شب‌های بارانی
تو برای ماندنت چیزی نمی‌خواهی

شب‌های بارانی

نویسنده : a_vahidi

در خانه

 نقاشی مست

شب و روزم را پیمانه می‌کند

 و هرطور که می‌خواهد به من لبخند می‌زند

و رنگ می‌گرداند

 و تنهایی هر آن‌قدر که می‌خواهد بازوهایم را فشار می‌دهد

 و تو برای ماندنت

نه آفتابی می‌خواهی

 و نه خیابانی

که باهم شب‌های بارانی را قدم بزنیم

===========

پ.ن: با کمال احترام و فروتنی تقدیم به استاد اسدا... لاری دشتی

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
سپاس از شما:)))
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود ولی به نظر من با جای "نه آفتابی می‌خواهی" اگر (نه مهتابی می خواهی) میبود بهتر بود چون با شب بیشتر همخوانی داره.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
و تو برای ماندنت نه آفتابی می‌خواهی و نه خیابانی که باهم شب‌های بارانی را قدم بزنیم...ممنون :)
m_davachi
m_davachi
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خیلی متن جالبی بود ممنون
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خی یلی هم زیبا
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
خوب بود تشکر
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
به به با هوای امشبم چه همخونی داره
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... متشکرم جالب بود
نیوا
نیوا
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
ممنون
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
زیبا بود ممنونم
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
بسیار زیبا/مرسی:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات