گرگ غرید؛ دخترک لرزید
مردی به اینه که...

گرگ غرید؛ دخترک لرزید

نویسنده : !WARNING!

نمیدونم این یکی را داستانی بنویسم یا نه؟ نمی‌دونم کوتاه بنویسم یا نه؟! پس می‌نویسم هر آن‌چه بر این ذهن می‌گذرد.

 

شب بود و هوا تاریک، کوچه تنگ و نمور، دخترک درحال عبور. پسری رد شد و دخترک لرزید!  پسرک گام برداشت و دخترک بازگشت! لرزه‌اش از ترس بود!

شب بود و هوا تاریک، کوچه تنگ و نمور، دخترک در حال عبور. گرگکی رد شد و دخترک لرزید! گرگ گام برداشت و دخترک بازگشت! لرزه‌اش از ترس بود!

 

تفاوت میان حیوان درنده و این مرد ترسناک چیست!؟ حیوان می‌ترساند و تو هم ترساندی! تو یک حیوان پر مدعایی؟! آهای بچه حزب اللهی، آهای مرد. مردانگی به ترساندن و غرش نیست! 

 

شب بود و هوا تاریک، کوچه تنگ و نمور، دخترک درحال عبور، گرگ‌ها همچنان پر غرور. گرگکی رد شد و دخترک لرزید! پسری رد شد و دخترک بر راه خویش گام برداشت. گرگ غرید، دخترک گام برمی‌داشت، چشمان گرگ خون آلود و می‌غرید.

امنیت موج می‌زد، کوچه هرچند تنگ و نمور، کوچه هر چند تاریک، سوت و کور، چشم گرگان هر قدر تیز، ای گرگ از مردانگیش بگریز.

پسرک رد شد و دخترک با آرامش خاطر در کوچه تنگ و نمور، در هوای تاریک، سوت و کور، در این هیاهوی غرش گرگ، نه گریزان، اینک اما با آرامش گام بر می‌داشت.

 

آرامش را اگر هدیه دادی مردی. اگر گامش به عقب بازنگشت، مردی. اگر از وجودت احساس امنیت کرد، مردی. 

تنگ و نمور، تاریک اما سوت و کور، غرش گرگ هرقدر با غرور، اگر امنیت دادی، مردی!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٨
٧
٠
ایوووووووووووول........ایشالا یه روزی پسرای بی تربیت خیابونی اینو بفهمن..............دستت درد نکنه خیلی عالی
کودک درون
کودک درون
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
انشاله به امید ان روز...................
blue girl
blue girl
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
انشاا...
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
انشا..........
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٨
٤
٠
عالی بود...حرف حق.ممنون جناب وارنینگ...پسرا یاد بگیرین
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٢٨
٤
٠
الان دیگه همه مردا مثله گرگ درنده ان.البته دور از جون شماها
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
:-O ؟؟؟؟؟
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
راس میگم خب چرا:-O؟؟؟؟؟ بعدشم من ک گفتم دور از جون شماها
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/٢٨
٢
٠
درود
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٢٨
٣
٠
اتفاقا منم داشتم چند روز پیش به همین موضوع فکر میکردم ممنون:))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٨
٢
٤
وارنینگ جان خیلی پیاز داغشو زیاد کردی...مگه تکزاسه؟؟...اینقدرم که میگی نیست...اینجور مردا یک در هزارن...
!warning!
!warning!
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
بسم رب الحسین .. . یک در هزار!!! نمیشه و الا گزارشات رو عکس میگرفتم واست میدادم ، متاسفانه باید بگم خیلی بیشتر از اونی که فکر میکنید دخترا و پسرای نسل های آیندمون قراره بدتر بشن!
کودک درون
کودک درون
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
اتفاقا این جور مردا زیادن.متاسفانه در جامعه ما فقط بر روی حجابو رفتار دختران و بانوان تاکید می شودو در مورد آقایان خبری از این مسائل نیست.......
faride
faride
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
شما پسری اینو تجربه نکردی...دخترا خوب درک میکنن این مطلبو...چون واقعا همینطوره!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
خدا همه این گرگا رو بذاره لای در! ....
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
:((((((((((((((((((
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
آرامش را اگر هدیه دادی مردی... خیلی جالب نوشته بودی ... ممنونم.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
سلام نوشته ايد «شب بود و هوا تاریک، کوچه تنگ و نمور، دخترک درحال عبور.» يعني چه شب بود و هوا تاریک ؟ نكنه طرفاي شما شبا هوا روشن است. يعني چه کوچه تنگ و نمور ؟ معمولا كوچه تنگ است اگر تنگ نباشد خيابان است و به مشهدي ميلان . و اگر در جمله قبلي نامي از زمستان يا باران مي‌برديد نمور بودن معني داشت يعني چه دخترك در حال عبور ؟ با جمله قبلي دنيال قافيه بوده‌ايد متشكرم
!warning!
!warning!
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
بسم رب الحسین .. . خوب برادر من اینو بهش میگن آرایه ادبی دیگه!!! بازم ممنون به هر حال نظره دیگه
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٢٨
٢
٠
بله یک مرد اگه آرامش رو هدیه داد مرده وگرنه که.....!!حرف حق بود...البته هنوز هم هستند مردایی که وجودشون آرامش بخشه همه اینجوری نیستن....خیلی عالی بود دستتون مرسی :)
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
خیلی خوب نوشته بودی....آورین
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
مردونگی رو خوب توصیف کردی ... مرسی ...
s_a
s_a
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
خیلی خوشم اومد از نوشتتون...... "اگر از وجودت احساس امنیت کرد، مردی." هعی..........
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
اصلا متن خوبی نبود گرگا به این خوبی:))))))))))))))))))))))نه باوا خعلی عالییییییییییییییییییی بود خیلی ها:)
faride
faride
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
عالی بود نوشتتون حس خوبی بهم دست داد..کاش میشد اینجوری بشه خیابونا...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
من نفهمیدم الان ربطش به بچه حزب اللهی چی بود..:(( اصلا خوشم نیومد از این جمله تون:((
!warning!
!warning!
٩٢/٠٦/٢٨
٢
٠
بسم رب الحسین.. . امروزه خیلی از بچه حزب اللهی ها وقتی از کنار یه دختر رد میشن!! اگر ظاهر درستی نداشته باشه با اخم و تخم و و .. هراس میندازن تو دل اون فرد! آیا پیامبر با انسان های خطاکار اینطور برخورد میکرد.؟! اینی که میگم دیدم ها ، خیلی از دوستانم رو دیدم اینطوری میکنن در حالی که میشه با وقار از کنارش گذشت یا حتی یه تذکر کوچک داد! اما نه با اخم! بلکه با خوشرویی
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٦/٢٨
٢
٠
ممنون از توضیحتون..
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
حتما بعضی از بچه حزب الهی ها اینطورین دیگه...
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
هوووووووووووووووووووووم : )
!warning!
!warning!
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
بسم رب الحسین .. . میگم حالا این آواتار من میبینید اخموست نگید این از همون گرگاست ها!!! نه این عکسه قشنگ شده بود همه جا آواتار میزارمش ! این اخمه به گرگاست! نیشخند. جدی قنشگ بود حالا؟!
faride
faride
٩٢/٠٦/٢٩
١
٠
کاش همه مثل شما فکر میکردن...
!WARNING!
!WARNING!
٩٢/٠٦/٢٨
٢
٠
بسم رب الحسین .. . من کلی نظر دادم!! پاسخ دادم ، آخر دیدم وارد نشده بودم!! حوصله ندارم دوباره بزنم!!! کلا سپاس دوستان! ه ه ه
ali007
ali007
٩٢/٠٦/٢٨
٢
٠
امیدوارم دیگه هیچ بانوی ایرانی به خودش نلرزه. به امید فردایی بهتر.
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢٨
١
٠
آرامش را اگر هدیه دادی مردی.......زیبا بود :)
faride
faride
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
اره اینجاش خیلی قشنگ بود:)
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٩
١
٠
بسیار زیبا بود و البته آرمانی....مردی...کلمه ای که امروزه تو زور بازو خلاصه میشه
mahshid
mahshid
٩٢/٠٦/٢٩
١
٠
مغسی .عالی بود
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٩
١
٠
آرامش را اگر هدیه دادی مردی. اگر گامش به عقب بازنگشت، مردی. اگر از وجودت احساس امنیت کرد، مردی. تنگ و نمور، تاریک اما سوت و کور، غرش گرگ هرقدر با غرور، اگر امنیت دادی، مردی! خیلی عالی.ممنون
n-eskandary
n-eskandary
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
!#!
blue girl
blue girl
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
مرسی
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیلی ممنون...چندوقت قبل خوندم دختر تو کوچه خودشون به علت تاریکی کوچه بهش تجاوز کردن..مامان اومده دنبال دخترش دید ه بی هوش تو کوچه افتاده باوضع....
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٣٠
١
٠
آرامش را اگر هدیه دادی مردی. اگر گامش به عقب بازنگشت، مردی. اگر از وجودت احساس امنیت کرد، مردی. ...واقعا!!
طلایه
طلایه
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
بعضی وقت ها توی جاهای باز وتوی شلوغی هم ادم از نگاه این گرگ ها میترسه
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠