دیر وقت
آفتاب که سر بزند خواهم رفت

دیر وقت

نویسنده : Murphinist

سر شب

مردمک چشم‌هایم

تنگ بود

و

موضع خورشید

پیدا.

 

سر شب

عریان شد

اشک‌های منتظری

و

دست بی‌خبری،

خجل.

 

آه

سرد شد هوای کوچه غوغاگران

و مُرد مَرد...

سر شب هوا خوب نبود

آفتاب که  سر بزند

خواهم رفت...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
شاعر خودتون؟ :) زیبا بود
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
شاعر خودمون
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
بسیار میسیییی
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خواهیس می کینیم...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
بسی زیبا بود *:) میشه من با ذکر منبع در کلاس ادبیاتمان بخوانمش آیا ؟
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
ذکر نویسنده خانومی نه منبع... بله که می تونید
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
ممنون:)
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خواهش می کنیم:)
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
كجا حالا ؟زيبا بود بسي :))))
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
مرد باس خشن باشه!.خخخخخخخخخخ شوخی کردم بسی زیبا!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
سلام ... مچكرم
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
ممنون....خودتون گفتين؟
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
بعله
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
سرد شد خ.ای کوچه غوغاگران....
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
آفتاب که سر بزند خواهم رفت...مال خودت بود؟؟...قشنگ بود ممنون :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
قشنگ بود ممنون
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
مرسی خوب بود :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
شعر قشنگی بود ممنونم.
maede
maede
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
قشنگ بود..ولی نمیدونم برداشتم درست بود یا نه؟!
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
تا چی برداشته باشی... خخخخخ
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٢
١
٠
خیلی زیبا بود ممنون :-)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٢
٣
٠
سلام ... خیلی زیبا بود ممنون :-)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود. موفق باشید.
khan
khan
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
ممنان از همگی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات