نشد...
هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

نشد...

نویسنده : saheb zaman

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی ودلم ثانیه‌ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌هایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس، هیچ کس این‌جا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

(فاضل نظری)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٢٣
١
٠
سلام خیلی زیبـــــــــــا بود... ممنون.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
سلام ... باز هم مچكرم
faeze
faeze
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
ممنون:))
mahshid
mahshid
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
مغسی
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
قشنگ بود....ممنون
ایران
ایران
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
قشنگترین شعر فاضل نظریه بنظرم!
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
مهدی جان: با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر/ هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد... اللهم عجل لولیک الفرج
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی زیبا بود دستتون درد نکنه مرسی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی عالی و زیبا...ممنان
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
قشنگ بود ..مرسی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
فاضــــــــــــــل..... به به...
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
مرسی
hamta
hamta
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
عاشق شعرای پر معنی فاضلم من....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
شعر قشنگی بود ، ممنونم
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
یاد سریال میوه ممنوعه افتادم لب تو میوه ممنوع ولی لب‌هایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
من نیز هم *:)
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
چقدرقشنگ.......
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
آخی من میمیرم برای ایشون ... مُرید پیرهن چاکشون هستم ... ممنونم *:)
Niva
Niva
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
ممنون..
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها...عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!...خیلی قشنگ بود...ممنون :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
هیچ کس، هیچ کس این‌جا به تو مانند نشد...خیلی قشنگ بود ممنون :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
چه قشنگ بود :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات