پراید هم جنبه می‌خواهد!
تا حالا چقدر ضایع شدید؟

پراید هم جنبه می‌خواهد!

نویسنده : sherlok

احتمالا همه شما تا حالا چند باری در این حس بودید.

خودم یک بار همچین ضایع شدم که تا عمر دارم یادم نمی‌رود.

آن اوایل که تازه پراید آمده بود، نشستیم کنار دوست‌مان در ماشین و کلی حال کردیم. شیشه را دادم پایین و در این فکر بودم که عجب ماشینی است. خلاصه به مقصد رسیدیم و او شیشه‌اش را داد بالا، اما من...

الان که یادم آمد دوباره داغ شدم. فکرش را بکنید. من نمی‌دانستم شیشه چطوری می‌رود بالا!  وای خدا...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
واقعا؟؟؟!؟!خخخخخخخخ....منم نمیدونستم اولش دقت کردم بقیه چی جوری دادن بالا منم همون کارو کردم....به رو خودمم نیاوردم...
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
چه صداقتی...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٠
٢
٠
خخخخخخخخ...آره بعضی وقتا آدم بدجور ضایع میشه...منم یه بار گوشی اکسپریا دوستمو گرفتم و هرچقدر با گوشیه ور رفتم صفحشو نتونستم روشن کنم :)))))...بعد خودش با یه انگشت روشن کرد :))))))....خخخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
نچ نچ نچ ... الان چی سوار میشی ...؟؟؟ اسم ماشین نبر که باور نمی کنم ...
sherlok
sherlok
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
اماشین خودمو که بلدم حاجی .
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٢٠
١
٠
خخخخخخ.....یعنی اصن آدم میمونه چی کار کنه....!!!!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
یه بار شوهرم پنل رادیو ضبط ماشین رو داد بزارم سر جاش بلد نبودم خخخخخ اینقدر بهم چپ چپ نگاه کرد بعدم کلی زیر لب چیزی گفت من اما اصلا خجالت نکشیدم خخخخخخخخخخخخخخخخ
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٠
١
٠
بعله
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
چیه خوب نگاه داره
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
نه بابا داشتم رد میشدم !!!! چرا میزنی ؟؟؟؟؟
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
من هر وقت ضایع میشم خودمم با طرف میخندم.خخخخخخخخخخخخ...!
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
ای بابا پیش میاد دیه آدم خودشو نباس واسه این چیزای بی ارزش سرزنش کنه :)
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
واقعا؟؟؟؟؟:)))
محمد
محمد
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
بایدخیلی قشنگ طبیعیش میکردی داداش..............
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
دقیقا ..می تونی راحت بگی می خواستم ببینم تو بلدی
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
Z.M جان این الان خیلی طبیعی بود آخه!!؟خخخ
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
از این طبیعی تر؟؟؟؟؟؟
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
وااااااای چقد ضایع !!! ما که از این ماشینای باکلاس سوار نشدیم بدونیم چی هست... پراید...؟ 206 ؟ اینا اسم ماشینه یا غذا؟؟ هاع؟؟؟
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خخخخخ
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
افکر کنم اینا که گفتی اسم شهر باشه
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
شما احتمالأ باکلاستر از اینا رو سوار شدین!! :(
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
ههههههههههههههههههه...منم وقتی دفعه اول سوار ماشین شدم این حسو داشتم
maede
maede
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خب همونجوری که شیشه رو دادی پایین همونطوریم میدادی بالا دیگه!
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
:)))))
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
ما از زمین خاکی شرو ع کردیم اول شیشه های پیکتنو دادیم بالا در بعد کمکم فهمیدیم پراید چه جوری میره بالا
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
منم وقتی شیشه پراید و دادم پایین نمیدونستم چطور بدم بالا :)))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
؟؟؟؟؟؟!!!!!!
sherlok
sherlok
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
آخیش ، تنها نیستم.
javad agha
javad agha
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخخخ جالب بود
سیاسفید
سیاسفید
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
شیشه که نه ولی اون اوایل یکی دوبار بایکی ازدوستام رفتم ماشینشون خیلی مدل بالابودسوارکه شدم نمدونستم چیجوری باید پیاده شم!!!!!اماخیلی طبیعی همه ی دستگیره هاوکلیدارودرتمام جهات زدم تاخود دوستم بازش کرد برام..!!!!!!!!!!
م-نص
م-نص
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخخ...............چیه مگه من یک بار توی رنو نشستم دیگه نتونستم بیام بیرون................توی عمرم دستگیره در مثل اون و ندیده بودم خو:)
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
شما که خوب بودی من تو پیکان بودم نتونستم درو باز کنم آخه دستگیره نداشت!!!
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
:)))))
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/٢٠
١
٠
ما رفتیم مهمونی اون موقع هنوز پشمک نخورده بودیم خلاصه گذاشتن جلومون کلی هم تعارف کردن منم هر چی گفتم تازه نهار خوردیم نمی خوام بیشتر اصرار می کردن یعنی شده بودم عین لبوووووووووو...
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
موقع خوردن تو مهمونی این قضایع بددددپیش میاد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
امان از دست این ماشین های جدید ! :)))
T.y73
T.y73
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
پیش میــاددیگه...!.تواینطورمواقع طبیعی کنیدوبه روی خودتون نیارید!!:))))))
Mohammad Ghandehari
Mohammad Ghandehari
٩٢/٠٦/٢٠
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخ اره مثلا بگید به چه هوایی
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
حالا چطوری شیشه هاش می ره بالا واقعا این ماشین عجیب الخلقه ها بگید دیگه چطوری؟!!!!
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
نیدونم
sherlok
sherlok
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
اصلا به نظر من باید دستیش کنن، مثل شیشه درب عقب
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
واقعا؟؟!هه ایول بابا1کاری نداره که!واسه منم ازاین ضایع بازیا خیلی پیش اومده
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
راستی گفتین پراید یاده یه چیز افتادم:::چند روز پیش تو حیاط بودم دیدم یه صدای اهنگ خیلییییییی بلن میاد فکر کردم زانتیایی چیزی باشه اومدم بیرون می بینم یه پراید داغون تو کوچه داره رژه میره تازه این که چیزی نیست تو کوچه ی مادر بزرگم اینا یه پیکان هست یعنی داغون اما یه دوپس دوپسی راه می ندازه که فراری این جوری نمی کنه((((((((البته پیکان ماشین خوبیه اما نه به این داغونی و نه به این دوپس دوپس)))))
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
باید طبیعیش میکردی....مثلا پیاده میشدی دور میشدی میگفتی فلانی راستی شیشه رو یادم شد بدم بالا.خخ
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
این یکی کلک خوبی بود!!!!
sherlok
sherlok
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
کاش همونجا ازت میپرسیم.کجا بودی اون موقع؟
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
چی جلب!!!
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
این که خوبه بابا ما سوار تاکسی شده بودیم..بعد یه جایی میرفتیم که باید مرتب پیاده و سوار میشدیم...منم مثل این....از در خودم پیاده و سوار نمیشدم از در بقل دستیم پیاده میشدم...آخه صندلی عقب نشسته بودیم.بعد دیگه دفه آخر خود راننده پیاده شد خودش درومو واسم باز کرد گفت بفرمایید از اینجا سوار شید..یعنی میخواستم از خجالت به آسفالت جاده تبدیل شم ها....یه چی میگم یه چی میشنوی:دی
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
ممنون
r_detective
r_detective
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
خب نمیدونستی دیگه...مگه چیه؟!!!نون بگیرم؟!!!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤