نگاه آخرین
می‌دانم جدایی زود بود!

نگاه آخرین

نویسنده : microprocedure

آخرین شب، گرم رفتن دیدمش

لحظه‌های واپسین دیدار بود

او به رفتن بود و من در انتظار

دیده‌ام گریان دلم بیمار بود

گفتمش از گریه لبریزم مرو

گفت جانا ناگذیرم ناگذیر

گفتم او را لحظه‌ای دیگر بمان

گفت می‌خواهم ولی دیر است دیر

در نگاهش خیره ماندم بی‌امید

سر نهادم غمزده بر دوش او

بوسه‌های گریه آلودم نشست

بر رخ و بر لاله‌های گوش او

ناگهان آهی کشید و گفت وای

زندگی زیباست گاهی گاه زشت

گریه را بس کن مرا آتش مزن

ناگذیرم از قبول سرنوشت

شعله زد در من چو دیدم موج اشک

برق زد در مستی چشمان او

اشک بی‌طاقت در این هنگام ریخت

قطره قطره از سر مژگان او

از سخن ماندیم و با رمز نگاه

گفت می‌دانم جدایی زود بود

با نگاه آخرینش بین ما

های های گریه بدرود بود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
وصال
وصال
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
آخی چه غمگین :(((
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
ممنون :)
javad agha
javad agha
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
سپاس
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
سپاس از شما
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٠٤
١
٠
لعنت به این نگا های اخر
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
نگاهایی که هرگز از یاد آدم نمیره...
fahime72
fahime72
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
:((( چه غمگین
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
مرسی که خوندی...
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٠٤
٢
٠
:|همه چیز گاه اگر کمی تیره می نماید...باز روشن می شود زود، تنها فراموش مکن این حقیقتی است: بارانی باید٬ تا که رنگین کمانی برآید و لیموهایی ترش ، تا که شربتی گوارا فراهم شود و گاه روزهایی در زحمت، تا که از ما، انسان هایی تواناتر بسازد خورشید دوباره خواهد درخشید، خیلی زود و تومیبینی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
خیلی ممنون آبان بانو :)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
زیبا بود
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
لطف داری...
sorme
sorme
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
متشکرم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم...
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
مثل همیشه عـــــــالی بود.....مطالبتون همیشه دلنشینه....سپاس!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
خیلی لطف دارین...ممنونم :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
یه سوال : مال خودت بود ؟؟؟ خیلی خیلی زیبا بود ... فضای غمگین شعر خوب پرورده شده بود.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
١
٠
به من میاد همچین شعری بگم؟؟؟...نه مال خودم نبود
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
خیلی غمگین بود...هـــــــــــــعــــــــــی...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
ههههییییی...ممنون :)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
ممنونممممممممممممممممممممممممم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
قابلی نداشت :)
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
قشنگ بود خیلی... ممنون پسر عاشق :))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
مرسی پریسا جان :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
خیلی غمگین بود.ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
بر اساس تجربه آموختم همه مي روند دير يا زود ! روغن كاري لولاي در تنها كاري ست كه به نظرم مفيد مي آيد ، شايد اينگونه رفتنشان كمتر گوش خراش شود...! زيبا بود واقعا از سخن ماندیم و با رمز نگاه گفت می‌دانم جدایی زود بود با نگاه آخرینش بین ما های های گریه بدرود بود خسته نباشي
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
مرسی...ممنون از شما :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
زیبا ولی غم انگیز بود .... :(
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
به نظر من نهایت قشنگی توی غمگینیه...ممنون :)
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
آخی....مثل همیشه زیبا...و غمگین بود........ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم سحر بانو :)...مرسی
zahra
zahra
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
چقدر قشنگ بببببببود ممنون............****
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
سپاس از شما...
tanha
tanha
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
فوق العاده زیبا و غمگین...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
بسیار ممنون از جناب تنها :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
قشنگ و تلخ . سپاس
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
سپاس از شما :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
هم زیبا بود و هم غمگین ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
بسیار متشکرم...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
عجب شعری بود... مال کی بود ؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٤
٠
٠
راستش شاعرشو نمیدونم...خیلی ساله که اینو توی یه دفتر دارم...
shanba
shanba
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
خیلی زیبا بود.شاعرش کیه؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
ممنون...راستش نمیدونم...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
وای چقد قشنگ بود و غمگین :(( با نگاه آخرینش بین ما های های گریه بدرود بود خیلی قشنگ بود مرسی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
ممنون...مرسی که خوندینش :)
admincheh
admincheh
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
کلا اسمتون و سنتون و آواتارتون بهتون نمی خوره!از الان این قدر مانم و جدایی و اندوه؟امیدوارم روزای خوبی در انتظارتون باشن
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
هههههیییییی...غلط کردیم عاشق شدیم...ببین اوضامون چی شده :(((...ممنون :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
آواتارم که بهم میاد که...نمیاد؟؟؟؟؟
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
آقا محمد من اسم شاعرشو پیدا کردم.اسمش مهدی سهیلی.....!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
جدا؟؟؟؟...من نمدونستم مال کیه...واقعا ممنون سحر خانوم...خیلی لطف کردین :)...باید بقیه شعراشم برم ببینم :)...بازم مرسی :)
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
خواهش میکنم کاری نکردم!!!!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
برق زد در مستی چشمان او اشک بی‌طاقت در این هنگام ریخت قطره قطره از سر مژگان او از سخن ماندیم و با رمز نگاه گفت می‌دانم جدایی زود بود خیلی قشنگ بود......
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتین :)
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
قشنگه
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
قشنگی از خودتونه...
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/٠٦
٠
٠
خیلی زیبا و دلنشین ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٦
٠
٠
تشکر از شما دوست عزیز :)
khan
khan
٩٢/٠٦/٠٦
٠
٠
آفرین!!!!! خیلی پخته و استوار بود...وزن مناسبی را انتخاب کرده شاعر...آفرین و آفرین بر او و مرسی از شما...فقط می بخشید ها ناگزیر درسته نه ناگذیر... البته ببخشید جسارت کردیم ها...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٦
٠
٠
من یاد نداشتم املاشو ادمین عزیز هم حتما ندیده...ممنون از شما
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٠٨
٠
٠
گفت میدانم جدایی زود بود....هعییییی ممنونم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٨
٠
٠
سپاس از شما :)
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/٠٨
٠
٠
خیلی زیببببببببببا
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٨
٠
٠
خیلی ممنووووووووووون :)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
فوق العاده بود...نهایت حس و حال لحظه سخت جدایی...تلخ؛غمگین...ولی...زیبا و دلنشین. متشکرم.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
بسیار متشکرم از شما :)
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
قشنگ بود و غمگین...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
ممنون از شما :)
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
ممنون از همه دوستان :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات