حال همه‌ ما خوب است
نامه‌ای برای تو...

حال همه‌ ما خوب است

نویسنده : m_sepehri

سلام!

حال همه‌ ما خوب است

ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،

که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند

با اين همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم

که نه زانویه آهویی بی‌جفت بلرزد و

نه این دل ناماندگار درمانده

 

تا يادم نرفته است بنويسم

حوالیِ خواب‌های ما سالِ پربارانی بود

می‌دانم همیشه حیاط آن‌جا پر از هوای تازه باز نیامدن است

اما تو را اول حتی هر وهله

گاهی، هر از گاهی

ببین انعکاس تبسم رویا

شبیه شمایل شقایق نیست؟

 

راستی خبرت بدهم

خواب ديده‌ام خانه‌ای خريده‌ام

بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار … هی بخند!

بی‌پرده بگويمت

چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نيک خواهم گرفت

دارد همين لحظه

يک فوج کبوتر سپيد

از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد

باد بوی نام‌های کسان من می‌دهد

يادت می‌آيد رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بياوری!؟

 

نامه‌ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد

بی‌حرفی از ابهام و آينه،

از نو برايت می‌نويسم

حال همه‌ ما خوب است

اما تو باور نکن!

 

بيا برويم رو به روی بادِ شمال

آن سوی پرچين گريه‌ها

سرپناهی خيس از مژه‌های ماه را بلدم

که بی‌راهه دريا نيست.

 

ديگر از اين همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌ام

بيا برويم!

آن سوی هر چه حرف و حديثِ امروزست

هميشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی‌ست

می‌توانيم بدون تکلم خاطره‌ای حتی کامل شويم

می‌توانيم دمی در برابر جهان

به يک واژه ساده قناعت کنيم

من حدس می‌زنم از آوازِ آن همه سال و ماه

هنوز بيت ساده‌ای از غربتِ گريه را به ياد آورم.

من خودم هستم

بی‌خود اين آينه را رو به روی خاطره مگير

هيچ اتفاق خاصی رخ نداده است

تنها شبی هفت ساله خوابيدم و بامدادان هزارساله برخاستم.

 

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم

صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند

صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل‌تر شود

صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سايه،‌ تا سراغِ همسايه …

صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ …

تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم

آهسته زير لب … چيزی، حرفی، سخنی بگويد

مثلا وقت بسيار است و دوباره باز خواهم گشت!

هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ

يا کودک است هنوز و يا شاعران ساکتند!

(سید علی صالحی)

 

++ لینک دانلود با صدای مرحوم خسرو شکیبایی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
نه این دل ناماندگار درمانده...ممنونم
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
واقعا زیبا بود ... مرسی میترا بانو ...
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
ممنون از شما خدا رحمت کنه استاد شکیبایی:(
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
چقدر پر مفهموم بود این..........مرسی
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
ممنون واقعا قشنگ بود:)
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
قشنگ بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
با صدای مرحوم شکیبایی رو خیلی گوش میدم معمولا اصلا یک حس حال عجیبی به آدم دست میده .... ممنونم :)))
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
با صدای خود مرحوم شکیبایی خیلی قشنگه من همه صداهاشونو دارم :) ممنون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
خیلی قشنگه...وقتی با صدای مرحوم خسرو گوش میکنمش دلم میخواد گریه کنم....حال همه‌ ما خوب است...اما تو باور نکن!..:(((
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٥
٢
٠
حال همه‌ ما خوب است..اما تو باور نکن!...خیــــــلی عالی بود...واقعا آفرین به این نویسنده...خیلی ممنون بانو سپهری :)
T_babaei
T_babaei
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
حال ِ همه ی ما خوب است اما تو باور نکن.
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٥
١
٠
خیلی قشنگ میترا جونم...هرجا میری سلامت باشی..زودی برگرد منتظر می مونم
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
به خاطر ابراز نظرتاصبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند مرسی خوشگل بود
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
حال همه‌ ما خوب است..اما تو باور نکن!...خیلی قشنگ بود میترا جونم :)
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
صدای مرحوم شکیبایی خیلی قشنگ بود ،خدا رحمتش کنه
باران
باران
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خدا رحمتش کنه ممنون
S_14
S_14
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
عالی بود ولی من تیکه آخرش رو خیلی دوست دارم اونجایی که میگه ...حالا برو ای مرگ برادر ای بیم ساده آشنا تا تو دوباره باز آیی من هم دوباره عاشق خواهم شد.... بازم دستتون مرسی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنون از همگی دوستان که با حضورشون محفل مارو گرم کردن:))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨