ترجیح می‌دهم
متنی از عمق احساساتم

ترجیح می‌دهم

نویسنده : مهدیس خانووم

من اسیر دریا شدن را به اسیر دنیا شدن ترجیح می‌دهم. من این طبیعت را به سیاست، به جامعه، به تحقیر شدن میان انسان‌ها ترجیح می‌دهم.

بگذارید دستانم را به امواج بسپارم و میان دریاها غرق شوم. شوق من اینجاست. من صدای موج موج این  دریا را به ونگ ونگ سیم‌های سازم ترجیح می‌دهم.

من گوش دادن به خشم طبیعت را به گوش دادن به خشم نامردان زمین ترجیح می‌دهم. 

بگذارید دریا سرم داد بکشد، شانه‌هایم را بلرزان. من این فریادها را به فریادهای مردم این خاک ترجیح می‌دهم.

 

بگذارید من همین جا باشم، روی کف‌های ساحلی بخوابم و صدف‌های سرد را در آغوش بگیرم. من این کثیفی را، من این لجن زار طبیعی را، به لجن زار آدم‌ها ترجیح می‌دهم.

بگذارید همین جا باشم زیر ماسه‌ها دفن شوم، من این‌گونه مردن را به مرگ تدریجی میان خیابان‌ها ترجیح می‌دهم. من سوختن زیر آفتاب ساحل را به خاکستر شدن زیر نگاه مردم ترجیح می‌دهم.

بروید، نگویید شب است دریا در مد است. من این اوج دریا را به اوج احساسات بی‌رگ و ریشه‌ام ترجیح می‌دهم.

 

آری من اسیر دریا شدن را به اسیر دنیا شدن ترجیح می‌دهم. مرا به حال خود رها کنید. من شب و روز این ساحل را به شب و روز زندگیم ترجیح می‌دهم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٠٢
٢
٠
من اسیر دریا شدن را به اسیر دنیا شدن ترجیح می‌دهم. ....بعله ما هم این چنین
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
دستتون مرسي واقعا...............خيلي قشنگ بود
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٠٢
٣
٠
خیلی قشنگ بود...بگذارید همین جا باشم زیر ماسه‌ها دفن شوم، من این‌گونه مردن را به مرگ تدریجی میان خیابان‌ها ترجیح می‌دهم...ممنون :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
من شب و روز این ساحل را به شب و روز زندگیم ترجیح می‌دهم....مرسی مهدیس قشنگ بود :)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
من اسیر دریا شدن را به اسیر دنیا شدن ترجیح میدهم...........واقعا درسته اما ...........ممنونم بی نهایت لذت بردم .
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
من سوختن زیر آفتاب ساحل را به خاکستر شدن زیر نگاه مردم ترجیح می‌دهم..... خیلی تعبیرای جالبی داشتی مهدیس جون ممنون :)))
mahshid
mahshid
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
من این لجن زار طبیعی را، به لجن زار آدم‌ها ترجیح می‌دهم.....عالی بود مغسی
سین
سین
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
من گوش دادن به خشم طبیعت را به گوش دادن به خشم نامردان زمین ترجیح می‌دهم. فوق العاده زیباست..ممنون.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
مرا به حال خود رها کنید... خیلی قشنگ نوشتید :))من سوختن زیر آفتاب ساحل را به خاکستر شدن زیر نگاه مردم ترجیح می‌دهم.
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
چرا انقد منفی آخه؟ زندگی خیلی چیزا داره که میشه دل خوش بود بهش..
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
بسیار عالی . آفرین ...
maede
maede
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
آره واقعن کنار دریا بودن و خیره شدن به دریا حسای خوبی به آدم میدن.قشنگ بود.مرسی
m_movahed
m_movahed
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
قشنگ بود
khan
khan
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
خوب بود... زحمت کشیدید...
m_sana
m_sana
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
وای من عاشق دریام خیلی قشنگ بود
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
چقدر عالی بود.....روان، زیبا، پرداخته به موضوعات اصلی روزانه...........................(نمی دونم تازگیا برای هر مطلبی به صورت ناخودآگاه نظرای ادبی میدم؟؟؟؟)
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٠٦
٠
٠
قشنگ بود متنت ولی خدائی جو گیر نشی جائی به جز مناطق حفاظت شده به دریا بزنی ها!!! غرق میشی اونوقت دیگه این عمق احساست به هیچ کارت نمیاد دختر خوب. ولش کن اصلا بیا سر کار و زندگیت تا کار دست جیمی ها ندادی!!!
P_S_Z
P_S_Z
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
مهدیس جان خواهر گلم عالیه بهت تبریک میگم و مفتخرم :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٨
٠
٠
سلام:خیلی زیبابود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠