لحظه شماری
یک، دو، سه، چهار ...

لحظه شماری

نویسنده : Murphinist

یک، دو، سه، چهار...

عقربه‌های ساعت واقعا بی رحم‌اند، حتی موقعی که هوا خوب است

پنج، شش، هفت... 

می‌خوابم و بیدار می‌شوم

هشت، نه...

حتی یک ثانیه هم خوابم نمی‌برد

ده...

ساعت را می‌شکنم، نشسته، غمگین، تنها، تنها به این فکر می‌کنم

حالا چطور برای آمدنت

لحظه شماری کنم؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
khan
khan
٩٢/٠٥/٢٧
١
٠
دوستان...این اولیش بود به خاطر نارسایی هاش ببخشید حتما بهتر می نویسم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
نه...قشنگ بود :)...آخرشو خیلی خوب تموم کردی...
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٧
١
٠
بهتر بنویس!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
مرسی...خوب بود :)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنون
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود :)) ممنوووووووونم
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام/ جالب بود/ می تونستی تا دوزاده هم با اعداد بازی کنی ... اینجوری خوش مفهوم تر!!! می شد...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
دیگه تا ده بیشتر طالقت نیاورد! خخخ :))) / مرسی
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
قشنگ! ساعت را می‌شکنم، نشسته، غمگین، تنها، تنها به این فکر می‌کنم حالا چطور برای آمدنت لحظه شماری کنم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
ممنون
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
عقربه‌های ساعت واقعا بی رحم‌اند! ممنون
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
قشنگ بود ممنون از اینکه مارو هم سهیم کردی :)
khan
khan
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
ممنون از لطفتون چشم
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
اخرشو خوب تموم کردی...ممنون
سارا
سارا
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود و کوتاه
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٨
٠
١
کوتاه و زیبا . سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
مغسی زیبا بود
khan
khan
٩٢/٠٥/٢٩
١
٠
خواهش می کنم عزیزان حیف پستهام رو نمی چاپن
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٤
٠
٠
شما واقعا قشنگ مینویسید...بهتون تبریک میگم،موفق باشید:))
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات