ح مثل حرم امن تو
کمی خلوت با خودم

ح مثل حرم امن تو

نویسنده : سلما

فرقی ندارد کوچک باشی یا بزرگ، پیر باشی یا جوان، زن باشی یا مرد.

وقتی دلت تنگ است، وقتی بغض گلویت را گرفته و فشار می‌دهد، باید یک جای دنج کوچک را روی این کره خاکی بزرگ داشته باشی. باید بتوانی دلتنگی‌ات را جایی کمرنگ کنی. باید سبک شوی، باید جایی برای خودِ خودت داشته باشی.

 

و برای من چه جایی امن‌تر از حرم امن شما، وقتی که دلم به اندازه یک دنیا غم دارد، چادر چاق‌چور می‌کنم و راهی می‌شوم. فرقی نمی‌کند مسیرم از بلوار طبرسی باشد یا خیابان آیت الله شیرازی. پیاده باشم یا سواره، چشمم به گنبد طلایی‌تان می‌افتد، دلم می‌لرزد. ناخودآگاه نمی‌ گوشه چشمم می‌نشیند و لبانم می‌لرزد و آرام می‌گوید: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا...

 

دلم را قرص می‌کنم و گام‌هایم را آهسته، به ورودی که می‌رسم و تابلوی اذن دخول را می‌بینم هر چه قدر هم عجله داشته باشم، تند تند می‌خوانم: أ أدخل یا الله... أ أدخل یا رسول ا...

 

اخ که نمی‌دانید چه صفایی دارد، وارد که می‌شوی؛ وارد قطعه‌ای از بهشت می‌شوی. تمام دلتنگی‌ات رفع می‌شود.

بگمانم زیارت من با همه فرق دارد. اصلا هم نمی‌نشینم تمام مفاتیح را دور کنم یا چادرم را دور گردنم گره بزنم تا هر جور شده خودم را به ضریح برسانم. می‌روم یک گوشه‌ای می‌نشینم و اگر دلتنگی‌ام زیاد باشد اول چادرم را صورتم می‌کشم و یک دل سیر آرام آرام گریه می‌کنم.

بعد زیارت نامه و یک دو رکعت نماز زیارت می‌خوانم و یک امین الله هم می‌زنم کنارش.

روبه روی ضریح اگر جایی باشد می‌ایستم و به همهمه‌ها گوش می‌دهم، به گریه‌ها، به ضجه‌ها، به زیارت نامه خواندن‌ها ...

 

به خدا نمی‌دانید چه کیفی دارد. اصلا روح آدم دوست دارد پرواز کند و از آن بالا همه را دید بزند. بعد یک نجوایی و درد و دلی و این‌که از آقا می‌خواهم جواب همه همه این‌ها را زودتر از من بدهد و من باشم.

اولویت آخری...

بعدش اگر توی صحن باشم می‌نشینم یک گوشه و مردم را دید می‌زنم. بچه‌ها را که غرق شادی دنیای کودکانه خودشان هستند و این طرف و آن طرف می‌دوند و فارغند از این همه هیاهو، به صورت تک تکشان لبخند می‌زنم. بزرگ‌ترها را که تند تند راه می‌روند، اصلا آدم بزرگ‌ها همیشه عجله دارند برای رسیدن و اغلب هم مسیر را گم می‌کنند.

گاهی هم آرزو می‌کنم دقایقی یکی از آن کبوترهای روی گنبد طلا باشم و در خیال خودم به پرواز در می‌آیم و پر می‌کشم.

همین طوری هی نگاه می‌کنم تا خسته شوم، تا یادم برود تمام غصه‌های دلم را و بعد بلند می‌شوم و می‌روم از سقاخانه کمی آب برای تبرک می‌نوشم. نهرهای بهشت هم آبی به این خوشمزگی ندارند به گمانم.

برای وداع، تک تک کسانی که دوستشان دارم و یادشان در گوشه و کنار قلبم موج می‌زند، بیاد می‌آورم و به نیابتشان سلام می‌دهم.

دلم نمی آید بروم ولی باید رفت؛چاره ای جز رفتن نیست...

آخرین لحظه قول می‌گیرم که دوباره به این زودی‌ها بطلبد و این تمام لحظات زیبای من برای کمی خلوت با خود است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٣١
١
٠
منم حرم رو خیلی دوس دارم...توش پر از آرامشه..:)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
منم همین! ...
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
اره یه حال خوبی پیدامیکنی تو حرم..یه ارامش خاص
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٣١
٢
١
سلام چرا اينقدر اسرار داريد كه طلبيده شويم . يعني امام رضا ع كه معصوم هستند ، بندگان خدا را متفاوت مي‌بينند .
s_v66
s_v66
٩٢/٠٧/٠١
٣
٠
نه امام رضا امام رئوفند ولی تا دل آدم نخواد نمیشه....واسه شما اتفاق نیفتاده ....من گاهی تا خیابان های منتهی به حرم رفتم ولی نشده برم حرم.... نشده که نشده... باید دلت بخواد تا بشه حتی اگه فرسنگ ها دور باشی یا یک قدمی حرم باشی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... متشكر از پاسخ و من هم سخت طرفدار اين هستم كه كل اگر بخواهد طلب حتمي است
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
آره واقعا هر وقت میری حرم کلی سبک میشی....ممنون از متنت آرامش خاصی رو منتقل کرد :)
s_v66
s_v66
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
خواهش میکنم...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
یک جای دنج به وسعت تمام خوبی ها .... خیلی توصیفاتتون قشنگ بود :)
s_v66
s_v66
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
ممنونم...
دختر خاص
دختر خاص
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خوش به حالمون!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
آره حرم خییلی خوبه مخصوصا شب هاش *:)
s_a
s_a
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
آخ آرهههه...... منم آخرش میشینم یه گوشه ملتو نیگا میکنم! اینقدر دوس دارمممممممممممممم :))))))))) همه جور آدمی هستن :))))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
حرم خیلی خوبه...دلم خیلی واسش تنگ شده :(...ممنون از شما
منصور
منصور
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
بسیار متن زیبایی بود .. ..به دلم نشست ...,واقعا جز این مگه میتونه باشه
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
هيييييي ما كه فقط تلفني در ارتباطيم :) كي بشه بيايم مشد خدا كريمه؟ آخرين بار 1سال ونيم پيش بود اه
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
انشاءالله به همین زودیا بیای
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
آخ که چقد دلم حرم میخواد ...!
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
بهترین مکان برای اینکه واسه چند ثانیه هم که شده از دغدغه های این روزا جدا شی ....و گاهی اوقات بخاطر چیز هایی که داری بیشتر قدردان باشی،چیزی که بیشتر اوقات فراموش میکنیم...................متنتون خیلی خوب بود ممنونم از تون..دلم خیلی هوار حرم رو کرد.......
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
چقد خوب/دلمونو بردین حرم... این دعا آخری رو من همیشه می کنم..واقعا هم جواب دادن..شده تو یه هفته 4 بار رغتم حرم..یه روز 2 بار صبح و شب
s_v66
s_v66
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
خوش به حالتون التماس دعا
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
خیلی دلم تنگ میشه ... تا سه ماه دیگه نمیتونم برم حرم ...
s_v66
s_v66
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
انشالله به زودی برید
حبيب
حبيب
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
سلام توصيف هاي دلنشيني از حرم ولي نعمتمون شده كه لاجرم بردلها هم ميشينه انشالله دل نوشته هاي زيبا و جذابتون، باز هم (تو اين جا يا هر جاي ديگه) چشم و دل ما رو نوازش بده التماس دعا از تمام كساني كه دلاي خدايي دارن
آبان
آبان
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
هر دفه یه حس تازه داره انگار که بار اول هست میرم اونجا :)
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
واقعا قشنگ نوشته بودی منو بردی تو حال و هوای حرم ازت ممنونم:)
faride
faride
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
وای طولانیه....اب قند بازم:))
سعيد
سعيد
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
تركيب حس هاي انساني با آرزوهاي دروني كه در واقع هر دو بك جورايي همديگر هستند و هم را تكميل مي كنند و نشانه هم هستند؛ در جاي جاي كلام تان ديده مي شود و شما درست مي گوئيد؛ انسان بايد دلش واقعا به جايي برسد كه بتواند راه پيدا كند . عالي بود
من
من
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود دلم بد جور هوای اما م رضا رو کرده ان شاالله ما رو هم بطلبه
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
حرم جاي با صفايي هستش..........
روجا
روجا
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
عالی بود . دوباره هوایی شدم ، یعنی میشه یه بار دیگه قبل عید بتونم بیام پابوس آقای مهربونیها .
علی
علی
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
خیلی هم خوب ایشالا به امید کارهای بزرگتر بعدی ازشما
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤