طلاق کشون!
در مورد یک مراسم بسیار و عجیب و غریب و یک بدعت خطرناک

طلاق کشون!

نویسنده : Dokhtare Mashreghi

چندی پیش یکی از دوست‌های محترم بابا جان ما به گوشیش زنگ زد...

این شخص محترم که ما شنیده بودیم پس از 5 سال زندگی زیبا با همسرش؛ یکهویی می‌فهمند با هم اختلاف سلیقه دارند و باید زودتر از هم جدا شوند...پس از جدا شدن از همسرش متواری گشته بود؛ با زنگ زدن به پدرم از ایشان برای شرکت در مراسم طلاقش دعوت کرد...

بابای من هم که توی رودروایستی گیر کرده بود به دوستش گفت که حتما شرکت می‌کند.

حالا بشنوید از این مراسم طلاق که به قول بابا جان من همه چیزش را  مثل یک عروسی تدارک دیده بود.

جناب محترم (همان داماد سابق که طلاق گرفته-دوست بابای من) برای مراسم طلاقش باغ رزرو کرده بوده... از شربت و شیرینی و بستنی و تمام مخلفات را هم مثل یک عروسی برای آقایان مهمان تدارک دیده بوده...در آخر هم گفته ازدواج بزرگترین اشتباه زندگیش بوده و دیگر این عمل را تکرار نمی‌کند.. بعدشم به مهمان‌هایش شام می‌دهد.

حالا من موندم چی بگم ... به نظر شما این درسته که بیایم مراسمی به اسم طلاق را رایج کنیم؟!

اصلا چرا باید طلاق بگیریم؟! یعنی طلاق گرفتن اینقدر راحت بین خانواده های ایرانی جا گرفته که برایش مراسم می‌گیرند؟! بعدش هم عروسی کم نیست با این همه تجمل... مراسم طلاقت هم باید اینقدر مجلل باشه برادر من؟!

به قول بابام قدیم هر کس حرف طلاق را می‌آورد باباش یک چک می‌زد تو گوشش می‌گفت: « بشین زندگیت رو بکن» نه به حالا که برایش مراسم هم می‌گیرند و خوشحالند که طلاق گرفتند...

چقدر زمانه عوض شده خدایی..:|

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
من که طلاق نمیگیرم :))) ما مشکلی نداریم که :))
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢٤
١
٠
ولی خداییش خیلی مراسم مضحکیه!! یکم باید به عقلش رجوع کنه ببینه آیا کار درستیه یا نه !! بهتره کسی اصن شرکت نمیکرد تو اون مراسم تا اون آقا به اشتباهش پی ببره!!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
:|
mahdi_vals
mahdi_vals
٩٢/٠٦/٢٤
٣
٠
وقتی پای سریال های ماهواره میشینیم اخرش همین میشه دیگه.....غرب زده شدیم اساسی....وقتی الگو ها و ملاک هامون سنخیتی با عقایدمون نداشته باشند گندش اینجوری در میاد.
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
موافقم ....
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
بسی لایک دارید و بسی موافقم...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
البته این یه حماقته که یه آدم قبول داره اشتباه کرده(که نباید میکرده)بعد میاد اشتباهشو جشن میگیره و میگه که هیچوقت هم ازدواج نمیکنه!!!مثلا چیو میخواسته ثابت کنه؟!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
منم تو همین موندم...واقعا این آقاهه مغزش پاره سنگ داره...ولی به قیافش اصن نمیخوره..:|
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
واییی چقدر ضایع......ینی چی اصن؟؟مراسم طلاق؟؟؟خیلی زشته
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
فک کن خوشحالن که اشتباه کردن ....
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
اگه شام میدن بنده موافق این کارم...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
واستین اگه به حاج خانوم نگفتم.....شما هم شامو بخورین فعلا!
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
جدی شامم میدن؟!پس منم باید تجدید نظر کنم!خخخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
باز هم حرف شکم .... *:)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
آره..اینگاری شامش سلف بوده...خخخ
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
حرف حساب جواب نداره:|ایول دخمل مشرقی
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
دلیل همه طلاقها....................................................................................ازدواجه:)))))))))خودم تازه فهمیدم بعله
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
هه پس به نتیجه رسیدیم کلا فکرازدواج ازسرتون بیرون کنین.....
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
خوشحالم که بالاخره فهمیدی *:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
نشنیده بودم اینجوریش رو دیگه ! لج بازی هم حدی داره دیگه ! شاید میخواسته مورد مناسب رو همونجا پیدا کنه :)))
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
خیییییییلی باحال بود ، "مورد مناسب "
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
آقا مراسم مردونه بوده...خخخخ
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
خخخ...مردم شادن... والاع
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
خخخخخخخخ از این به بعد منتظر کارت دعوت مراسم طلاق هم باید باشیم ... روشم یه قلب شکسته ...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
یه قلب تیر خورده بهتره ها...خخخخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
چه قدر زجر کشیدن که حالا جشن گرفتن ... *:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
جالبناک و ایضا تعجبناک بود ... ممنون دخمل مشرقی ِ عزیزم *:)
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
چه رسم زشت و مسخره ای ،خیلی دوست دارم هدفشون از این کار بدونم
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
بقیه رو هم ترغیب کنن و طلاق رو یک امر عادی و درستی بدونن!! اینم هدفشون
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٢٤
١
٠
بی چاره چقد دلش پر بوده رفته جشن گرفته...خخخخ .....تعجبناک بود...ممنون :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
دلش پر بوده...خخخخخ..فک نکنما...خخخ
jalal
jalal
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
چه مراسم بی معنایی
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
وا چه کارها ...مراسم طلاق..
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٤
١
٠
درسته که این مراسم و اینا کاملا اشتباهه و مسخرس...ولی واقعا بعضی وقتا آدما به جایی میرسن که راههی جز طلاق ندارن....بازم واقعا خیلی عجیبه که واسش مراسم بگیره...ممنون :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
من مشکلم مراسم مسخرش بود که گرفته...:|
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
واقعا دارن به کجا میرسن آدما حدیث داریم که عرش خدا از طلاق به لرزه در میاد اونوقت بعضیا به خاطرش جشن هم می گیرن یکی نیست بگه روز اول چشاتونو باز کنین درست انتخاب کنین.زندگی ها هم شده الکی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
واقعن این طلاق بد معضلی شده...نمیدونمم چرا اینقدر زیاد شده..:(
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
چه مراسم مسخره ای...شادی یه عده ای واسه بدبخت شدن 2 نفر!!!بی خود نیست که بعضی مردم بیکار کله صبح ساعت کوک میکن برن اعدام شدن آدما رو ببینن
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
بابای من که میگه فقط داماد سابق شاد بوده...بقیه مهمونا در تعجب مراسم بودن..:|
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٢٥
٠
٠
واقعا دنیای بدی شده:( آخه مراسم طلاق؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!! منفورترین حلال ها نزد خدا همین طلاقه!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥