ربات های زنگ زده
شهرهایمان خاکستری، لبخندهای‌مان زورکی، اشکهای‌مان دروغین نشده؟

ربات های زنگ زده

نویسنده : Murphinist

گاهی می گویم:«بی خیال امکانات!» و به این هوای لطیف و طبیعت پررونق و جمع گرم خانواده دل خوش می‌کنم اما گاهی چنان در این اتوماسیون کذایی و شلوغی بی احساس و دنیای آهنی غرق می‌شوم که تا ساعت‌ها مادیان پدربزرگم را از یاد می برم.

خیلی خشک و انعطاف ناپذیر شده‌ایم. درست مثل ربات‌ها! شهرهایمان خاکستری، لبخندهای‌مان زورکی، اشکهای‌مان دروغین، صداهای‌مان نارسا، خانه‌های‌مان سرد، محرم اسرار همدیگر نیستیم، عاشق همدیگر نیستیم. می دانید چرا؟

چون ما ربات شده ایم، یک مشت ربات زنگ زده...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
چون ما ربات شده ایم، یک مشت ربات زنگ زده... ممنونم
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
خواهش می کنیم...
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
شهرهایمان خاکستری، لبخندهای‌مان زورکی، اشکهای‌مان دروغین...ای کاش صفا و یکرنگی قدیما دوباره برمیگشت!!کاش...//ممنون
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
بله ای کاش...ممنون از شما
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
ما که نشدیم .... شاهدم داریم .... دممان : )
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
شاهد نیازی نیس... حرف شما سنده ... والا!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
اشکهای‌مان دروغین، صداهای‌مان نارسا...واقعا همینطوره...ممنون :)
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
ممنون از جنابعالی...
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
موافقم واقعا ربات وار زندگی میکنیم هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
هیییییییییییییییییییییییییییییی
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
ای بابا کو تا ایرانی جماعت ربات بشه
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
ناسیونالیستی نکن قضیه رو دیگه...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
سلام ... اي خان چرا ؟
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
سلام دادا ... زیرا...
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
من که ربات نشدم!!!!!! (آیکون ربات اکسید شده تبدیل به ذغال سنگ ) :))))
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
شما هم چنان خاصی ها... مرسی
maede
maede
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
واقعن چرا اینطوری شدیم؟!این روزا بخوای رباتم نباشی نمیذارنت که!رفتارایی میکنن که ربات شی!!!
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
آخ نگو آبجی این دل وامونده ی مو خونه...
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
عامل اصلی ربات شدن ما ماشینی شدن دنیاست!همه ی آدما دارن کم کم ادم آهنی میشن!
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
شما رو به ادامه برنامه تحلیل مطالب منتشر شده در جیم دعوت می کنیم... دین دیننننن دیننننن
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٠
١
٠
«بی خیال امکانات!» نمیشود دیگر!! ما ک هم زندگی روباتی را داریم هم خانواده دوستیم و عااااشق زندگی و خانواده:) ما ازون خانواده هاش نیستیم:)))
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
شما از این خونواده هاشین لابد آبجی؟؟؟؟
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
:))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
زندگی ماشینی و الکترونیکی این عاقبت ها رو هم داره ...! وقتی ارتباط ها و برخورد ها کم و کمتر میشه دیگه انتظار دیگه ای نمیشه داشت...
khan
khan
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
به قول اجنبی... یو آر رایت!!!!
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
منکه هنوز کاملا ربات نشدم(:......خشکو انعطاف ناپذیر که نیستم.....لبخندم یکم زورکیه.....اشکام دروغی نیست....دوست داشتنمم دروغی نیست....مهربونی کردنم هم بی علته(((:
khan
khan
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
شما هورایی!!!
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
تذکر قشنگی بود.... گاهی که از این فضای شهری فاصله میگیریم و موقعیت های باصفای طبیعی و انسانی ور تجربه می کنیم، تازه یادمون میاد که ای دل غافل! چه چیزایی رو از کف دادیم!...:|
khan
khan
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
بله دیگه
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
تبلیغات