دهه من؛ دهه تو...
ما دهه هفتادی‌ها هم کم خاطره نداشتیم

دهه من؛ دهه تو...

نویسنده : ghazal_a

آن آدم‌هایی که در دهه شصت بودند، خیلی خاطراتِ عجیب و غریب داشتند، یک عالمه خاطراتِ مشترک!

 

اما ما دهه هفتادی‌ها هم کم خاطره نداشتیم. حالا شاید خاطرات‌مان یه کوچولو داخلش رگه‌های جدید بود اما من خودم یادم است که عاشقِ برنامه کودکِ بستنی‌ها بودم! با دختر خالم سوار دوچرخه می‌شدیم و در زمین‌هایی که هنوز خاکی بود می‌رفتیم، لحاف دشک (لواشک) می‌خریدیم.

 

هزار بار نقاشی کشیدم تا بفرستم برای برنامه‌های کودک اما زهی خیالِ باطل بود. همیشه آخر اتوبوس‌ها را دوست داشتم. با یک پیراهنِ قرمز گل گلی دمِ ایستگاه اتوبوس منتظر بابایم می‌شدم تا از دانشکده برگردد!

گلبرگ‌ها را روی ناخنم می‌زدم تا مثه لاک شود. یا از آن چسب‌های رنگی می‌زدم! خلاصه که ما هم دورانی داشتیم! ما هم خاطره داشتیم.

بله...

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٢١
٢
٠
آخهههههههههههههههههههه این خاطراتتون هم با دهه شستی ها یکی بود ممنون اما جدا از شوخی آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
maede
maede
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
واقعن انقدرا هم که میگن بین دهه شصتیا و دهه هفتادیا فاصله نیست!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
من از اون گلبرگ ها کلی خاطره دارم که باهاش ناخن درست میکردم :))) خیلی جالبناک بود ممنون
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
آره من هم گل های باغچه مون از دستم آسایش نداشتن ...
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
آره واقعا...خانوم بهار...قیفی و چوبی...یادش بخیر...
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
الحق که احسنت!!!!
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
بععععععله......من موندم این دهه شصتیا چرا اینقدر مظلوم نمایی می کنن......اصلا هر دوره ای نسبت به دوره بعدش امکانات کمتری داشته و این فقط مختص دهه شصتیا نیست که.......ممنون از مطلبتون
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
اخی...گلبرگها...اخر اتوبوس....یلدش بخیر...انقد این دهه شصتیا واس ما کلاس نذارن...ماهم خاطره زیاد داریمممممم :)
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
بهرحال هر دوره و هر دهه ای خاطرات خاص خودشو داره .... ممنون از مطلبتون ...
maede
maede
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
وااااااااای یادش بخیر بستنیا... :( امیر علی نبویان حرف درستی زده بود!دهه ی شصتیا خیلی از دهه هفتادیا جدا در نظر گرفته میشن!درسته ده سال اختلاف بینشون هست اما یه سری مسائل+افکار مشترک زیادی دارند و انقدرا هم از هم فاصله ندارند!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
واااااااااااای یه سوال مهم مائده تو هم رادیو 7 رو نگاه میکنی درسته ؟؟؟ آخ جووووووووووون یه دوست رادیو 7 هم پیدا کردم ... امیر علی جووووووون از اول مهر میاد ...
maede
maede
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
مهلا باران جان رادیو7رو که تقریبن نگاه میکنم اما دوستی کتاب"قصه های امیر علی"رو داشت فکر میکنم تو مقدمه اش راجع به این قضیه صحبت کرده بود و من اونجا خوندم این صحبتشو....
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
مرسیییییییی همه دهه هفتادیا ... دس جیغ هوررررا
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
چه عجب یه نفر از دهه ماها نوشت.فکرکنم ما دهه هفتادیانسل سوخته ایم!اره منم یه کوچولوخاطراتم شبیه توهست.ممنونم
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
بامزه بود ... آخِیش یکی پیدا شد از ما دهه 70 ها حمایت کنه ... دمت قییییییییییژ !!!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
من یه بار که می خواستم گلبرگ بکنم زنبور نیشم زد ...
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
ولی قبول کنید که خاطرات مشترک ما از دهه 60 و 50 کمتره
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
دقیقا....برنامه بستنی ها رو خیلی دوس داشتم...منم گلبرگ میزدم به ناخنام :))))
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
آرهههههههه برنامه بستنیا خیلی خوب بود:) ممنون
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
بله ماهم کم خاطره نداریم....ممنون از شما :)
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
گلبرگا رو خوب اومدی من هنوزم از این کارا میکنم:)))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
ما بیشتر داشتیم :) دلتون بسوزه :)))) البت منم دهه 70تادیم ها ولی میدونم ما بیشتر داشتیم :)))
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
خدایی ته اتوبوس یکی از علاقیات ما بود...مخصوصا تو اردو...دعوا بود اصن...ولی یادش بخیر.......
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٢١
٠
٠
آره :) چه قدر جالبه واقعا
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
خط 90 یا 91:))))))))))) به سمت کوی منتظری!
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
خاطرات شمام خوبه قضالکم. ازون گلبرگا منم میچسبوندم رو ناخنم
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
خاطرات شمام خوبه قضالکم. ازون گلبرگا منم میچسبوندم رو ناخنم
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
آخیی یکی دریابه این دهه هفتادیارو
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
بله...ما دهه هفتادی ها هم عالمی داشتیم :)...البته با این خاطرات دخترانه شما متفاوت بود...دورانی بود هاااا...ممنون :)
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
آره اون گلبرگا:))) واقعا بیشتر از نصف خاطرات دهه شصتیا رو ما هم داشتیم ! میزای سه نفره موقع امتحان یکی میرفت زیر یا کیف میذاریم وسط یا مداد گلی تو دبستان ! اون کارتونای شمارم برا ما میذاشتن ! ما هم سکه میذاشتیم زیر برگ دفتر روشو با مداد سیا ه رنگ می کردیم ! ماهم خیلی کارا می کردیم :))) مرسی :)
raaahil
raaahil
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
آره...تازه من گیلاس دوتایی ارو به گوشم آویزون میکردم ومی شدن گوشواره...
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
هیییییییییییییییییییییییییییی یادش بخیر
r_reihoon
r_reihoon
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
عالی بودن بستنیاااااااااااااااااااا خانوم بهار جون :)))
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
اخیییی الهی بگردمتون..نازی
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
بستنيا بستنيا صد باريكلا يادش بخير
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات