من نامه 35 سال دارم
یک داستان کوتاه

من نامه 35 سال دارم

نویسنده : a-pooryousof

تا جایی که یادم می‌آید عید بود و همه در تدارک رفتن به سراغ سال نو ولی پیرزن نویسنده من بیخیال همه کارها، با قرار خاطر در حال نگارش من.

آن زمان پست در شهرمان نبود، پس باید من را می‌برد خانه حاج حسن تا او که در شهری که پسرش سرباز بود، یک زن دیگر هم داشت، من را برساند به دست سرباز قصه .خلاصه من را برد خانه حاج حسن و او هم به پیرزن اطمینان داد که حتما من را به دست پسرش می‌رساند.

 

مردک بی‌فکر من را گذاشت زیر کناره‌ای که رویش نشسته بود و جهان برایم تاریک شد، یک سال گذشت کناره بالا رفت و مرد که تازه من را دیده بود هیچ واکنشی نشان نداد و با بی‌خیالی تمام من را در جیب کتش گذاشت و به راه افتاد و با هر مکافاتی بود من را به دست سرباز که حالا استخدام ارتش بود، رساند.

بعد که پسر متنم را خواند، خنده‌اش گرفت و من را به دختری که گویا زنش بود نشان داد و بلند شروع به خواندن من کرد.

 

سلام پسرم حال ما خوب است و امیدوارم حال تو هم خوب باشد. رک و راست بگویم می‌خواهم تو را داماد کنم و چند دختر آفتاب مهتاب ندیده را برایت نشان کردم، حالا خودت از این چند مورد یکی را انتخاب کن. دختر خاله معصومه که میدانی چه دختر خانمی است و نیاز به تعریف ندارد. دختر همسایه پشتی‌مان که تازه درسش را تموم کرده هم خوب است ولی به دل من نمی‌شیند. دختر عمویت هم هر روز با مادرش در خانه ما هستند و احوال تو را می‌پرسند ولی مثل مادرش خیلی ورراج است. دختر سعید قصاب هم خوشکل است ولی کار بلد نیست و همین طور ادامه داد که دختر فلانی کار بلد است ولی قدش از تو بلندتر است، دختر فلانی دماغش بزرگ است ولی بابایش پول دارد.

خلاصه من آماری دقیق از ظاهر و رفتار و خانواده دخترهای روستای پسر که تازه زن گرفته بود دارم، اگر کسی خواست می‌توانم کمکش کنم، البته اگر بعد 35 سال هنوز ازدواج نکرده باشند!

===================

پ.ن: منتظر نقدهای سازنده شما بر این متن هستم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
واقعا چه نامه ای ولی احتمالا دیگه بدر د کسی نمیخوره خخخخخ متنتون قشنگ بود ولی کاش یه اشاره میکردی که الان سربزهبا کدوم یکی از دخترها ازدواج کرده : )
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورتون/ راستش برا زن سربازه سوژه به نظرم نمیرسید
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
آخی عزیزم چه مامان باحالی داشته (جالب بود)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
خدا نصیب کنه از این جور مادرای به فکر
springsell
springsell
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
ای دل غافل...
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورتون
غ-مريم
غ-مريم
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
آخر يكسال گذشت يا 35 سال ما را روشن كنيد لوطفا
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
چشم/ این نامه ما بعد یک سال رسیده به دست صاحبش و در حال حاضر بعد 35 سال داره ماجرا رو بازگو میکنه/ اگه مشکلی هست تا باز توضیح بدم / چون خیلی در این مورد سوال بود
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
داداش ....... سه چهار تایی آفتاب مهتاب ندیده،واسه ما پیدا کن!
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
فکر نمیکنم به سن شما بخورن؛ واسه من خوبن اوناااا
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
خوبه والا اسم پسر نداره؟؟؟؟؟؟
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
من که پیدا میکنم مشکلی نیست/ ولی رو دل نکنی ها عزیزم
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
ایده جالبی داشت! حرف دل نامه!!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورتون
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
اول نوشته بودی 1 سال بعد ولی بعد نامه 35 ساله بود ... چطوری ؟؟؟
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
بالا گفتم
s_a
s_a
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
جالب بود :)))))))))) دوس داشتم :))))))))) البته اعتراف میکنم که بعضی قسمتا رو دو بار خوندم تا دوزاریم افتاد! :|
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
خدومونم خیلی فکر کردیم تا بتونیم جورش کنیم:)))
faeze
faeze
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
بسی جالب:)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از وقتی که گذاشتین
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
بسیلر جالب بود خوشمان آمد ^^
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
خواهش میکنم/ تشکر از حضورتون
Paeez
Paeez
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
واسه خودتون اقدام کنین پس:)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
نه از ما گذشته دیگه:)))
آبان
آبان
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
عجب کی رسید واقعا چه فایده داشت! :|
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
کارای خداست دیگه:)))
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
بدویدپسرا بدوید.دختراتموم شدن ها!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
نه دیگه اونا الان احتمالا چنتا بچه هم دارن:)))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
عجب کارا میکنم ابولم باز
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
هر کی متن منو نگرفت منم منظور تو رو نفهمیدم:)))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
:دی یاد ک جُوک افتادم :خخخخخخ! راستش رو بخواین جریان این 35 سال رو نگرفتم ! یعنی 2هزاریه کجه! آخه تو متن نوشته 1 سال که ! 35 سال از کجا امد ؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
هیچ کسی این قضیه رو نگرفته...
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورت/ بالا گفتم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
سن وسال نامه رو مشخص کنین...1 سال یا 35 سال؟نقد سازنده نداریم والا...خیلی خوب بود
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورتون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
متنت که خیلی عالی بود...اینکه خودتو در نقش یک نامه نوشتی خیلی باحال بود...ولی راست میگن...1سال گذشت یا 35سال؟؟...ممنون :)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورت
نوشا
نوشا
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
ای خدا
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورتون
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
خودتون گفتین نقد کنیم پس اگه نقدی شد نباید ناراحت بشید.......داستان به نظر من کشش نداشت یعنی حداقل برای من اینجوری بود.....خیلی خلاصه بود و اگه همین موضوع رو درباره ش داتانی می نوشتین با جزئیات بیشتر خیلی بهتر می شد....در کل داستان خوبی بود و ایده ی جالبی داشت.....البته فکر کنم من بر خلاف بقیه قضیه اون یکسال رو نگرفتم منتها قضیه ی ی اون 35 سالو گرفتم بعله
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
بله این چنتای اول رو نمیتونم خوب از آب در بیارم/ به امید خدا در متن های بعدی تلاشمو میکنم
سارا
سارا
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
هه خیلی با حال بود
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر که وقتتونرو گذاشتین
sorme
sorme
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
همین طور ادامه داد که دختر فلانی کار بلد است ولی قدش از تو بلندتر است، دختر فلانی دماغش بزرگ است ولی بابایش پول دارد.فک کنم این قسمت باید جدا از متن نامه باشه.ممنون
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
تشکر از حضورتون/ اینم نظر خوبیه
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
چه خوش خیال بوده مادره:)خخخخ
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
:))) اره بنده خدا
zahra
zahra
٩٢/٠٦/١٨
٠
٠
باحال بود منونم
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
تشکر از حضورتون
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
بسی خندیدیم:)
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
یعنی پسره بدون اطلاع متدرش داماد شده!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥