پوچی...
میل با خودت است

پوچی...

نویسنده : sin germany

متولد شدی و نداستی برای چه؟ زندگی کردی ولی نمی‌دانی چگونه؟ و روزی می‌میری بدون این‌که بدانی چرا؟

گاهی احساس می‌کنی که منزوی و تنها هستی. گاهی می‌فهمی که مضطرب و مرددی. همه فکرها و تدبیرها را جمع می‌کنی و یک تصمیم اساسی می‌گیری ولی هیچ وقت نمی‌توانی تصمیم‌هایت را عملی کنی.

پس به این فکر می‌کنی که خط مشی اصلی تداوم زندگی‌ات را به دیگران بسپاری. منتظر می‌مانی که ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها را دیگران برایت انتخاب کنند. و تو را با هر اظهار نظری به سمتی هدایت نمایند.

 

یک روز موهایت را بلند می‌کنی و روغن می‌زنی. یک روز لباسی که رنگ و مدل سال است انتخاب می‌کنی و روز دیگر راهب می‌شوی و موهایت را کوتاه می‌کنی و لباس سفید می‌پوشی.

احساس می‌کنی که ارزش‌های مثبت و پایدار پیدا نخواهی کرد و آن وقت (اید آل‌هایت به هم می‌ریزد) و تو را به سمت هویت‌های منفی می‌کشاند. هویتی که برایت مطلوب و دلنشین نیست و شاید بر خلاف آن‌چه روزی آرزویش را داشتی، باشد.

 

هر روز به وجدان خود خیانت می‌کنی و هدف‌های اصلیت را نادیده می‌گیری تا آن‌جا که صدای شکسته شدن و در هم ریختن شخصیتِ واقعیت به گوش همه می‌رسد. و احساس ویرانی درونی در وجودت ریشه می‌دواند و آن وقت تو بهترین جلوه از یک انسان بی‌هدف و شکست خورده هستی.

میل با خودت...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خط دومش خیلی بهم میخورد...ازیک انسان بی هدف وشکست خورده....هعییییییی!ممنونم&
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
آره این پاراگراف سومشم خیلی به من میخورد..ممنون از حضورتون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
عااااااااالی بود جناب سین:)))فوق العاده...اینم مطلب!!گر صبر کنی ادمین فروزان زغوره حلوا سازد!!
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
ممنون فافا بانو جان...اوهوممم.مشکل ما اینه که صبر نداریم دیگه....به پای مطلبای شما که نمیرسه..
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
اختیار دارین:)اتفاقا این از مطلبای من خیلی بهتر بود...بدون شوخی و تعارف
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون:)))))
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
هعیییییییییییی ... واقعا مطلب دل سوزاننده ای بود ...
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
دل سوزاننده؟؟؟بیشتر تامل برانگیز بود...ممنون از نظرتون
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
از پاراگراف اولش خوشم اومد ،ممنون
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
ممنونم از نظرتون..
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
مرسی.زیبا
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
:)))))
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
پاراگراف اولش کاملا درسته.....خیلی خوب بود ممنون :)
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم..ممنون از حضورتون
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
دوستان گفتن بگم که این مطلب نوشته خودم نیست.فقط خیلی به طرز فکر خودم نزدیک بود و خوشم اومد ازش...گمراه نشین
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
جالب بود مرسی ...
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
:))))ممنون از نظرتون
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
این بی ثباتی خیلی مخربه....کاش شخصیت مستقلی داشته باشیم..و زود تحت تاثیر شرایط و دیگران واقع نشیم......ممنون.مطلب زیبایی بود
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
آره واقعا...کاش...به هر نظری کل شخصیتمونو عوض نکنیم...خواهش میکنم..ممنون از حضورتون
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
گاهی احساس می‌کنی که منزوی و تنها هستی اوهوم من این احساس رو دارم گاهی اوقات حس نزدیکی دارم به حس این متن ممنون جناب سین
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم آبان بانو...منم خیلی حسم شبیه این متنه..مخصوصا اونجا که میگه احساس میکنی ارزش های مثبت و پایدار پیدا نخواهی کرد..
jalal
jalal
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
وقتی احساس پوچی کنی آن زمان مرده ای متحرک هستی
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
بعله دقیقا درسته....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
چقدر بد میشه اگر اینجور بشه آدم ... :|
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
یعنی شما تا حالا اینجوری نشدی؟؟؟؟
faride
faride
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
"متولد شدی و نداستی برای چه؟ "واقعا اگه ما انسان ها بدونیم واسه چی افریده شدیم همه چی حله!
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
دقیقا....ولی باید بلاخره بفهمیم...ممنون از حضورتون:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام دوست عزيز اين مواردي كه فرمودي بارها ديده و شنيده‌ايم در واقع بيان مشكل كه راحت است اي كاش مينوشتي اين ژل را چطور ميشود كنترل نمود
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
سلام دوست گرامی...خب من هنوز راه حلی براش پیدا نکردم..اما تو فکرش هستم....در حقیقت من فکر میکنم این یک مشکل نیست..یک باور درونی هست..که هر کس ممکنه در وجود خودش احساس کنه..من خودم بعضی وقتا این حسو دارم..فک میکنم دیگران برای من اولویت ها رو تایین میکنن....مسئله ژل هم که فرمودین اون یک نماد هست...اقتضای سن جووناست دیگه..همین ژلم ازشون بگیری هیچی براشون نمیمونه...
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
یه داستان هست که میگه ادما قبلا بال داشتند اما هر کدوم واسه یه معموریتی بال هاشونو تو اسمون گزاشتند و به زمین اومدند اما بعد همه چیز یادشون رفت هم بال هاشون هم ماموریتشون ....برای همین به دنیا می یایم و زندگی می کنیم و میمیریم بدون این که بدونیم چرا .......برای همینه که شخصیته با ثباتی نداریم چون یادمون رفته واسه چی اومدیم
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
واقعا چه داستان قشنگی....منم خوشم اومد....آره منم فک میکنم واسه همین باشه....این داستانتون منو یاد نی نامه انداخت..ممنون از حضورتون
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
مرسی زیبا بود
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
:)))))
S_14
S_14
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیانت به وجدان،نادیده گرفتن هدفهای اصیل،در هم ریختن شخصیت......درسته خیلی وقته در گیر این موضوعات شدم و چه بد و چه بد ...........ممنون
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
اوهوم منم این احساسو 2ماه هست که دارم....ممنون از حضورت:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
آه اي زندگي /منم كه هنوز با همه پوچي از تو لبريزم/نه به فكرم كه رشته پاره كنم /نه بر آنم كه از تو بگريزم /همه ذرات جسم خاكي من از تو اي شعر گرم در سوزند/آسمانهاي صاف را مانند كه لبالب ز باده ي روزند/با هزاران جوانه ميخواند بوته نسترن سرود ترا/هر نسيمي كه مي وزد در باغ مي رساند/به او درود ترا من ترا در تو جستجو كردم/نه در آن خوابهاي رويايي در دور دست ....... شعر زندگي از فروغ فرخزاد (^_^) يه مصداق عيني زيبا برا نوشتتون....
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون از شعر زیباتون....استفاده کردم...اوهوم به متنم میخوره...ممنون از شما:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
گاهی احساس می‌کنی که منزوی و تنها هستی. گاهی می‌فهمی که مضطرب و مرددی. همه فکرها و تدبیرها را جمع می‌کنی و یک تصمیم اساسی می‌گیری ولی هیچ وقت نمی‌توانی تصمیم‌هایت را عملی کنی..کاملا درسته...زیبا بود..ممنون :)
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون از حضورتون...آره این تیکشو خیلی دوست دارم....
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
سین جان بسی تامل کردم ... قشنگ نوشته بودی ، حرف دل من بود ... بسی دلم کباب شد ... ممنونم سین ِ عزیزم *:)
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
خواهش میکنم مهلا بانو..قابلی نداشت...خوشالم که خوشتون اومده.:)))
mahshid
mahshid
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
مغسی خوب و قابل تحمل
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
تحمل؟؟؟؟یا تامل؟؟؟ممنون
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
ممنون/چه بده اینجوری بشه آدم...سردرگمی خیلی بده
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
دستتون مرسي بابت مطلبتون
آذر بانو
آذر بانو
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
پرواز كن به آنجا كه ميخواهي... وگرنه پروازت ميدهند به آنجا كه ميخواهند...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خوب بود:):)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣