به پا خُنُک نشی!
خنداندن کار سختی است

به پا خُنُک نشی!

نویسنده : AM-SpringSell

می‌توان گفت واژه جک و لطیفه برای همه مردم آشناست. همه مردم از جک و هدف آن اطلاع دارند و یا به عبارت دیگر می‌دانند که برای چه منظوری از جک استفاده می‌شود. خنداندن؛ بله خنداندن. همین و بس.

یعنی شما جک می‌گویید تا عده‌ای را بخندانید. در ابتدا بهتر است با جک و یا همان لطیفه خودمان بیشتر آشنا شویم. واژه جک انگلیسی است و می‌دانید به جای آن از واژه لطیفه استفاده می‌شود که خیلی هم معادل مناسبی نیست؛ چون در واقع لطیفه به سخنان نغز و جالب اشاره دارد که می‌توانند خنده‌دار هم نباشند ولی جک یعنی خنده و خنداندن و هدف از جک گفتن همین است نه چیز دیگر.

به عبارت دیگر خنده‌آور بودن رکن اصلی هر جک است و همچنین از نظر کوتاهی نیز جک و لطیفه با هم تفاوت دارند. جک را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد؛

اول: کوتاه بودن آن است

دوم: خنده دار و خنده آور بودن آن است

و سوم: ساختار داستانی داشتن، که به این مورد توجه خیلی کمی می‌شود.

 

خوب کوتاه بودن جک که واضح است؛ شما باید حداکثر زمانی را که صرف تعریف کردن یک جک می‌کنید، 5 دقیقه باشد، کمتر از این زمان باشد ولی بیشتر نباشد، در مورد خنده‌آور بودن هم این‌که رکن اصلی و ذات جک همین است و اگر این مشخصه را نداشته باشد، دیگر جوک نیست. ولی در مورد بخش و قسمت سوم یعنی ساختار داستانی داشتن یک جک؛ بهتر است به تعریف واژه انگلیسی جک اشاره کنیم که این‌گونه آمده است: جوک یعنی یک داستان کوتاه یا توصیف وضعیتی برای خنداندن.

پس این مطلب برداشت می‌شود که باید در پس جوک و لطیفه یک داستان و واقعه‌ای نهان باشد. خوب الآن دیگر با جک آشنا شدیم و متوجه شدیم که چه عناصری دارد؟ وظیفه‌اش چیست؟ و یک جک به تمام معنا چه ویژگی‌هایی دارد. در ضمن اشاره به نکته‌ای در این‌جا خالی از لطف نیست و آن این‌که: جک و طنز با هم متفاوتند؛ چرا که در جک هدف نهایی خنداندن است ولی در طنز خنداندن فقط وسیله است، نه هدف.

 

بسیار خوب حالا که از جوک گفتیم، بد نیست که به ویژگی‌ها و روش کار یک جک‌گو (لطیفه‌گو) موفق هم اشاره کنیم. اگر بخواهیم مهارت یک نفر را در این مورد بسنجیم، کافی است به دهان اطرافیان و صدای خنده‌شان توجه کنیم. مسلما هر چه بهتر و بیشتر بخندند و از همه مهم‌تر از ته دل بخندند، کسی که جوک را گفته، در کارش موفق‌تر بوده است. طبق گفته یک بنده خدایی ما جک خوب و بد نداریم، بلکه جک‌گوی خوب و بد داریم؛ که واقعا هم همین‌طور است، چه بسا یک جک عالی و خنده‌دار با یک اشتباه به مطلب بی‌مزه‌ای تبدیل شود که به جای شاد کردن افراد موجب ناراحتی‌شان شده و برای‌شان آزار دهنده باشد. باید قبول کنیم که خنداندن واقعا کار سخت و مشکلی است و کار بلد می‌خواهد، آن هم خنداندن ما ایرانی‌ها! در  همین رابطه به چند نکته‌ای اشاره می‌کنم:

1. زمان‌بندی در کار خیلی مهم است و نباید هر وقت خالی پیدا کردیم، شروع کنیم به جک گفتن.

2. حتما جک را کاملا از حفظ باشیم، چون اگر یک لحظه از یادمان برود تمام است؛ شما وقتی شروع می‌کنید به جک گفتن، شنونده منتظر این است که بخندد و اگر یک لحظه مکث کنید و ادامه آن را از یاد ببرید، انتظار شنونده هم از بین می‌رود.

3. خودتان جک را آن‌قدر بخوانید که دیگر به جای خندیدن برایش گریه کنید، خنده خودتان را به کل از بین ببرید، اتفاقی که بیشتر اوقات و حتی همیشه باعث خندیدن اطرافیان نمی‌شود، خندیدن کسی است که خودش جوک را می‌گوید؛ شما باید بدانید که خندیدن وظیفه شما نیست، بلکه وظیفه شنونده است و شما فقط باید آن را تعریف کنید. البته با یک لبخند کوچک و یا به قول اهالی هنر و ادب یک لبخند ژکوند، همین و بس.

4. تا جایی که می‌توانید جوک را غیر منتظره به زبان آورید، البته با زمان بندی مناسب.

5. در ضمن این را هم بگویم که خیلی جک تعریف نکنید و گاه گداری به سراغ جک بروید؛ چون کسی که دم به دقیقه جوک تعریف می‌کند، چهره مناسبی پیش دیگران پیدا نمی‌کند. (واژه‌اش خیلی خوب نیست)

 

خوب این‌ها نکاتی بود ساده ولی سخت،که جای تمرین کردن هم دارد. پس تلاش کنیم که اگر روزی روزگاری یک جایی خواستیم یک جوکی تعریف کنیم، حداقل ضایع و یا به قول شهرستانی‌ها «خُنُک» نشویم چون خدایی‌اش یک حالت خیلی بدی به آدم دست می‌دهد. در پایان این را هم بگویم که هیچ چیزی به اندازه شاد کردن دل دور و بری‌های‌مان از راه درست و سالمش ارزشمند نیست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
سلام ..... خخخخخخخخ به پا خُنُک نشی!
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
ممنون خخخخخخ
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
فک کن یه جک پنج دقیقه طول بکشه!!!!!!!مثنوی معنوی که نی ...خخخخخخ مرسی خیلی نکات خوبی بود بی بدیل :))
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
منم همینو می گم که ، ممنون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
مرسي از شما (^_^) مفيد بود فيض برديم، منتهي ماكارمون به اينجا ها نميكشه، لب باز كنيم دوروبرهامون ميتركن از خنده :)))) از بس جكيـــم ;)
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
دم شما خیلی خیلی گرم ، کارت درسته :))))
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
مرسی.............جالب بود و البته مفید!!!!!!!!!!
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم.
par!sa
par!sa
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
عکسو دیدم فک کردم مطلب مستر ایمانه.. :)).. تچکر
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
واقعا؟؟؟ خواهش
t.m
t.m
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
اصن بعضی وختا آدم رو ضایع میکنن وقتی نمخندن به جوکِ آدم؛ مخصوصن اگه قبلش گفته باشی: یه چیز میگم بترکی از خنده, بعد طرف نخنده:/ تنکیو :))))))
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
خیلی بد میشه واقعا
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
اینقدر از این جور آدما بدم میاد.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
روزی میرزا جواد آقا سبزواری از شاگردان علامه بحرالعلوم به سفارش حاج شیخ عبدالوهاب مشیرخراسانی، خدمت استاد حاج میرزا آقا ابوالحسن نجفی معروف به مرشدالمتکلمین شرف حضور یافتند. ایشان تشریف نداشتند، برگشتند!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ :)))))))))))))))))
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خیلی جالب بود ممنون
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
دمت دمادم :))))
admin
admin
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
با تشکر؛ اگر لطف کنی یک جوک واسمون تعریف کنی دیگه مطلبت رو کامل کردی خخخخ
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
با سپاس از شما. راستش وقت نشد خخخخخخ
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
یاد فیلم ورود اقایون ممنوع افتادم سکانسی که رضا عطاران میخواست جوک تعریف کنهههههههه خخخخخخخ
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
منم موقع نوشتن یاد اون سکانس بودم :))))
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
جایی که داشتین توضیح میدادید به 3 بخش تقسیم میشه یک لحظه فکر کردم تو کلاس زبان فارسیم....... مـــــتشکرم:)
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
چه کنیم دگر ،، خواهش
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
یک جوک بگم : یکی بود هنوزم هست :خخخخخخخخخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
این از نوع خیلی کوتاهشه :)
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
به پا خنک نشی !!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خیلی متشکراتــ فیض بردیم :) نه جک گفتن هم کار هرکس هرکس نیست.
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
ای بابا ، کاری نکردم.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
عجب مفید بود مطلبتون
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
شکسته نفسی می کنید
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
استفاده کردیم :))...جالب بود و مفید :))...ممنون :)
امیرمحمّد بهارفروش
امیرمحمّد بهارفروش
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم. لطف دارین :)))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣