باز کن پنجره را
من خدا را دیدم

باز کن پنجره را

نویسنده : Z_M

من خدا را دیدم

پشت در در می زد

صورتش خندان بود

چشمکی زد به تشر

حرف‌ها زد به نظر

خانه پر بود ز پرواز مگس

مگسانی به تمنای هوس

رقص ابلیس به سودای نفس

و خدا باز نگاهم می‌کرد

صورتش خندان بود

دست مهرش به سرم باز دراز

و نگاهش که هزاران حرف داشت

که چه شد عهد و قرار؟

باز کن پنجره را

تا فراری شود این بوی هوس

(محمد ملکوتی اصل)

==============

پ.ن: این شعر را پدرم نوشته، می‌خواستم نظرتان را درباره‌اش بدانم

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
ایول باباتون!چه هنرمند!خیییییلی قشنگ وهنرمندانه بودش!ممنون8
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
مچکرم از نظرتون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
١
٠
عااااااااااااالیه:)))فوق العاده اس...ایول به پدرتون:))
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
از شما هم ممنونم
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
فکر کنم پدرتون خیلی وقته تو حرفه شاعری عالیت میکنن ... من فقط جا داره لنگ بندازم ...
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
عالیت نه حمیدخان!فعالیت هستش!خخخخخخ
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخخ....غلط املایی گیر سایت غلط املایی داره!!!خخخخ
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
بعضی وقتا یه سری شعر و داستان میگه اما فقط همینو نگه داشته
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیلی زیبا بود،خیلی ممنون، مضمون قشنگی داشت
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خواهش می کنم ممنون
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
مرسی
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیلی مفهوم زیبایی داشت
tanha
tanha
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
فوق العاده بود! واقعا فوق العاده بود! هرچی بگم کمه:)) دست پدرو حتمن ببوسین:)
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
حتم این کارو می کنم از شم هم برای نظرتون ممنونم
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
زیباست.ممنون
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
مچکرم
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود...مضمون خوبی داشت....وزنش هم عالی بود....ممنون از شما وپدرتون :)
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
به به..چه پدر هنرمندی! بسیار زیبا بود.ممنون
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیلی پر احساس و قشنگ من خدا را دیدم پشت در در می زد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
باز کن پنجره را^^^تا فراری شود این بوی هوس... عالی بود به نظر من هم از نظر وزن هم معنا :))) عالی :)))
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیلی شعر پدرتون قشنگ بود...به دلم نشست..خدا همیشه منتظر ماست..
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده
faride
faride
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خیلی خیلی خیلی قشنگ بود.احسنت به پدرتون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام بعضي از مصرع‌هايش قابل خواندن بود
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ببخشید متوجه منظورتون نشدم کدوم مصرع مشکل داره؟؟؟؟؟؟
S_14
S_14
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
تشکر از شما و درود بر پدر نازنینتون.....عالی بود عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
چه پدر اهل دلی دارین شما ای ول
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
از شما هم بسیار مچکرم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
و خدا باز نگاهم می‌کرد...صورتش خندان بود...فوق العاده بود...آفرین بر پدر گرامی..ممنون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
خوشا آن بنده با عهد و پیوند / که دارد بازگشتی با خداوند / به کام خویش اگر چندی رود راه / چو باز آید نیاز آرد به درگاه . . . خيلي عالي وزيبا (^_^) و حقيقتا تاثير گذار :)
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
چه شعر قشنگی
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
آدم ياد اين ميافته كه نیایش یعضی از ما ادم ها با خدا و درخواست از او برای حضور در زندگیمان مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و….. ....فرار می کنند (^_^)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ایول پدر ... از هر انگشتشون یه هنر میریزه هاااااااا *:) عاااااااااالی بود
ایران
ایران
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
مرسی بابای Z-Mعالی بود.
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
حتما بهش میگم
mahshid
mahshid
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
مغسی خوب بود
Z_M
Z_M
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠١
٠
٠
ممنون از شما و باباتون. زیبا بود
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
زيباست..........
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣