گور...
کنار درخت انجیر

گور...

نویسنده : Murphinist

همه شان را

پنهان کردم

دور از همه جا

گفتم نکند

مثل خودم

بپوسند.

من

همه آن‌ها را

پنهان کردم

می‌ترسم از گردش بی‌وقفه عالم

و می‌ترسم

از

خاله خان باجی‌های شاعر

که آن‌ها را هم بدزدند.

من

همه خاطراتم را

در دفترم

در آن باغچه خوفناک

کنار درخت انجیر

خاک کردم.

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنونم:)
khan
khan
٩٢/٠٧/٠٩
٠
٠
خواهش می کنم :))))
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
خودتون سرودید؟؟؟زیبا بود..ممنون..:)
khan
khan
٩٢/٠٧/٠٩
٠
٠
بله...متشکرم...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود...درخت انجیر...یاد شعرای فرامرز اصلانی افتادم :)...ممنون :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
مال خودتون بود؟؟؟قشنگ بود ممنون :)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
حس شعرتون خیلی خوب بود
آبان
آبان
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
همه خاطراتم را در دفترم در آن باغچه خوفناک کنار درخت انجیر خاک کردم خیلی جالب بود :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠٧/٠٧
٠
٠
عالی!!!!!!!!
maede
maede
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
آخی چه دلگیر که خاک شدن :( یعنی باید گور خاطراتو کند؟!
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
قشنگ بود ممنونم
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
می‌ترسم از گردش بی‌وقفه عالم و می‌ترسم...... بسیار زیبا بود ممنون
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
و می‌ترسم از خاله خان باجی‌های شاعر که آن‌ها را هم بدزدند.عالییییییییییییییی به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام .......... ترس من از تنهايست
جادوگر
جادوگر
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
چه کار خوبی من هم شاید دفتر های خاطراتم رو چون واسم مهم هستن و از طرفی نمی خوام کسی جز خودم بخوندشون کنار یه درخت انجیر خاک کنم قبلا می خواستم بسوزونمشون ولی حیفم اومد ! اون دفترها یادگار روزهای عجیب و مرموزی هستن که پر از ابهام گذشتن و همینطور درس های روزگار و بازی های زمونه جالبه که از وقتی هم که مینوشتم فقط واسه خودم مینوشتم البته شاید بعد از من کسی دستش به اون دست نوشته هام برسه ولی اون نوشته ها خصوصی هستن بهتره که پنهون بمونن یه بارم میخواستم به یه صندوق امانات بسپرم اما خاک کردنشون کنار یه درخت ایده جالبیه مثلا تو یه قبرستون قدیمی !
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
قشنگ بود....دستتون مرسي...مال خودتون بود؟
ZELOOS
ZELOOS
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
من همه خاطراتم را در دفترم در آن باغچه خوفناک کنار درخت انجیر خاک کردم. قشنگ بود ^^
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
جالب بود و با معنی /زیبا بود
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
:)))))))))))) دست گل محمدی.... عالی بود:)
faeze
faeze
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنون خیلی خوب بود:)
ali007
ali007
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنون بابت این شعر زیبا.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٠٨
٠
٠
شعر قشنگی بود :))
khan
khan
٩٢/٠٧/١١
٠
٠
ممنان از همگی...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨