من اگر پیر شوم، تو اگر پیر شوی...

من اگر پیر شوم، تو اگر پیر شوی...

نویسنده : h-nafahm

من پیر شوم غرغرو می‌شوم، شاید آلزایمر هم بگیرم، دندان مصنوعی‌هایم را هر شب با ذوقی تمام نخ می‌کشم، یادم باشد ناخن‌هایم را لاک بزنم، آشغال‌ها، آشغالها را هم سر ساعت 9 بیرون می‌گذارم، عیدها عیدی‌های خوشمزه می‌دهم، نوه‌هایم اکسیژن هستن، به آن‌ها نیازمندم، عصا هم دارم حتما، راستی حلقه ازدواج مادر بزرگ را هم به یکی از نوه‌های دختری می‌دهم، نوه‌های پسری شاکی شدند، نفری یکی از بیژامه‌های پدر بزرگم را هم به آن‌ها می‌دهم... سالی یک بار شاید صورتم را لیفتینگ کنم، مادر بزرگ باید شیک باشد، من پیر شوم پول‌هایم را در بانک نمی‌گذارم، صندوقچه خاطرات هم می‌سازم تا آن موقع، رقص کُردی را هم سعی می‌کنم یاد بگیرم، صبح جمعه می‌رویم کله پاچه‌ای، وصیت نامه از قلم نیوفتد. سنگ صبور نوه‌هایم می‌شوم، می‌شوم مادر بزرگ آپدیت...
پیری هم خودش هزارتا کار دارد...


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/٠٩/٢٨
٠
٠
البته دوران پیری اگه بیماری سختی نداشته باشی خوبه من هیچوقت دوس ندارم پیر شم
sahar
sahar
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
ابن سینا میگه دوران جوانی حافظه ی خوبی داشتم و در پیری پخته تر شدم. هر دوره ای ویژگی های مثبت و منفی خودشو داره..و جالب اینجاست که آدمی درهر دوره خودشو با اون شرایط وقف میده و دوس نداره که به گذشته برگرده
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
من اگر پیر شوم، تو اگر پیر شوی،همه پیر می شوند.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨