عاشقي يعني...
شعری از شاعر انشاا... آینده‌دار!

عاشقي يعني...

نویسنده : m_pesarkhob77

اي دل بي‌معرفت گفتم كه عاشق نشوي

اي دل بي‌معرفت گفتم كه سويش نروي

اي دل مجنون، عشق بودت چه سود؟

زين همه اشك‌ها تو را چيزي بود؟

اي دل نامرد من اي بي‌وفا

اي كه تو بر اين من كردي جفا

خوب ديدي كه در عشق كردي خطا؟

زين خطاي تو بيافتادم من در اين بلا

پند بياموز اي دل نادان من

معرفت ديگر نيست در اين وطن

گر تو بر او جان دهي اين نشود

زين سبب او هم بر تو جان دهد

بشنو اين را اي دل گريان و زار

عاشقي يعني شكست و انتظار...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
عاشقي يعني شكست و انتظار....مرسی قشنگ بود :)
t.m
t.m
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
:))))
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
اي دل نامرد من اي بي‌وفا اي كه تو بر اين من كردي جفا ای دل نامرد هیییییییییییییییییییییییییییییی........
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
دستتون مرسي قشنگ بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٧/٠٢
٤
٠
عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که : عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق است… تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد! اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست! برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند… و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛ در انبوه جمعیت نیز تنهاست …… کتاب نیایش، دكتر شريعتي
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
نظرات شما خیلی خاصه...آفرین :)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
خیلی زیبا بود ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
قشنگ بود...بیشتر تمرین کن و بیشتر شعر بگو...موفق باشی...ممنون :)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
یکم از نظر وزنی مشکل داشت ولی انقدر خوب وبد که دیده نمیشد ..................ببخشید امیدوارم از حرفم ناراحت نشید ........ولی واقعا زیبا بود ممنونم
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٢
١
٠
شعر شما زیبا بود.. اما تعریف عشق این نیست..
سین
سین
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
منم موافقم تعریف عشق این نیست.....موفق و خوش آتی باشید.
mahshid
mahshid
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
مغسی.خوب بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
پند بياموز اي دل نادان من ... خیلی یک جوری بود:/ |بعد این شاعر انشاا... آینده‌دارش خودتون هستید ؟ :))
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
یه کمی وزنش مشکل داشت انگار.ولی در کل خوب بود
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
ای دل ، دمت گرم که رفتی سمتش ! باعث شدی معنی اصلی زندگی رو بفهمم ...
maede
maede
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
بد نبود.موفق باشی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
قشنگ بود اما وزن و قافیه؟؟؟اگه میخوای شاعر بشی کارگاههای آموزشو بهت توصیه میکنم.شعر گفتن اصول و قاعده داره که اگه یاد بگیری خیلی بیشتر از نوشتن لذت می بری.موفق باشی
khan
khan
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
وزن خیلی مشکل داشت... دو جا هم قافیه انداخته بودی... در ضمن مثنوی برای داستان گوییه... تازه باید خیلی بیشتر از اینها باشه...برای عشق و عاشقی باید غزل رو انتخاب می کردی... در ضمن محتوای شعرت فکر نمی کنی کلیشه بود... سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر... بله داداش... بیشتر سعی کنی حتما بهتر میشه...موید باشی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
محتوا بد نبود..........وزن مشکلات زیادی داشت...............بیت اول: یه خرده فقط یه خرده همون مشکل وزن رو داره........بیت دوم:مصرع اول که گفتین ای دل مجنون، عشق بودت چه سود، اصلن وزنی نداره و بیشتر همون حالت حرف زدن عادی رو داره..........بیت سوم: مصرع دوم، اصطلاح بر این من، ینی برای خودتون از اشاره این استفاده کردین؟؟؟//یه کم مناسب نیست.........بیت چهارم: وزن ها بازهم همون مشکل رو دارن، ینی همون حالت عادی و اینکه اصن دوتا مصراع این بیت به هم دیگه از نظر وزنی نمیخوره.........بیت پنجم: مصرع اول عالی گفته شده ولی مصرع دوم بهش نمیخوره..........بیت ششم: این بیت نه معنی داره نه وزن، اگه در مصرع اول به جای نشود بنویسی نشنود چه طوره؟؟؟؟...............و بیت هفتم: عالیییییی...........................................درباره ی محتوا هم باید بگم تکراری بود و اگه در شعر از تشبیه ها استفاده میشد دیگه خواننده کمتر به تکراری بودن موضوع دقت میکرد........این یه نقد بود از کسی که خیلی هم وارد نیست.....امیدوارم ناراحت نشده باشید......موفق باشید:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات