سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده
کل‌نا عباسک یا زینب سلام علیها

سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده

نویسنده : ahkiani

اگر چه عشق هنوز از سرم نیفتاده

ولی مسیر من و او به هم نیفتاده

به خواب سخت فرو رفته پای همت من

وگرنه اسم کسی از قلم نیفتاده

به غیر، کار ندارم به خویش می‌گویم

چرا هنوز به ابرویت خم نیفتاده؟!

بقیع شاهد زنده، شبیه سامرا

که اتفاق از این دست کم نیفتاده

بماند این‌که به آن قوم رحم کرده حسین

هنوز سفره شاه از کرم نیفتاده

بماند این‌که چه خمپاره‌ها که آمده است

ولی به حرمت او در حرم نیفتاده

اگر که پرچم عباس، روی گنبد رفت

سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده

سه ساله خواست بگوید که دختر علیست

هنوز قیمت تیغ دودم، نیفتاده

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
اگر که پرچم عباس، روی گنبد رفت سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده.... زیبا بود ممنون
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
بسیار زیبا یود...ممنون
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
زیبا بود سپاسگزارم
h.naderi
h.naderi
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
همه ما عباس تو ایم زینب جان
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
ممنان و متشکریم آقای کیانی....بسی بسیار زیبا بود
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون...خیلی خوب بود.
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
سپاس..
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
سه ساله خواست بگوید که دختر علی ست،السلام علیک یا رقیه..
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون....التماس دعا
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی زیبا بود...یا حسین :(((....ممنون
S_14
S_14
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده است ممنونم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی زیبا بود..مرسی
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی شعر زیبایی بود... التماس دعا.
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
ممنون شعر زیبایی بود ..
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
چقدر زیبا مرسی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨