بغض پنجره
سکوت باید کرد...

بغض پنجره

نویسنده : Murphinist

من و تو هر دو یک مفهومیم

مفهومی خوانده نشده

و فهمیده نشده

ولی با این حال خیلی‌ها

سرود ما را به سخره گرفتند

اما ما

دندان سکوت بر جگر نجابت گذاشتیم

و فشار دادیم.

 

سال‌هاست که هر شب

پنجره‌ها بحال ما می‌گریند

و بغض من و تو

همان مفهوم ساده است

که امروز یا فردا

خواهد ترکید...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
بگذار زمانه و مردمش از حسادت بترکند ، انگشتان تو چه به انگشتان من می آیند ...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
هر شب آسمان ميگيرد و من به جايش مي بارم... بسيار زيبا بود ممنون
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
دل من تا ابد بغضی داره که یارای شکستنش رو نداره ...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
آخییییییییی خیلی قشنگ بود ، ممنون خان عزیزم *:) نمی دونم چرا یه دفعه ای یاد آهنگ ستایش مرتضی پاشایی افتنادم *:(
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
یه داستان غمگین و بعدش هم یه شعر غمگبن))):
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
:) از مطالب قبلیتون زیبا تر بود!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
زیبا بود خسته نباشین
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
زیبا بود مرسی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
سلام .... متشكرم زيبا بود
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
مفهوم و مضمونش عااااالی بود.خیلی با احساس بود.......اما..اون خلاقیت منحصر به فرد در شعر های شما دراین شعر کمتر دیده میشد....
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
سپاس خوبه :)))
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
کم کم بهترم میشه!باید تلاش کنه:)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
تشکرمیشود:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
خوب بود...ممنون از شما :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
ممنونم خان :)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود ممنون
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
:( من به جای آسمون می بارم :(
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
شعر قشنگی بود......میسی:))))
khan
khan
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
ممنون از همگی...
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات