یک داستان خود برای اقتصاددان شدن
گردش مالی چیست؟

یک داستان خود برای اقتصاددان شدن

نویسنده : b_karimloo

درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می‌برند و هر کدام برمنبای اعتبارشان زندگی را گذران می‌کنند ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می‌شود. 

او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می‌شود، اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل می‌گذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می‌رود. 

صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمی‌دارد و در این فاصله می‌رود و بدهی خودش را به قصاب می‌پردازد. 

قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمی‌دارد و با عجله به مزرعه پرورش گاو می‌رود و بدهی خود را به او می‌پردازد.

مزرعه‌دار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی‌اش به تامین کننده خوراک دام و سوخت می‌دهد. 

تامین کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود، می‌دهد. 

داروغه اسکناس را با شتاب به هتل می‌آورد زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامی‌که دوست خودش را یکشب به هتل آورد، اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد. 

حالا هتل‌دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است. 

در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق‌های هتل برمی‌گردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمی‌دارد و می‌گوید از اتاق‌ها خوشش نیامد و شهر را ترک می‌کند. 

در این پروسه هیچ‌کس صاحب پول نشده است. ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی به هم ندارند همه بدهی‌های‌شان را پرداخته‌اند و با یک انتظار خوشبینانه‌ای به آینده نگاه می‌کنند. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٦/١٠
١
٠
اول
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/١٠
١
٠
:)...از آخر این بچه ها یه بلایی سر تو میارن با این کارات...
zahra
zahra
٩٢/٠٦/١١
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/٠٦/١٠
١
٠
خــــــــــــــــــــــــــوب بود..............ممنونم
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
تکراری بود ولی ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
واقعا خوشم اومد...خودت ساخته بودی این داستانو؟؟؟...به نظر من عالی بود :)))..ممنون از شما :)
zahra
zahra
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
ممنون خیلی قشنگ بود********
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
جالب بود بعله..
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی جالب بود مرسی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
چه جالب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من تا حالا این رو نشنیده بودم ونخونده بودم ممنون خیلی جالب بود ....
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
:|
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
عجبآ! چه جالب ! چی میشد همه پولا همینطوری دست به دست شن...!
maede
maede
٩٢/٠٦/١٠
٠
٠
چه جالب.خوب شد هتل داره پوله رو پس داد!!!
آبان
آبان
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
واقعا دنیا کوچیکه! و عجب چرخه ای رو خدا واسه ما آدما گذاشته که همه رو به هم وصل میکند
sorme
sorme
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
جالبه
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/١١
١
٠
هه...یه همچی چیزی رو تو شبکه پویا دیدم...یارو اسکناس عیدی بچش رو داد مرغ خرید بعدش دست به دست پولش گشت تا سر آخر رسید به خودش...:|
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/١١
١
٠
خوب کاش میشد بدهی همه همینطوری داده بشه ها...
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
الان من یه صد یورویی دارم تکلیف چیه برم هتل یا نه؟
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
من 100 تاشو دارم باید برم 100 تا هتل؟؟؟؟
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
عجب................پول دیگه......یا یک زندگی رو میچرخونه...یا نابود میکنه
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
ممنون
mahdi_vals
mahdi_vals
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
خیلی خوب....مرسی.
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
وای خیلی جالب بودواقعا!مرسی
Paeez
Paeez
٩٢/٠٦/١١
١
٠
چه چرخش جالبی:|
کودک درون
کودک درون
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
بازی های چرخ دوار
Vania
Vania
٩٢/٠٦/١١
٠
٠
جالب بود.ممنون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
سلام ... متشكرم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٧
٠
١
همه بدهکارن! !!؟
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات