کاش بعد پاییز بهار می‌شد!

کاش بعد پاییز بهار می‌شد!

نویسنده : sam.ariyaee

چراغ نفتی هوای شهر، دوباره سرد شد، دوباره داغ دلم تازه شد، دوباره فصل زمستان، سینه‌ای سوخته در سردی زمستان دوباره طلوع... شعر یاس با چراغ نفتی، کنار کلاس با حرف‌هایی، از دلی که از چه می‌خواهد بگوید...
دوباره فصل دیدن اشک‌های مادران، دوباره لمس آتش و صورتک‌های بچه‌ها، دوباره خوابی عمیق، دوباره سردی هوا، دوباره دلواپسی، آتش به جانم می‌زند. از سکوتی که ساختم، به یاد فریاد‌ها، کاش بعد پاییز بهار می‌شد...


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nas
m-nas
٩١/١٠/٠٢
١
٠
اسم و حرف باد هواست مهم باطن هست.باطن هست که سرده چ زمستان بنامیمش چ بهار
anis
anis
٩١/١٠/٠٢
١
٠
نه! کاشکی همش پاییز بود!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٠٢
٢
٠
دوباره بیداری ... آیینه توی اتاق... دوباره اشک.... و دوباره سکوت...
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٠٣
٠
٠
باز تو حرف زدی یه دستت درد نکنه خوب بود بی نظیر بود چیزی بزار منم بفهممم :))))))
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٠٣
٠
٠
با اینا که گفتی جمله بسازم یا کلماتی هست که تو شعر بعدی ازش استفاده کنم :)))
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات