با جوجه‌های همسایه بازی کردن
تراوشات ذهن من

با جوجه‌های همسایه بازی کردن

نویسنده : ghasedakm18

*** صبح‌ها شبیه هم، ظهرها شبیه هم، عصرها شبیه هم، شب‌ها شبیه هم و نیمه شب را ولش، تا حالا چند روز گذشته، منظورم چند روز تا مدرسه‌ها. حوصله ندارم، همه کتاب‌هایم و دفترهایم را جلد کردم و در انتظار آمدن مدرسه ....

 

*** گاهی با خودم می‌گویم الماس برای درخشش و دوست داشتنش باید خیلی ساییده شود و بدون این‌که خراش بردارد جلادار می‌شود. بعد از خودم توقع دارم چند روزه بزرگ شوم، بابا من دیگر نوبرش را آوردم؛ اه...

 

** شب‌ها خوابم نمی‌برد و فکر می‌کنم که باید وقتی سال تحصیلی جدید شروع شد، صبح‌ها و شب‌ها زود بلند شوم و به زور بخوابم ولی بعد با خودم که کمی دیگر فکر می‌کنم می‌بینم که سال پیش هم همین قضیه‌ها را داشتم و کاری نکردم و رفت تا سال بعدی که الان است و باز هم کاری نمی‌کنم...

شما هم این قضیه‌ها رو داشتید یا فقط من بدبخت این‌طوری هستم؟!

 

باز هم بیکاری و علاف بودن و با جوجه‌های همسایه بازی کردن، هی...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
خوب با جوجه همسایه بازی کردن که یک کار مفیده دیگه مگه نه؟!!!!!
کاربرناشناس
کاربرناشناس
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
ای بابا هنو کو تا شروع مدرسه ها...از همین الان استرسو به ادم وارد میکنین.........
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/١٩
١
٠
من تمام پارسال رو صبحا با داد و بیداد بلند میشدم...آخه اگه خودمو بکشم هم صبحا نمیتونم شبا زودتر از یک بخوابم...امسال هم همین آش و همین کاسه :((...ممنون :)
آبان
آبان
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
آره دیگه همیشه وقتی میخوا یه فصل جدید از زندگی آدم شرو بشه حالا هر چند هر سال تکرا میشه آدم این طوریه :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
خب شما دچار روزمرگی شذین که.برای بیرون اومدن از این حالت باید خودتون برین جوجه بخرین و با جوجه های خودتون بازی کنین.یا مثلا جوجه های همساده رو بکوفین تو دیفال و برین با خود همسایه بازی کنین.یا هم خود همساده رو بکوفین به دیفال و جوجه هاشو بگیرین برای خودتون و دیگه با جوجه های خودتون بازی کنین.یا هم میشه هیچکدوم از این کارا رو نکنین و بشینین قشنگ درستونو بخونین و برای اوقات فراغتتون هم بیاین سایت جیم:))
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
من یه لحظه حواسم پرت شد...الان جوحه ها تکلیفشون چی شد؟در ضمن من عضو انجمن حمایت ازجوجه ها هستم و تعصب خاصی رو جوجه ها دارم ها..حببباست خلاصه باشه....
reyhane_s
reyhane_s
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
چی خشن:))
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
هه چه انجمن جالبی تو عضوه شی!میشه منم عضوکنی؟!خخخخخخخ
سحر
سحر
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
ما که رسما پوکیدیم تو خونه.....دلم اصلا واسه مدرسه تنگ نشده ولی واسه دوستام چرا....بازم مدرسه....بازم دل کندن از خواب صبح!!! :(
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
خیلی زود تموم میشه....این سالارو قدرشو بدونین.....خیلی زود دیر میشه:)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
مدرسه که خیییییییییییییییییلی خوفه من دلم واسه مدرسه ها تنگ شده و از طرف دیگه استرس دارم
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
چه مدرسه دوستی!!!!!! همه فرارین!!!!!والا
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخخخ دل همتون بسوزه من نمیرم مدرسه : )
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
یه دوتا کلاس ثبت نام میکردی .نه اصلا ور دست مامان یه کمی آشپزی یاد می گرفتی پس فردا به دردت میخوره.وقتتم هدر نمیدادی.
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
دقت کردین؟ ترسناک ترین موسیقی تو کل دوران زندگیم:باز آمد بوی ماه مدرسه /بوی بازی های راه مدرسه اصلا خوف میکردم..لجم میگرفت از این مجریای تلویزیون که یه ماه مونده به مهر هی رفتن به مدرسه رو بهمون یادآوری میکردن...
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
اما نمیدونم چرا امسال که برای آخرین بار قرار بود برم مدرسه دلم گرفته بود...روز اول مهر به همه دوستام پیام دادم: دوستان این آخرین,اولینمون مبارک...(اگه این پیامو فهمیده باشین ادبیاتو بالای70 میزنید کنکور:) دلم واسه دوران دبیرستان تنگ میشه...اما از دوران پیش دانشگاهی فراریم..خعلی سخت بودو استرس زا
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
راستی واسه مسئله شبا زود خوابیدنم که نگرانشی..نگران نباش..کنکوری که باشی به طرز معجزه آوری شبا زود خوابت میگیره و تو باید به زور خودتو بیدار نگه داری...از آلان خواباتو قشنگ بکن که چند سال دیگه سیر خواب شده باشی:) موفق باشی......همیشه اینو یادت باشه,این نیز بگذرد
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خوبه جلد کردین من که هنوز جلدم نکردم!!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
الان فقط می تونم بگم هعییییییییییی ... از همین الان واسه ارشد می خونم
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
من که خیلی دلم برای مدرسه تنگ شده ،خسته ام از تکراری بودن روز های تابستون
reyhane_s
reyhane_s
٩٢/٠٦/٢٠
١
٠
خب میدونید این خصلت انسانه که قبل شروع هرکاری تصمیم میگریم به بهترین نحو شروعش کنیم اما امان از وقتی که اون کار شروع بشه...:) این حال هر هفته منه:) هی میگم از شنبه دیگه ولی کو اراده:))
عاطی
عاطی
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
وای گفتی کتاب یادم افتاد کتاب نگرفتم یعنی حتی ثبت نامم نکردم یه اینطور ادم بی خیالی هستم من ولی استرسم گرفت
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
هیچی به بدی بیکاری نیست ... !
T.y73
T.y73
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
قـــدراین سالهارو بدونید بهترین دوران زندگیــــــه!!:)))زود میـــــگذره زیادسخت نگیر به خودت خوبــــه مدرسه فقط مشغله ذهنی آدم باشـه بزرگترکه میشیم مشغله هامون بزرگترمیشن دلمون واسه این سالای محصل بودن زندگیمون تنگ میشه!!:))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات