لنز دوربین گلگون شد
هم چنان بدهکار به شهیدانیم...

لنز دوربین گلگون شد

نویسنده : Murphinist

لنز دوربین گلگون شد

از خون آن رزمنده

که گلوله بر پیشانی‌اش نشست

و خودش برخاست

پایین خاکریز رفت

با هر مشقتی که بود،

آخر نمی‌خواست

اجنبی افتادنش را ببیند.

افتاد،

اما نه روی زمین،

در آغوش پدرش جان داد

و من

هم چنان مبهوت،

و لنز دوربین هم چنان گلگون...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
آفرین واقعا زیبا ... یه دونه بود...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
سلام ... متشكرم
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
احسنت به شما................واقعا قشنگ بود
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود...خیلی ممنون
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
شعر بسیار زیبایی بود......مچکر
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون.....همچنان بدهکاریم به شهیدان..............
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
عالی بود ... سپاس
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون شعر خودتون بود عالی بود
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
بهشت گوارایشان باد....خاک پای همه ی شهیداییم :)...ممنون
S_14
S_14
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
بسیار عالی ممنونم
maede
maede
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
آخی چه غمگین:(
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
:((
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
سلام...دردناک بود....:(
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
قشنگ بود خسته نباشين
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
شهدا شرمنده ایم...ممنون.
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
مچکرم:(
ایران
ایران
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
همچنان بدهکار به شهیدانیم!ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
... به به خیلی ممنونم خان
khan
khan
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
ممنون از همه ی دوستان...لطف دارید... قابل شما رو نداشت...
nezhla_neku
nezhla_neku
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
قشنگ بود واقعا ......
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤