جرعه‌ای از خاطرات تلخ
یک دلنوشته

جرعه‌ای از خاطرات تلخ

نویسنده : هونام

هم می‌زنم خاطراتم را؛ خاطراتی لبریز از خیال!

گاهی از گوشه ذهنم می‌چکد...

می‌چکد به درون قلبم

احساسش می‌کنم...

لعنتی، خیلی تلخ است!

می‌خواهم تمام فنجان را سر بکشم

کاش بودی

کاش بودی و در کنار هم از نوشیدن خاطرات شیرین لذت می‌بردیم

اما... نه!

بیا و طعم این را هم بچش

چیز زیادی نمی‌خواهم، فقط یک جرعه کافیست

جرعه‌ای از خاطرات تلخ

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
به به...لذت بردم...جرعه ای از خاطرات تلخ...لعنتی خیلی تلخ است!...حسش واقعا خوب منتقل شده...موفق باشید
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
فوق العاده بود...خدا قوت
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
خیلی هم تلخ....راستش مزه مزه میشه تو ذهن آدم:|
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
چرا کاربرای اینجا افسرده ان؟؟ اگه قراره بدبختیاتونم بیارین اینجا پس چه فرقی با بیرون میکنه؟؟ منم بلدم تلخ بنویسم ولی برای مخاطبم احترام قائلم، کار من نویسندگی مطالب جدیه اما اینجا کسی قرار نیست توی غم من شریک باشه یکم شادش کن؛ بــــــــــــاشـــــــــــه؟؟!!(این نظر به هیچ وجه من الوجوح ربطی به نظر بالایی ندارد و پیشاپیش از هرگونه دعوا استقبال به عمل می آوریم عجیب!!!)
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
:| عالی بود!
آبان
آبان
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
:| خاطرات تلخ :|
Lonely Girl
Lonely Girl
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
خاطرات تلخو باید ریخت بیرون... چیزی که زیاده شیرینی.. :)
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
معرکهههههههه
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
تبلیغ قهوه ی محسن بود آیا ؟؟!! یک جرعه...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/١٦
٠
٠
...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
چیز زیادی نمی‌خواهم، فقط یک جرعه کافیست...جرعه‌ای از خاطرات تلخ...ممنون عالی بود :)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
منم اول تشکر کنم بسیار زیبا بود دومم خیلی ممنون
khan
khan
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
زحمت کشیدین ولی چقدر آخه اندوه؟ چرا احساسات رو با بدبخت انگاری اشتباه می گیرین( نه فقط شما عزیزم با همه هستم) بابا یه ذره شادی، نشاط، هیاهو... ای بابا...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود اما اشکالش این بود که فضای شعر به خوبی پرورده نشده بود و زیاد فضای غمگینی نداشت ... ممنون بازم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
هعیییییییییییییییی..دستتون درد نکنه.زیبا بود
zahra
zahra
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
فوق العاده و زیبا بود ممنونم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
سپاس
sorme
sorme
٩٢/٠٦/١٧
٠
٠
خوب بود ممنون.
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
چرا تلخ؟ زندگی با خیالاتش شیرینه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات