مي‌خواستم ببوسمش
شيطنت در چشم‌هايش موج مي‌زند

مي‌خواستم ببوسمش

نویسنده : a_vahidi

شيشه را زد آن طرف‌تر گنجشكي را. سايه‌اش را زدم. نبود، ديده بود نگاهي دنبالش است. قايمكي دست‌هايم را به ديوار مي‌گرفتم، نمي‌ديدم فاصله‌ام چقدر دور يا نزديك است.

مي‌گفتند شيطنت در چشم‌هايش موج مي‌زند. مي‌خواستم قايم باشك بازی كنم. با او...

خودم مي‌خواستم تنهاي تنها خنده‌اش را قاب كنم. خودم مي‌خواستم شيطنتش را ببينم سير. تنها نبودم، با نگاه درياي‌اش برد بسته بودم. اما باز هم مثل هر بار مرا مسحور خودش كرد!

بااااااااا......خ.....ت......م

او قايم شد از نگاهم تا من باشم. باشم تا ياد بگيرم، چطور بشمارم...

بشمارم اين عددها را تا برگردد.

قايم با شك را با شك تمامش كرد!

حالا مي‌فهمم چرا هيچ وقت دوست نداشتم قايم باشك بازي كنم، چون چشمانم را كه بازكردم، پيدايش نكردم.

مي‌خواستم ببوسمش

زودتر ناخداي دريا بوسيدش

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/١٩
٢
٠
او قايم شد از نگاهم تا من باشم. باشم تا ياد بگيرم، چطور بشمارم...ممنون خیلی قشنگ بود :)
آبان
آبان
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
قايم با شك را با شك تمامش كرد قشنگه :)
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
نچ نچ نچ نچ:))))))
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
منحرف!خخخ
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
قايم با شك را با شك تمامش كرد!....عالی عالی عالی
سحر
سحر
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
او قايم شد از نگاهم تا من باشم. باشم تا ياد بگيرم، چطور بشمارم...عالی بود....ممنون از شما :))
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
مي‌خواستم ببوسمش/زودتر ناخداي دريا بوسيدش.... زیبا بود :)
Paeez
Paeez
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
او قایمش شد از نگاهم....چشمام را باز کردم نیافتمش...مرسی..
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
زیبا بود خیلی زیبا ... اونقدر که بغض گلومو گرفت ... ممنون
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
مورد های منکراتی شما رو چه جوری این ادمینا تایید میکنن ما که تا به شلوار بگیم ننبون از همه جا میخوریم لااقل میگفتی زودتر ناخدای دریا عقدش کرد، یکم بهتر میشد.
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
ايم با شك را با شك تمامش كرد!........این عالی بود.ممنون :)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
جالب ناک بود
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
حالا مي‌فهمم چرا هيچ وقت دوست نداشتم قايم باشك بازي كنم، چون چشمانم را كه بازكردم، پيدايش نكردم. خبلی زیبا بود وغمانگیز
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
چی شد؟یکی منو آگاه کنه از جهالت بجهم..الان قیافم اینجوریه:l
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
لایک...راس میگه.مطلبای منم تایید نمیکنن نامردا تازه منکراتی هم نداره..اینا پارتییی دارن بابا..شوخیدم کسی به دل نگیره :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
به وقتش تایید میشه....
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
جالب بود/ولی مخاطبش کی بود؟ ممنون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
عالی..عالی.فوق العاده...ممنون از شما
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود ،دستتون درد نکنه
reyhane_s
reyhane_s
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
خیلی خیلی قشنگ بود عالـــــــــــــــــــــــــــــی...ممنون
A_K
A_K
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
قشنگ بود.ممنون
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
زیبا بود ممنون
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
واقعا قشنگ بود:)ممنون
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
زیباب بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
قشنگ نوشتید :)
T.y73
T.y73
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
فوق العاده بود...ممنون!:)
سیاسفید
سیاسفید
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
درکش نکردم زیاد..ولی ممنون ..زیبابود
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢١
١
٠
تا حالا تو زندگیم انقد با کسی موافق نبودم..:دی
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٢٠
٠
٠
مرسی خلاقانه وخوب نوشته بودیش....
a_vahidi
a_vahidi
٩٢/٠٦/٢٤
١
٠
و دوباره سلام آرمان وحیدی هستم و خیلی خوش حالم که قایم باشک تونست بین طرفدارانش جا باز کنه من واقعا واسه نوشتن یک موتور هندلی ام که به نظراتتون احتیاج دارم عجیب. ای نام تو بهترین سر آغاز/ چشمی به شروع ما بینداز
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤