پاییز و کودکی گم شده من
دل نوشت

پاییز و کودکی گم شده من

نویسنده : sh_pkhorasani

پاییز دل انگیز برگ‌ریز هزار رنگ سلام !

آواز خش‌خش برگ‌ها این روزها چقدر به گوش می‌رسد هر چند که دیگر تو هم داری رنگ می‌بازی .

دیروز در هیاهو شهر در یکی از خیابان‌ها در تنهایی خودم قدم می‌زدم و ذهنم سرگرم بود با هزاران فکر روزمره .

خش خش برگ چناری زیر پایم مرا یاد تو انداخت. یاد اینکه مدتی است تو در شهر مایی و من تو را ندیدم. یادم انداخت تو شاهد اولین روز مدرسه رفتنم بودی و دیدی که اولین بار چطور قلم به‌دست گرفتم و نوشتم. یادم آمد که کودکی‌ام را یادت هست شیطنت‌هایم را. چقدر دوست داشتم روی برگ‌های زرد و خشک بدوم. تمام امیدم این بود که هر وقت از راه مدرسه به خانه می‌آیم بین راه برگی خشک را ببینم که آرام در وزش نسیم پاییز سرخوش و بی خیال از بالای شاحه میرقصد و به پایین می افتد .

پاییز ! یادم آمد که چقدر دلم برایت تنگ شده بود .

دلم می خواست سلامت کنم ولی حیف که دیگر داری کم ‌کم می‌روی و تو هم رنگ باخته‌ای .دلم برایت تنگ می شود .

راستی ! من کودکی ام را گم کرده‌ام . تو لا به لای برگ‌های پاییزی آن ندیدی ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهره
زهره
٩١/٠٩/٢١
١
٠
کلاغ ها گر چه سیاهند و اوازشان خوش نیست اما انقدر با وفایند که شاخه های خشک درختان را در فصل پاییز تنها نمی گذارند .
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/٢١
١
٠
فوق العاده بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات