هو الرضا
با سبک زندگی امام مهربانی‌ها آشنا شوید

هو الرضا

نویسنده : اعظم عامل نیک

وقتی کسی را دوست داری، دلت می‌خواهد از همه کارهایش خبر داشته باشی. همه عادت‌ها و خلق و خویش را بدانی. وقتی آن کس بزرگ باشد وسوسه‌ات بیشتر می‌شود و وقتی آن بزرگ امامت باشد موضوع برایت خیلی جدی می‌شود. جدی به  اندازه یاد گرفتن قدم برداشتن در کودکی، کارهایش، رفتارش، خلق و خو و سبک زندگی‌اش تا اندازه دانستن همه قدم‌هایی که در زندگی برداشته مهم می‌شود. باید تا می‌توانی خبر از جاپایش بگیری، چون قرار است توی زندگی پا جای پای امامت بگذاری و شبیه او شدن را امتحان کنی.

 

- شیر بز را خودش می‌دوشید.

- بلند نمی‌خندید، لبخند می‌زد.

- وقتی مهمان داشت، تکیه نمی‌داد.

- پایش را مقابل کسی دراز نمی‌کرد.

- کم و ساده غذا می‌خورد.

- کم می‌خوابید.

- استفاده از عطر و غسل جمعه را سفارش می‌کرد.

- در خلوت لباس ساده و خشن می‌پوشید.

- وقتی به دیدار مردم می‌رفت، بهترین لباسش را می‌پوشید.

- به دوستانش می‌گفت: زیبا و مناسب بپوشید.

- در گفت‌وگو حرف کسی را قطع نمی‌کرد.

- هرگز درخواست کسی را، اگر توان انجامش را داشت، رد نمی‌کرد.

- به حقوق کارگران اهمیت می‌داد، می‌گفت: پیش از انجام کار، مزد کارگر را تعیین کنید.

- همراه برده‌ها روی زمین غذا می‌خورد.

- سلام کردن به کودکان را ترک نمی‌کرد.

- به هیچ یک از کارگران  دستور نمی‌داد، کاری برایش انجام دهند.

- با همه به نرمی و آرام صحبت می‌کرد.

- به حمام عمومی می‌رفت.

- سجده اش طولانی بود.

- روزه را بسیار دوست داشت.

- درس و بحث را ذکر خداوند می‌دانست.

- بسیار صلوات می‌فرستاد.

- پیش از آن‌که بخوابد، قرآن می‌خواند.

- فروتن بود. مانند مردم معمولی لباس می‌پوشید و رفتار می‌کرد. بسیار پیش می‌آمد که او را با مردم عادی اشتباه گیرند.

- در لباسش رنگ و علامت خاصی به کار نمی‌برد تا با مردم متفاوت نباشد.

- هم صحبتی با مردم را دوست داشت.

- پنهانی صدقه می‌داد.

- بهترین قسمت غذایش را برای نیازمندان می‌فرستاد.

- مقابل مهمانش می‌ایستاد.

- شب نمی‌خوابید، گهواره فرزندش جواد را تکان می‌داد و با او بازی می‌کرد.

- فرزندش را به اسم صدا نمی‌کرد.

- می‌خواست همه وقت غذا خوردن باشند، می‌گفت نگهبانان و دربان هم حضور داشته باشند.

می‌گفت: اگر من بالای سر شما ایستادم و شما مشغول غذاخوردن بودید به احترام من بلند نشوید. 

-وقتی شخصی کاری برای او انجام می‌داد، هر چقدر هم کوچک بود، بسیار تشکر می‌کرد.

- در تابستان روی حصیر می‌نشست.

- اجازه نمی‌داد مهمانش در خانه کاری انجام دهد.

- یک سال در روز عرفه تمام دارایی‌اش را به نیازمندان بخشید. می‌گفت: برآوردن حاجت مؤمن برتر از ده بار طواف خانه خداست»

- فرزند بزرگ پدرش بود، در سال‌های طولانی زندان پدر، همه خانواده را سرپرستی می‌کرد. 

- محبتش به خواهرش معصومه(س) معروف بود.

- برای همه وقت می‌گذاشت. گاهی که فرصتی پیش می‌آمد، همه اهل خانه، حتی خدمتکاران را دور هم جمع می‌کرد.

- به دوستانش سفارش می‌کرد، به دیدار یک‌دیگر بروند.

- می‌گفت: با همه یکسان برخورد کنید، حتی در لبخند زدن هم عدالت را رعایت کنید.

- از پیامبر نقل می‌کرد که لباسی مثل لباس دشمنان من نپوشید، و خوراک و نوشیدنی مثل خوراک و نوشیدنی دشمنان من نخورید و نیاشامید، و راه و روش شما مانند شیوه دشمنان من نباشد. اگر غیر از این عمل کنید، بدانید شما با من دشمنی کرده‌اید چنان که آن‌ها دشمن من هستند.

- می‌گفت: نباید رضایت خداوند را به رضایت خلق خدا فروخت.

- روزی که مسموم شده بود، پس از این‌که نماز ظهرش را خواند. حال اهل خانه را پرسیده بود. می‌خواست بداند اهل خانه و کارگران و خدمتگزاران غذا خورده‌اند؟ وقتی که فهمید کسی غذا نخورده‌است. خواست سفره بیاندازند و همه را خبر کنند. یکایک را مورد محبت و مهر خویش قرار داد و هنگامی که همه غذا خوردند، بیهوش شد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
قربونت برم امام رضا ،خیلی دوست دارم
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
محبتش به خواهرش معصومه(س) معروف بود. قابل توجه برادرا... ولی خب قابل توجه هممون.یه عمر همسایگی چقدر خودمونو بهشون نزدیک کردیم.خودمو میگم هییییییی آقا تولدت مبارک
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
آقا جان خیلی دوست دارم
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسی ازشما
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
هر چند حال و روز زمین بد است یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است حتی فرشته ای که به پابوس آمده این جا میان رفتن و ماندن مردد است ای جا مدینه نیست نه این جا مدینه نیست پس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟ حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای این جا برای عشق شروعی مجدد است جایی که آسمان به زمین وصل می شود جایی که بین عالم و آدم زبانزد است هر جا دلی شکست به این جا بیاورید این جا بهشت شهر خدا شهر مشهد است ( لیلا مهیمنی)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
تمام ائمه الگوی مناسبی برا ادامه ی زندگی هستن...ممنون..:)
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
هوم عطر ! کم خوابیدن و کم غذاخوردن هم خوبه :)) ولی رضایت خدا رو به رضایت خلق خدا ترجیح دادن خیلی سخته :((
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
تولد امام رضا جونمون مباااااااااااااارک *:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
- از پیامبر نقل می‌کرد که لباسی مثل لباس دشمنان من نپوشید، و خوراک و نوشیدنی مثل خوراک و نوشیدنی دشمنان من نخورید و نیاشامید، و راه و روش شما مانند شیوه دشمنان من نباشد. اگر غیر از این عمل کنید، بدانید شما با من دشمنی کرده‌اید چنان که آن‌ها دشمن من هستند.... یا علی ابن موسی الرضا ببخش ما را... خیلی ممنون مطلب بی نهایت مفیدی بود.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
و البته تبریک :)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
کاش کمی درس بگیریم از کارا و رفتاراش...........ممنونم و عیدتون هم مبارک:)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
ای کاش اینارو سرلوحه زندگی قرار بدیم...ممنون از شما
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
اميدوارم بتوانيم اين امام عزيز را الگو خود قرار دهيم............ممنون بابت مطلبتون
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
امام رضا دوست دارم
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
قربون امام رضا بشم من :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
عاشقتم ای ضامن آهو ...
mhv
mhv
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
کاش زندگیمون معصیتش کم تر بود، خیلی خوبه دوس دارم اینطور نوشتن، به جایی اینکه وقت زیادی رو صرف گشتن احادیث سبک زندگی ائمه پیدا کنی ، با خوندن یک مطلب خیلی چیزا گیرت میاد:) معصوم نیستیم ولی میتونیم مثل معصومین زندگی کنیم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣