آدم‌های روزنامه‌ای
بعد قيچي شدنم ديگر خبري ندارم

آدم‌های روزنامه‌ای

نویسنده : farzaneh_h

کسي يادش نمي‌آيد که آدم‌هاي روزنامه‌اي چگونه به وجود آمدند. آن‌ها چون از جنس روزنامه بودند -حالا چه صفحه جدول چه صفحه نيازمندي ها- خود را فرهنگي قلمداد مي‌کردند. آدم‌هاي روزنامه‌اي احساس مي‌کردند کسي درک درستي از مقام آن‌ها ندارد، پس شروع کردند به ساختن دنيايي کاغذي. به واسطه اعتبار فرهنگي بودن‌شان به تدريج عده زيادي به آن دنيا آمدند؛ آدم‌هاي کتابي، بر وزن آدم حسابي! آدم‌هاي کاغذ سفيد، آدم‌هاي خط خطي و کاغذهاي مچاله، آدم‌هاي دفتر مشقي و ...

 

آدم‌هاي روزنامه‌اي آدم‌هاي يک روز خاص بودند؛ يک روز خاص تمام شده در خيلي وقت گذشته و هميشه در همان روز زندگي مي‌کردند. آن‌ها نمي‌خواستند و توانستند قبول کنند دنيايي که ساختند حتي به اندازه يک روز جلو برود، پس شروع کردند به شبيه کردن همه چيز مثل خودشان. در اين ميان از چند آدم مقوايي نيز کمک گرفتند که به اندازه چند ميلي‌متر از ديگر ساکنان پوست کلفت‌تر بودند و البته مغزشان متشکل از خمير روزنامه خيس خورده بود!

 

کم‌کم قوانين جديد وضع شد، همه بايد چيزي را مي‌گفتند که آدم روزنامه‌اي ها دوست داشتند. به تدريج آدم‌هاي کتابي ترجيح دادند کم‌تر حرف بزنن ، آدم‌هاي کاغذ خط خطي شروع به اعتراض کردند که به لطف حضور آدم مقوايي‌ها قيچي شدند و صداي‌شان به گوش کسي نرسيد! در اين ميان آدم‌هاي دفتر مشقي و آدم‌هاي کاغذ سفيد کم‌کم هم رنگ محيط شدند و با آن خو گرفتند.

 بعدها شنيدم که همه ساکنين آن دنيا شبيه هم شدند، راستش بعد قيچي شدنم ديگر خبري از آن دنيا ندارم!

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
زياد دركش نكردم ولي همين قدرشم زيبابود
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنونم :). یه بار دیگه الان بخونین :دی.
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
راست میگه.....منم نفهمیدم
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی جذاب نوشته بودی...عالی بود...فک کنم قیچی همین نته...:)...مرسی..:)
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنونم دختر مشرقی، نه قیچی :دی. یه چیز دیگه ست
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
فکر کنم بیش از نیمی از مردم اون دنیا کاغد های خط خطی بودند ... خیلی از ما قیچی شدیم خیلی جاها که نباید ... آدم های روزنامه ای دیدند که چه بلایی سرشان آمد اما لایش را بالا نیاوردند ... بگذار قیچی کنند آنگاه است که چند تکه می شویم و بیشتر و بیشتر ...
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
آن گاه که چند تکه می شویم و بیشتر و بیشتر، به به عالی بود... :). ممنونم ازتون
neyosha
neyosha
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خوب بودولي زيلد نفهميدم..........
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنونم که خوندی، بعداً میام بهت می گم ;). پشت صحنه
admincheh
admincheh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
مخاطبشو می دونم کیه..مربوط به وضع قانون جدیده و اینا دیگه:))قولشو بهم داده بودی:)
admincheh
admincheh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
البته گمونم کلی بود و یه خرده چاشنی اعتراض به تحمیل شدن...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
الآن که کامنتت رو خوندم بعد 2 باره مطلب رو خوندم فک کنم بیشتر فهمیدم..:))
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خانوم پائیز آواتار من چه شد :د من از این به بعد قصد دارم هر جا و هر زمان این رو بپرسم با خانوم مشرقی موافقم؛ متن رو باید مرور کرد و بیشتر درک کرد، فکر میکنم ویژگی تمام متون همین هست
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
آره می تونست جزئی تر باشه... سعی داشتم کمی روش کار کنم اما خب منتشر شد :). بزن قدش :)).
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٦/١٠
٢
٠
منم فکرم پکید! فقط نحوه دلنوشت و انتخاب شخصیتهاتون مو ره گیریفت! اعتراض میخواید بکنید چرا زیر پوستی؟! خخخخ
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
:). ممنونم، به نظرتون فیزیکی برخورد کنیم چه طوره؟ :دی.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
آخهههههههههه الان پس خبری از بقیه نداری قیچی شدی جدا از شوخی مطلب جالب توجهی بود ممنون
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنونم که خوندید :). این بخشش مربوط به کمی آینده تره :دی.
korosh
korosh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خدا وکیلی هیچی نفهمیدم ؟!!!!!!!!!! اصلا درباره ی چی بود این مطلب ؟!!!!
admincheh
admincheh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
یک جور اعتراض خیلی نرم و زیرکانه با قلمی خوب:)
korosh
korosh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
:)
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
لطف داری پاییز جان، ممنون آقا کوروش :).
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
من موندم شما اين مطلبو خودتون نوشتين واقعا....در كل مرسي
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنونم که وقت گذاشتی :). آره خب ... :).
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٦/١٠
٢
٠
خععععععععععععلی عاااااااااااااااالی بود خدااااااااااااایی!!!ینی برای هرکدوم از اون آدماهایی که گفتین میشه کسی رو گذاشت.خیلی خیلی خیلی هوشمندانه بود.اگه از تو کل عمر جیمیم تو سایت بگن 3تا مطلب قشنگ بگو مطمئنا یکیش اینه.مرسی واقعا
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
یعنی تو عمرم اینقدر با کسی موافق نبودم ... معرکه بود قلمشون ... این رو باید تو روزنامه بچاپن ...
tanha
tanha
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
مبافق :)
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
لطف دارید سید هاشم :). واقعاً خوشحالم که دوستش داشتید... امیدوارم از این تعریف دچار غرور نشم :). مرسی که وقت گذاشتین و خوندین...
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنونم آقا حمید در اون حدا نیست :)). شما لطف دارید
tanha
tanha
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
اعتراض در پیچ و تاب طنز :)) یاد چرند و پرند دهخدا افتادم فقط یه امضای دخو آخرش کم داره:)) ممنون فرزانه بانو
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
سپاسگزارم که وقت گذاشتید و خوندید... شرمنده می کنید... فکر نمی کنم در اون حدا باشه :). ولی به نظرتون برم یه امضا برای خودم پیدا کنم؟ ;).
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٦/١٠
٤
٤
یک بار دیگه سلام! اگه منظورتونو از مطلب با توجه به کامنت ادمینچه بانو درست فهمیده باشم باید بگم که: من قبول دارم که بعضی وقتها یه سری چیزا رو کاربرا درست میگن، اما به دلایلی ادامین قبول نمیکنن! کاری به دلایلش نداریم! اما خوب اینا هست. تو هر فضاییی شما برین هست. اما اینی که شما میگین یکم سیاه نمایی نیست؟! ینی الان همه مجبورن روزنامه ای باشن و مثل ادامین و دست اندرکاران سایت؟! ینی واقعا هیچ حرفی مخالف میل ادامین و ست اندرکار تو سایتزده نمیشه؟! ینی واقعا فک می کنید این طوریه! تا حدی قبولتون دارم ولی قبول کنید یه طرفه به قاضی رفتید!
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنون به خاطر دیسلایکها!
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
١
٠
نه واقعاً حرف زده می شه... اما بهایی هم داده می شه؟ به نظرم سیاه نمایی نبود، کمی تیره تر کردن کسایی بود که زیادی دچار احساس شفافیت شدن... اما امیدوارم این انتقاد باعث دلخوری نشه. باعث تغییر بشه..
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
من با کروم نمی تونم لایک یا دیس لایک بدم :دی. ولی تو موزیلا... :دی.
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خب این که عالی بود متنش گفتم بهتون:)) دیدین که بقیه هم میگن خوبه:))
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
اینکه داداش رادمهرم بگه خوبه، یه لطف دیگه ای داره :).
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
:)))
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٢/٠٦/١٠
١
٠
تبریک بابت متن زیبا و دور از کلیشه. بنظرم متن قابل تاملی هست برای خیلی ها. نظر جناب صفدری هم جالب هست )) بله میشه برای کاراکتر های این متن. معادل سازی کرد .من متعجبم از کامنت خیلی از کاربران که مینویسند متوجه نشدند ؛متن واضح بود ، زیبا و فانتزی ، و جمله متوجه نشدم هم بهونه هست :د ؛ و یا اینکه بنویسیم چچیز رو متوجه نشدیم بهتر هست :)
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٦/١٠
٠
١
ایشون کاراکتراشون مشخصه جناب! نیازی به ساختن نداره!
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
من صحبتی از کاراکتر خود نویسنده بمیون نیاوردم! صحبت از کاراکتر های داخل متن بود :)
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
١٠٠٠
٠
بی نهایت ممنونم دکتر منتی، به خاطر لطفتون... من واقعاً عذرخواهم که نشد اون تغییرات رو اعمال کنم و مطمئنم خیلی بهتر می شد اگه اون اتفاق می افتاد... منم با بهونه موافقم :دی. و البته فکر کنم باید کمی پیش زمینه ی قیچی شدن رو داشت تا بیشتر درک کرد :دی.
غ-مريم
غ-مريم
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
يه جورايي توصيف دنياي اين روزاي ماست
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
:). یه کم کلیه و می شه به جاهای دیگه هم کمی ربطش داد :). ممنونم که وقت گذاشتید :).
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
من خیلی نگرفتم چی شد ولی ممنون از شما
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنونم که خوندی، برات مفصل توضیح می دم :دی.
mhv
mhv
٩٢/٠٦/١٠
١
٠
سلام منم ابراز نظر کنم :)))))
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
اختیار دارید آقای وکیلی، شما صاحب نظرید :).
سارا
سارا
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
منم خیلی نفهمیدم ولی بازم تشکر
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خواهش می کنم :). ممنون که خوندی سارا :).
admin
admin
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
سلام؛ من یک فکرایی توی ذهنم هست ولی چون شما سربسته گفتید؛ منم سربسته میگم: آدم کاغذی ها هیچ وقت اینطوری فکر نکردند، اون ها قبل از هر کاری سعی کردند بفهمند چرا باید کاغذی باشند! و یادتون نره که همیشه آدم کتابی ها آدم حسابی نیستند؛ همینطور که آدم کاغذی ها آدم های بدی نیستند!
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
البته منظورتونو از اینکه سعی کردند بفهمند چرا کاغذی ام نفهمیدم، اما اگه منظورتون آدم های روزنامه ای بوده می گم اگه ماهیت یک آدم روزنامه ای رو نگاه کنیم، باید به روز باشه، درست مثل یه روزنامه، روزنامه ی یه روز در گذشته، فقط مناسب برای آرشیوه، البته ارزشمنده اما اسمش چیز دیگه ای می شه... آدم های کتابی هم درسته که همیشه حسابی نیستند اما می تونن نماد این دسته باشن، به هر حال کسی که کتابی باشه علاوه بر اینکه صبورتره، می تونه کمک و مرجعی برای یه آدم روزنامه ای باشه، بد نیست بهش توجه بیشتری بشه. آدم های روزنامه ای هم آدم های بدی نیستند، اما همون طور که گفتم باید به روز باشند. البته من قبول دارم این مطلب خیلی صفر و صدیه و از این بابت عذر می خوام... ولی امیدوارم قبل از ایجاد ناراحتی، باعث تغییر بشه...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
اُفـــــ...! ای دیگه چی متنی بود :)) خیلی عالی به در گفتین دیوار بشنوه ها :))) واقعا جالب بود . فقط من منظورتون رو از این جمله آحری متوجه نشدم " راستش بعد قيچي شدنم ديگر خبري از آن دنيا ندارم!"
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
ممنون آقا علیرضا که خوندین :). لطف دارید... من معمولاً کنایه دار حرف نمی زنم :دی. این قسمتش مربوط به یه کم آینده تره... شاید! ;).
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
میدونی مطلب کلی شو فهمیدم ولی فک کنم مربوط به یه موضوعه خاصه که مننمی دونم ... متنش عالی بود کیفیتش خیلی خوب بود ! ////من سنم قد نمی ده به این چیزا خوب چرا منو تو این موقعیت میذارین .. :)) خخخ مرسی فرزانه :))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
این سنم قد نمیده رو خوب اومدی.ماشالا تنهایی یه سایتو بهم میریزی:))
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
قضاله مرسی که اومدی :دی. من سر هرچی بگی شرط می بندم که خیلی بیشتر از اینا سنت قد می ده :دی.
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
با اینکه اونقدر منظور مطلب و متوجه نشدم!ولی عالی بود ممنون
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
ممنونم که وقت گذاشتی و خوندی :).
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
راستش باید پشت صحنه این مطلب رو بدونی تا بتونی کامل درکش کنی !!! حالا چون پشت صحنه اش رو نمی دونیم فرزانه جانم باید قبول کنی که هر کس از ظن خود بشه یارت ! و پی به افکارت نبره! بالاخره اینکه من بالاخره نفهمیدم الان ما چی هستیم این وسط اون سفیداییم یا مشقی ها:))
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
من فکر می کنم این حسیه که بیشتر بچه ها دارن (کاملاً تصور شخصیه و ممکنه اشتباه باشه) و چیزی واقعاً پشت صحنه وجود نداره... خب عیبی نداره :). هر اثر در ذهن مخاطبشه که کامل می شه، بذار ادامه پیدا کنه و کامل بشه :).
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی خوب بود...آدم‌هاي کاغذ خط خطي شروع به اعتراض کردند که به لطف حضور آدم مقوايي‌ها قيچي شدند و صداي‌شان به گوش کسي نرسيد!...من این تیکشو خیلی دوس داشتم :)...ممنون از شما :)
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
بی نهایت ممنونم که خوندید :). واضح بود می خواستم بگم آدم های کاغذ خط خطی مثل من اعصاب ندارن :دی.
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
عالی بود...لذت بردم ازش واقعا..مرسی
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
قربونت، من ممنونم که وقت گذاشتی :).
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
تشبیه جالب و نوع اعتراض جالبتری بود.ممنون.
farzaneh_h
farzaneh_h
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
سپاسگزارم :).
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
الان یعنی شما کاغذ خط خطی بودی قیچیت کردن؟
farzaneh_h
farzaneh_h
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
من ترکیبی از مقوایی خط خطی ام :دی.
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
قوانین بنا به وضع موجود پیش میان و وضع میشن.حالا یه عده موافق و یه عده مخالفن.این همیشه بوده.اما مهم اینه که اگه اعتراضی هست این اعتراض درست و با دلیل بیان بشه و بعد هم درست توجیه بشه و براش استدلال آورده بشه.
farzaneh_h
farzaneh_h
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
بعله، با استدلال درست موافقم... از اعتراضی که داشتم دفاع می کنم... ممنونم که خوندید :).
khan
khan
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
فرزانه خانم ممنون... نمی ترسی این جوری می نویسی؟ چیزی که زیاده موش تو دیوار...
farzaneh_h
farzaneh_h
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
از چی باید بترسم خب :دی.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠