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
صد در صد میشه راه بهتری پیدا کرد!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
دریا ممنانم:)))خبرنگار خوبی هستی:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
ما نیز ممنانیم! خوبی از خودتونه! :))
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
اگه حتی یک ذره وجود خدا رو توی زندگیمون احساس کنیم ...هیچوقت دست به همچین کاری نمیزنیم...به نظر من تنها دلیلش عدم معنویت میتونه باشه//////ممنون دریا...گزارشت عااااااااااالی بود :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
ولی اینم درنظرداشته باش بعضی ها بیمارن! باید درمان بشن .... خاهش عزیزم :)
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
میگن کسانی که خودکشی میکنن لحظه اخر پشیمون میشن ازکارشون درحالی که دیگه کاری ازشون ساخته نیست ....
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
احتمالا همین طور باشه ....
admin
admin
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
به نظرم لازم بود که اشاره می کردید سوژه های مورد مصاحبه رو از کجا پیدا کردید... اینطوری ممکنه حس گزارش پشت میزی به خیلی ها دست بده؛ یعنی باید تا حد امکان سعی بشه برای خواننده تبین بشه که مورد مصاحبه واقعی و یکی از همین مردمه ...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
به نکته خوبی اشاره کردین! حتما توی گزارش های بعدی لحاظ میکنم! ممنون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٦/٣٠
١
٠
هيعععععع :( اين موارد رو كه ميشنوم خيلي غصه ميخورم :( آخه فكر يه آدم چقدر ميتونه كوچيك باشه كه، مشكلاتش رو با پاك كردن صورت مسئله حل كنه؟ اين آدما خدا رو باور ندارن! زندگي سخته، بايد سخت باشه!! زندگي درد داره! بايد اينطور باشه!! فراموش ميكنن تنديسي قابل ستايش ميشه كه تحمل ضربات چكش رو داشته باشه وخرد نشه!! صفت ها هم درد دارن!! به اجحاف موصوف صفتي بودن هم دردناك، قبول!!!! چرا با خودكشي مهر تاييدي باشيم براي حرف ديگران؟؟ چرا فراموش ميكنينم با توكل بر خدا و اينكه يه دادگاه بزرگ الهي هست كه اونجا ميگيرن جوابشونو اونايي كه به ناروا تهمت ميزنن خودمون رو آروم نكنيم ؟؟ چرا به اين فكر نكنيم كه ملاك ومعيار رضايت خداست؟؟ چرا....
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
لایک عزیزم ... دقیقا همینه
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
زندگی گاهی وقتاانقدبه ادم فشارمیاره که...........هعییییییییییییییییییی.نمیدونم چی بگم!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
:)
sun
sun
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
سپاس
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خاهش!
t.m
t.m
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
درسته خیلیا به خودکشی فک میکنن, ولی اگه ازش نجات پیدا کنن, مطمئنن پشیمون میشن از کارشون!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
منم مبافقم!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
هعیییییییییییییییی من رو یاد یکی از دوستام که سال پیش خودکشی کرد و از پیشمون رفت انداخت ....
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
:| چقد بد!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
اصلا این هایی که خودکشی میکنند رو درک نمی کنم .... درسته دنیا هزار تا بدبختی داره ولی با تمام بدبختی هاش قشنگه .... ممنون مریم جان کاملا درست و منطقی نوشته بودی *:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خاهش میکنم عزیزم :)
mahsa.a
mahsa.a
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
با تشکر از دختر خاله کاش عسک طرفو میزدی .... یه دعوای دیگه
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خخخ :))))))))))))))
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
خود کشی ینی رفتن از این جهنم به اون جهنم !!!!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
زندگی اون قدر ها هم جهنم نیست ، هست ؟؟ *:)
هورام
هورام
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
ایبل گزارش جالبی بود،خخخ.... دست.و پنجت دردنکنه!
نگار
نگار
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
ميدونيد گاهى ادم استباه ميكنه بعد تا اخر عمرش داغ اون استباه رو جسمش ميمونه ديگه اون وقت زندگر نميكنى گذران عمر ميكنى حالا اينا رو گفتم تا بدونين و به اينا. كن خودكشى ميكن حق بدين من شايد هيچ وقت جرات خودكشى رو نداسته باشم ولى اون داغ هميشه به جسممه به دلمه كاش كمى همديگرو بفهميم ممنون
فرح
فرح
٩٤/١١/٢١
٠
٠
بلاخره از روی عصبانیت آدم دست به کارایی میزنه که عواقبه بدتری براش داره اونم در حال حاظر با یه مشت آدم زبون نفهم که چه تو خانواده وفامیل چه بین همکلاسی ها ومحیط کار أکثر کسایی که این کارو میکنن انسانهای ساده ای هستن که دوروورشون پر از آدمایه بدذاته
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠