می‌خواهم آدامس بجوم!
خوشبختي‌ام را گم كرده‌ام...

می‌خواهم آدامس بجوم!

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

خوشبختي‌ام را گم كرده‌ام

توي كوله پشتي 15 سالگي

لاي كتاب‌هاي نخوانده دبيرستان

كنار باجه تلفني كه مهربان‌تر از هر همراه اول و آخري بود و تمام كسانش در دسترس

و شايد پشت نگاه تو كه يادم نيست در كدام اصلي يا فرعي گمت كردم

اصلا چه فرقي مي‌كند!

مگر خوشبختي چيست؟!

مي‌خواهم از اين‌جا تا  تمام زندگيم را آدامس بجوم

و گاهي پوزخند بزنم

به هر آن‌چه خوشبختي مي‌نامندش!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
لایییییییییییک
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
خوب بجو آدامستو..........به ما چه؟
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
اول اول!!!!!!!
shanba
shanba
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ای بابا یاز کهاول بازی شروع شد
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ممنون از توجهت
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
واقعا فرقي ميكنه؟؟؟؟؟
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
حالا فرقي بكنه چه ميشه كرد!
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
فرقي نكنه بهتره چون در حال گذره..بازم فرقثي بكنه چيزي نميشه
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
و شايد پشت نگاه تو كه يادم نيست در كدام اصلي يا فرعي گمت كردم...این جمله حرف دل منم بود :(((...ممنون عالی بود :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
سپاسگزارم لطف داري
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
دوست دارم بی تفاوت پوزخند بزنم به چیزی که بقیه بهش میگن خوشبختی...آره دوس دارم آدامس بجوم و تعبیر خودمو از خوشبختی داشته باشم.....ولی نمیشه.....تا وقتی که اطرافیانت زندگی رو واست معنا کنن....
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
نگذار ديگران افكارشان را بر تو چيره سازند ، برايت تصميم بگيرند و در آخر بر همه خواستنت خط بطلاني بكشند و بگويند ،قسمت نبود...!
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
:)))))
reyhane_s
reyhane_s
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
مي‌خواهم از اين‌جا تا تمام زندگيم را آدامس بجوم...و گاهي پوزخند بزنم...آیا این اسمش خوشبختیه؟!:|...
سارا
سارا
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
واقعا .... مرسی از مطلبه زیبات
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
خيلي زيبا نوشتين خسته نباشين
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
قشنگ نوشتید ، ممنونم.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
منم آدامس خیلی دوست دارم خخخخخخ شعرتونم قشنگ بود ممنون
khan
khan
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
من به عشق می خندم...به زیر، به بم... و به تمام تلخ مزاجی های دنیا لبخند می زنم... من به دنیا می خندم... آفرین عالی بود...
maede
maede
٩٢/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی خوب نوشته بودی.آدامس جویدنم که بنا به برداشت من نشانه بیخیال بودن بود هم جالب و به جا بود..ممنون:)
shanba
shanba
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
جالب بود حرف دل من رو زدی.زندگی با تمام لحظه های زیباش داره میگذره ما آدم ها نمیدونم به دنبال چی این همه عجله داریم؟
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
از همتون بخاطر اينكه لطف كرديد و خونديد بي نهايت سپاسگزارم
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
عالی بود عزیزم ... اولش خیلی خوب شروع شد :))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
حقیقت محض..ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی چسبید به من ... از کوچکترین و بی اهمیت ترقن ها استفاده شده بود به شیوه بسیار زیبا ... واقعا خوشبختی همین هاست ...
ahiane
ahiane
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خيلي خوب بود.مرسييييييي!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
"مي‌خواهم از اين‌جا تا تمام زندگيم را آدامس بجوم/و گاهي پوزخند بزنم/به هر آن‌چه خوشبختي مي‌نامندش!"این قسمتشو خیلی دوس داشتم.واقعا قشنگ بود.ممنون
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خوشبختی یعنی دیدن چیزای کوچیک.لبخند یه بچه/بوی نون گرم ، عطر بارون.همیناس که آدمو دلخوش میکنه.همه چی که تو بچگی نبوده.بزرگیم دنیای خودشو داره. راستی "برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش،شاید خوشبختی منتظر خنده توست"
tanha
tanha
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود....خوشبختي‌ام را گم كرده‌ام/توي كوله پشتي 15 سالگي/لاي كتاب‌هاي نخوانده دبيرستان
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
اره واقعن...همین چیزای کوچیک قشنگ میکنه زندگیمونو... ما دنبال چیزای بزرگیم همش...
م-نص
م-نص
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
ها..........؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خيلي قشنگ بود........ممنونم
غ-مريم
غ-مريم
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خيلي قشنگ نوشتيد ايولا
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
کنارباجه تلفن......هعییییییی معرکه بود.درددلم و......
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خییییییییییییییلی خوشمل بود.........اون آدامس جویدن رو خوب اومدی:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
سلام ... پيدا شدي
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥