وقت خجالت کشیدن است!
بعد از اینکه خواندید دلیلش را می فهمید ...

وقت خجالت کشیدن است!

نویسنده : ahkiani

هر وقت دیدی صدایت روی پدر و مادرت دارد بلند می‌شود، عکس‌های بچگی‌ات را ببین، بعد یک ذره فکر کن.....

بعدش خجالت بکش!

 

...قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّياني‏ صَغيراً

 

...بگو: «پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند ، مشمول رحمتشان قرار ده!»

سوره اسراء - آیه 24

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٧/٢٤
٢
٠
مادر و پدر خیلی آدمای صبورین خدا سایه شونو از بالای سر هیچ فرزندی برنداره ایشالا
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
اره واقعا.چقدرصبورن که کارای اشتباه ودادزدنای ماروتحمل ممیکنن......
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
سلام ... انشاالله
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
من که هنوز به خودم اجازه همچین کاری رو ندادم...و هیچ وقت هم نمیدم...ممنون :)
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
مطلب جالبی بود اما چیزی که نظرم رو جلب کرد عکس متن بود...مدت ها با نقاش این تصویر دوست بودم و چقدر آدم خوبی بودن ایشون
admincheh
admincheh
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
قدرشونو بدونین مخصوصا پدر که تکیه گاه و ستون یه خونه اس..خدا نکنه که ما بی احترامی واسمون عادی شه..امیدوارم هیچ پدرومادری از فرزندش نرنجه و هیچ فرزندی اونا رو نرنجونه..
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
جالب بود...درسته واقعا!
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خدايي پدر ومادر خيلي واسه ما زحمت مي كشن...........خدايي درست نيست صدامونو بالا ببريم...........دستتون مرسي بابت مطلبتون
admin
admin
٩٢/٠٧/٢٤
٠
١
کاش نویسنده مطلب هم حضور داشتند ...
admincheh
admincheh
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
:(
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
ممنونم...............
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خدایی خیلی زشته داد بزنیم....مرسی عالی بود :)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خدا حفظ کنه تمام پدر و مادرای نازنین رو
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
کاشکی قدر بدونیم... :)
maede
maede
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
آره فقط یه لحظه به محبت ها و زحمات بی پایانشون فکر کنیم اونوقته که خجالت میکشیم پشیمون میشیم یا حتی دیگه حرفی نمیزنیم.
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
راستش تازگیا خیلی با مامانم بحث دارم و.....
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
آره......تا حالا زیاد پشیمون شدم و خودمو سرزنش کردم سر این موضوع :(
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
باید خیلی قدر پدر و مادرمون رو بدونیم ...ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
... خجالت کشیدن،حداقل کاری که میشود انجام داد.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
خدا به پدر مادرای عزیزمون سلامتی وطول عمر عطا کنه انشالله
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
سلام ... هر وقت عكسهاي قديمي رو نگاه ميكنم يك نوار كاست دست دستم است و اين ظلمي بود كه هسچ گاه يادم نمي رود
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
خدا همه ی پدر مادرها رو حفظ کنه... بگو آمین!!!!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات