يك روز در متروی تهران...
صد رحمت به متروی نقلی مشهد

يك روز در متروی تهران...

نویسنده : mahdieh.t

وارد كه مي‌شدي يک پله برقي با شيب زياد مي‌ديدي، جمعيت خيلي زياد بود، پله برقي اول كه تمام شد، نوبت به دومين پله برقي رسيد. باز هم جمعيتي قابل توجه وارد پله برقي دوم شدند. خلاصه همين پروسه ادامه داشت و ما از پنجمين پله برقي هم پياده شديم.

بعد وارد سالني بزرگ شديم كه تقريبا يک چيزي شبیه فرودگاه بود. بعد از آن صفي را ديديم كه جلوي تابلويي كه روی آن نوشته بود «بليط»، ایستاده بودند. من هم درصف ايستادم.

بليط را كه گرفتم، رفتيم به سمت قطار، بليط را وارد آن دستگاه كه بهش مي‌گفتند (فكر كنم) «گيت» گذاشتيم و وارد سالن اصلي شديم. دو دقيقه صبر كرديم و بعد قطار آمد. برخلاف متروي مشهد كه فقط از دو واگن تشكيل شده، مترو تهران هر چه مي‌آمد مگر تمام مي‌شد!

بعدش كلي آدم به سمت درهاي قطار رفتند، وارد قطار كه شديم فهمیدم درست است متروي مشهد در برابر متروي تهران خيلي كوچك و كم جمعيت است اما يک خوبي كه دارد اين است:  صداهايي توجه من را جلب كرد، «سوزن نخ كن»، «انواع لوازم آرايشي»، «دستبند، النگو، گردنبد»، «انواع شال» و... خلاصه به هر طرف كه نگاه مي‌كردي يک فروشنده داشت از جنس‌هاي خودش تبليغ مي‌كرد، آن هم چقدر تند تند.

 

قطار به ايستگاه دوم كه رسيد دوباره فروشنده‌هاي جديدي وارد مي‌شدند و شروع مي‌كردند به فروش، خلاصه اصلا احساس نمي‌كردي كه الان توي راهي، نگاه مي‌كردي و سرت بند بود ديگر. اما خدايي اين يک حسن است كه در مترو مشهد اصلا از اين فروشنده‌ها نيست و هركدام آرامش دارند و متتظر رسيدن به مقصد هستند.

در همين افكار بودم كه صدايي اآمد: «ايستگاه امام خميني» بعدش تمام آقايان محترم هجوم آوردن به سمت قسمتي كه روي آن نوشته شده بود، مخصوص بانوان! تقريبا به حالت له شدن رسيده بودم و خانما هم شروع كردن به غرزدن: ما درست بشو نيستيم، آقايان خجالت بكشيد، مگر مجبورين اين همه آدم سوار شين، حالا نمي‌شد منتظر قطار بعدي باشين و...

به ايستگاه بعد كه رسيديم عده‌اي پياده شدند و قطار اندكي خلوت‌تر شد، آن موقع من فقط در حال و هواي متروي سوت و كور مشهد بودم. دخترخاله‌ام به من نگاهي انداخت و خنديد و گفت مهديه قيافه‌ات شده مثل علامت سوال. بايد ديگر كم‌كم عادت كني. و به مقصد رسيديم و پياده شديم...

واقعا اگر متروي تهران يک روز از كار بيافتد كار خيلي از مردم لنگ مي‌ماند. دوباره از همان پله برقي‌ها بالا رفتيم و اين فقط توصيفي از متروي تهران بود حالا خودتان مقايسه كنيد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سین
سین
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
وااااای پله هاش ک خیلی وحشتناکه هرچی میری تموم نمیشه!!!
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
آقا یعنی چی اسم منو تحریف کردن....من اعتراض دارم.این من نیستم ها..
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٧/٠١
١
٠
1. اون دستگاه نیست ... گیت یعنی در // 2. خیلیا از همون فروشنده ها خرید می کنن و خودش فرصت شغلیه // 3. ما که تا حالا ندیده بودیم مردا بزن تو واگن خانوما حتی تو ایستگاه امام که شلوغ ترین ایستگاهه چون سه تا خط به هم وصل میشن // 4. متروی تهران خیلی بهتره ...
Ayda
Ayda
٩٢/٠٧/٠١
١
٠
مبافقم :) منم مترمونو با تمام شلوغیش دوست دارم
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
اولا گفتم كه دقيق نميدونم دوما درسته خريد ميكنن اما خيللللي زود هم پشيمون ميشن البته بازم صد درصد نيس سوما اما ما ديديم دقيقا له شدن رو هم احساس كرديم حالا شما با فرهنگي منتظر ميموني قطار بعدي بياد ديگه....چهارما ااره خب معلومه مثلا هرچي نباشه بهش ميگن پايتخت،بايد متروي بهتري نسبت به بقيه شهرها داشته باشه
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
خخخخخخخخ.....خب هرچی شهر بزرگتر، رفت و آمدا بیشتر، شلوغیا بیشتر.......همون اتوبوس اصن.....آخه شهر ما که مترو نداره:)
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
مترو نگو ، بگو زمین مسابقه !
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٧/٠١
١
٠
من که فقط مترو مشهد سوار شدم خیلیم خوبه:))
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
وقتي مترو تهران سوار شي نظرات ديگه اي هم پيدا ميكني!!!!
نوشا
نوشا
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
وایییییی ... ولی حال میده
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
ااره خيللللللي حال ميده....حيف چقدر زود گذشت!!!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
خب البته ایستگاه انتهایی تجریش 5 راه پله برقی بزرگ داره و بعلت اینکه اون منطقه تقریبا بالای شهر تهرانه و در دامنه کوه واقع شده لذا خیلی باید بری زیر زمین تا به سطح تقریبا همسطح مترو برسی.. خب اینم به لحاظ اصول مهندسی سازه مترو است دیگه .. اما از ازدحام و جمعیت نگو و نپرس که خدای احد واحد فقط میداند (و البته تمام مردم مترو سوار تهران!!) .. یه نکته ی دیگه اینکه اون ساعت سوار و پیاده شدن مترو خیلی مهمه که ساعت پیک داره و ساعت کم مصرفی.. در خلوت ترین ساعت روز خیلی از متروی مشهد شلوغتره.. ساعت پیک ش رو هم اصلا غیر قابل تصور است..
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
اقا مصطفي شما خيللللي ديگه كارشناسي نظر دادي!!!!ما هرچي به چشممون اومد نوشتيم!!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
به تهران شهر دود و ازدحام خوش آمدید!!!!!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
موافقم ....
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
يه دنياي زير زميني مرموزيه واسه خودش (-_-) من كه خيلي دوسش دارم :) تابستونا زير آفتاب داغ، توي شلوغي وهيايو خيابونا، مترو تاريك وخنك يه حس وحال ديگه داره :))))
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
ااره موافقم
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٧/٠١
١
٠
ها بابا جان! توي يه وجب جا، نفس كم مياره آدم، نميدونم اينا با چه انرژي فروشندگي ميكنن!! تو ساعت شلوغي وبعد از ايام تعطيلي مترو نمونه ي بارز يه آنتروپي شديد محسوب ميشه اصلا دست وپاي هركي تو دهن يه نفر ديگست :))))
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
ميگن موقع عيد كه باشه ديگه لازم نيس بري بازار خود مترو يه پا بازاره واسه خودش..
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
آخخخ...چه شلوغی بدی...واقعا انقد شلوغ خوب نیست...همین خلوتی مشهد بهتره :))..ممنون
par!sa
par!sa
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
آقایون رفتن به سمت قسمت بانوان؟؟؟؟؟ فک کنم متروی مشهد برعکسه... وسط واگن آقایون پر خانومه:))
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٧/٠١
٠
١
تو مشهد كلا خيلي چيزا برعكسه...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٠١
٢
٠
بازم به متروی مشهد حداقل دو کلمه انگلیسی یاد میگیریم ... بامزه نوشته بودی ...
آبان
آبان
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
عجب توصیفی بود هووووووووووووم من مترو خودمون رو خو اینطوری بیشتر دوس دارم هر چند سوار نمیشم چند وقته چون گیرونه خخخخخخخخخخخخخخ
faride
faride
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
من که نرفتم تاحالا متروی تهرانو.ولی به قول پریسا مشهد که خانما میرن قسمت اقایون!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
اما من این شلوغی رو دوست دارم به ادم حس زندگی میده..............
یلدا جون
یلدا جون
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
من تا حالا سوار متروی تهران نشدم اما فکر کنم از متروی مشهد بهتر باشه
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
من تاحالا مترو سوار نشدم....آخه اصلا جاهایی که میرم به مترو نمیخوره....هعیییییییییی....من مترو میخوامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٠٢
١
٠
اگه یه دوتا پله برقی دیگه اضافه میشد شاید به نفت میرسیدیم ........ ولی تهران شهر زنده ایه دوسش دارم.....
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
بالاخره اونا پايتخت نشينن.....................
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٠٢
١
٠
سلام سفر سلامت سوغات بهتري نداشتن
m_farshchi
m_farshchi
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
واقعامتروتهران درمقابل مترومشهدوحشتناکهههههههه
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
تهرانه دیگه،شلوغی و ازدحامش مترو و اتوبوس نمیشناسه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣