دو چشماي درشتت باز خرم کرد!
مجموعه‌اي شعرهاي محبوب شما كه براي ما ارسال كرده‌ايد

دو چشماي درشتت باز خرم کرد!

نویسنده : مهدیه جوادی

زین ماتمی که چشم ملایک ز خون، ترست

گویا عزای صادق آل پیمبرست

یا رب چه روی داده، کزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست

========***========

نکو گفت لقمان که نازیستن

به از سال‌ها بر خطا زیستن

هم از بامدادان در کلبه بست

به از سود و سرمایه دادن ز دست

جوان تا رساند سیاهی به نور

برد پیر مسکین سپیدی به گور

سعدی

========***========

گل طراوت دارد اما گو به بلبل خوش ترا

کاب و رنگ صبحگاهش چاشت زایل می‌شود

دل اگر دیوانه شد دارالشفای صبر هست

می‌کنم یک هفته‌اش زنجیر و عاقل می‌شود

وحشی بافقی

========***========

ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد

در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد

کی شبروان کویت آرند ره به سویت

عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد

سلمان ساوجی

========***========

همه دردِ من این است که می‌پندارم

دیگر ای دوستِ من! دوست نداری باشم....

محمد علی بهمنی

========***========

دست خسته مرا، مثل کودکی بگیر 

با خودت مرا ببر، خسته‌ام از این کویر

قیصر امین پور

========***========

هیچ چیز، از هیچ‌کس، بعید نیست!

بگذاریم آدم‌ها هر غلطی دلشان می‌خواهد بُکنند

و با همه غلط‌های‌شان دوست‌شان داشته باشیم

مهدیه لطیفی

========***========

من تماشای تو می‌کردم و غافل بودم

کز تماشای تو خلقی به تماشای منند!

هوشنگ ابتهاج

========***========

پیش بیا‌! پیش بیا‌! پیش‌تر!

تا که بگویم غم دل بیش‌تر

دوست‌ترت دارم از هر‌چه دوست

ای تو به من از خود من خویش‌تر

دوست‌تر از آن‌که بگویم چه‌قدر

بیش‌تر از بیش‌تر از بیش‌تر

قیصر امین پور

========***========

غم عشقت بيابون پرورم کرد

به خونت آمدم بابات دروم کرد

مخواستم قهر باشم تا قيامت

دو چشماي درشتت باز خرم کرد

مرحوم میرخدیوی

========***========

اين‌جا

براي از تو نوشتن

هوا كم است !

محمد علی بهمنی

========***========

من و تو بارها

زمان را

در کافه‌ها و خیابان‌ها فراموش کرده بودیم

و حالا زمان داشت

از ما انتقام می‌گرفت

گروس عبدالملكيان

========***========

blue girl:

دیگر

پاييز زندگی‌ام؛

ترانه‌هاي بهاری را از ياد برده است

امضا؛

مرد بي‌فصل

========***========

blue girl:

هشدار، نوك پرنده را

هرگز مبند

با بال‌هايش آواز خواهد خواند

پر و بالش را در هم مشكن

با آوازش خواهد پريد تا اوج کهکشان

لبان شاعر را مبند...

========***========

f_tasnim:

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی می‌فهمی که رنج را نباید امتداد داد

باید مثلِ یک چاقو که چیزها را می‏بُرَد  و از میان‌شان می‏گذرد

از بعضی آدم‏ها بگذری

و برای همیشه 

تمامشان  کنی ...

تمامت کردم

========***========

آبان:

گوسفندی اشک می‌ریخت

در مقابل صفحه نیم‌خورده نیازمندی‌ها!

و دیگری می‌خندید.

برای پیروزی تیمی

در دسته هشتم کشور غنا!

========***========

آبان:

مینویسم:

"د ی د ا ر"

تو اگر بی من و دلتنگ منی...

یک به یک فاصله‌ها را بردار!

========***========

شکوفه گیلاس:

وسعت نبود تو ...

به اندازه تمام دنیای من است 

تا آن‌جا که چشم کار می‌کند

جای تو خالیست

========***========

شکوفه گیلاس:

یلدای من

بی گمان خواب طولانی 

چشم‌های توست!

چرا که

کوتاه‌ترین روز زندگی‌ات من بودم!

========***========

اشکمهر آتشروان:

آسمان آبی، دل سرخ

 آسمانم آبیست

رویاهایم همه آبیند

رنگ اتاقم آبیست

حتی اشک و رنگ چشمانم هم آبیند

اما؛

اما دلم را چه کنم؟

او که

رنگ خون است...

========***========

اشکمهر آتشروان:

از پل‌های زیادی پریده‌ام

در رودخانه‌های بسیاری غرق شده‌ام

بارها شاخ به شاخ شده‌ام با زندگی

بارها گلوله خورده‌ام

و بارها مرده‌ام

 عشق از من یک بدلکار حرفه‌ای ساخته است!

========***========

اشکمهر آتشروان:

یک جایی می‌رسد که آدم 

دست به خودکشی می‌زند،

نه این که یک تیغ بردارد

رگش را بزند

نه!

قید احساسش را می‌زند.

========***========

Lonely Girl:

اتفاق ساده‌ای بود آمدنم

و رفتنم ساده‌تر!

پس از من نه اقاقی خشکید

نه کبوتر بی‌دانه ماند

و نه نگاهی بی‌پاسخ...

پس از من تنها خاطره بودنم

آوایی بود که دخترک

در انتظار صبح نجوا می‌کرد!

========***========

Khan:

دراز کشیدم بر خاک سیاه

تا بادهای سرد بگذرند

خوابم برد

بیدار که شدم

مرده بودم...

رسول یونان

========***========

حامی:

بخشیدمت هر بار وقتی که

از اشک دیدم صورتت‌تر بود

جنگ دلم با چشم‌های تو..

از اولش هم نابرابر بود

(حامی)

========***========

Tanha:

شب در تپش ثانیه‌ها می‌گذرد

هر ثانیه با غمی جدا می‌گذرد

لطفا نگران حال این خسته مباش

سخت است ولی شکر خدا می‌گذرد!

========***========

Tanha:

نفس نمی‌کشد هوا

قدم نمی‌زند زمین

سکوت می‌کند غزل

بدون تو یعنی همین

========***========

m_banoo:

عشق چیزی است که اتفاق می‌افتد

گاه در دل

گاه برسر.

در دل که جای بحث نیست اما؛

بر سر که فرود می‌آید

یعنی اشتباه شده است

یعنی دردسر فرود آمده است به پا!

به پا!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
شعر اول آبان بانو و شعر اول تنها رو خیلی دوست داشتم ... اشکمهر جان هم ترکونده بودن اون وسط ....
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
تشکر از حمید آقا ،پرفسور جیم
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
اوللللللللللللللل
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
ای ئل آبان...از این خیلی خوشم اومد..:))...مینویسم:..."د ی د ا ر"...تو اگر بی من و دلتنگ منی...یک به یک فاصله‌ها را بردار!..از شعر ای ولیعهد هم بسی لذت بردم..:))..چه همه شاعر داریم..:)
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
چقدر شعرای این سری قشنگ بود....مرسی بچه ها.....خوش ذوقید ها..............همه عالی بود..نشد جدا کنم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
واقعا...اینقدر همه خوب بودن نمیشد بگی کدوم خوبه....همه عالی..بیست
وصال
وصال
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
زیبا بود مثل همیشه لذت بردم
پوريوسف
پوريوسف
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
خيلي زيبا بودن
sorme
sorme
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
همه زیبا بودن دست همگی درد نکنه
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
بسی لذت بردیم.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/١٢
٠
٠
همه عالی بودن :)) دمتون گرم :))
زهره
زهره
٩٢/٠٦/١٢
٠
٠
قشنگ بود
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
شعر های زیبایی بودن
khan
khan
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
کیلی کوب بوداهه
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
همه شعرا عالی بودن...همه.دست همه تون درد نکنه دوستان
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
بچه ها چرا وقتی نوشته رو از جای دیگه میارین اسم نویسندشو نمیذارین؟ :@ کاره خوبی نیست
Lonely Girl
Lonely Girl
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
شعری که من نوشتم مال خانم میترا عبدالهیان از کتاب دلت نمیگیرد اگر بگویم... بود :)
maede
maede
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
شعر گروس عبدالملکیانو خیلی دوس داشتم.ممنون
آبان
آبان
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
شعرایی که من گذاشتم سروده آقای میلاد تهرانی بود(گیلاس آبی)
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
به به...لذت بردم...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/١٥
٠
٠
خیلی زیبابود بسی لذت بردم ....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣