به فتح جیم!
یادداشتی خواندنی به بهانه مسابقه روز جهانی جوان

به فتح جیم!

نویسنده : h-hidarpoor

به لهجه ما می‌شود «جَهَل» به فتح جیم و ها و لام! کوچک‌تر که بودم خیلی غریب بود این کلمه برایم. خیلی با آن ور رفتم. مادرم همیشه وقتی برادر بزرگم که آن موقع جوان بود خبط و خطایی می‌کرد رو به پدرم می‌کرد و همین را می‌گفت. می‌گفت:  «ولشان کن، جَهَلَ اند دیگه!» و من مانده بودم در ریشه این کلمه!

بزرگ‌تر که شدم از لابه‌لای کتاب‌های دستور زبان و ادبیات فارسی‌مان با «جهل» آشنا شدم -باز به فتح جیم اما به سکون‌ها و لام!- خواندم که جهل یعنی نسنجیده و بدون تامل کاری را کردن. بعد تازه دوزاری‌ام افتاد که جَهَل از همان جهل می‌آید؛ از نسنجیده کار کردن، از بی‌گدار به آب زدن و جلو رفتن. حالا معنی حرف مادرم را می‌فهمم که می‌گفت: «ولشان کن!... جَهَل‌اند دیگه».

 

قدیمی‌ها ما جوان‌ها را هنوز هم به همین جاهلی‌مان می‌شناسند. نه این‌که ما را نادان بدانند، اتفاقا می‌گویند همه چیز را هم می‌دانیم، منتها تصورشان این است که جوان در هر دوره‌ای هم که باشد تا سرش به سنگ نخورد ادب نمی‌شود! درست هم تصور می‌کنند، به گمانم.

اصلا تنها فصل مشترک جوانی‌های نسل‌های مختلف همین «بی‌گدار به آب زدن» است. همین که می‌خواهند همیشه رو به جلو باشند و هیچ فکر نمی‌کنند که ممکن است یکهو یک دست انداز جلوی‌شان سبز شود! در این جاده زندگی همین طور تک چرخ می‌زنند و گاهی چراغ قرمزها را هم رد می‌کنند! گاز می‌دهند و سبقت می‌گیرند، آن هم غیر مجاز... ویراژ می‌دهند و می‌خواهند به هر قیمتی شده از همه جلو بزنند. می‌خواهند هر چه زودتر به آخر این جاده برسند، انگار.

غافل از این‌که یکهو به جایی می‌رسند که تابلو زده «جاده باریک می‌شود» و آن وقتی است که دیگر دیر شده، جوانی تمام شده و همان گازها و ویراژها و سبقت‌های غیرمجاز برای‌مان مانده با کُلی قبض جریمه!

جوان‌های همه نسل‌ها «جَهَل»‌اند به فتح جیم و ها و لام!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
جوان‌های همه نسل‌ها «جَهَل»‌اند به فتح جیم و ها و لام! عالی...قبول دارم این بی گدار به اب زدن ها رو ... دلیلش اینه که دوسداریم همه چیز رو خودمون اول تجربه کنیم ... آره تا سرون هم به سنگ نخوره ادب نمیشیم, اگه صدبار بگن یه کار ی رو انجام نده, باید انجامش بدیم سرمون که به سنگ ورد, بعد تازه به حرفشون برسیم..
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام/ ممنون از لطف تون و اینکه اولین نفر فتح کردید این "فتح جیم" را !!!
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
بله بی گدار به آب زدن و کارهای جسورانه و هیجانی بودن از ویژگی های مشترک همه ی جوونهاست حالا مال هر نسل بسته به ویژگی های زمانی و مکانی و مهمتر شخصیتی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
هعییییییی...جوانی کجایی که هنوز نیامده ای!!!ممنون
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
مشکل اون قرمه سبزی ای استش که داره تو کلشون درست می شه؛ تا جابیافته طول میکشه؛ خودم منم بعضی وقتا یک سری کارایی می کنم که به عقل جن هم نمی رسه !!!! زیبا بودن و به جا !
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
قورمه سبزی نگین دیگه ادمین جان...
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٠٣
٠
٠
یا مشکل ازبوی اون شیره
باران
باران
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
درسته که این بی گدار به اب زدن میتونه خیلی خطرا هم داشته باشه اما سالمندان فک کنم چون این جهل بودنو به قول شما از دس میدن حسرت جوونی رو میخورن چون دیگه خیلی محافظه کار میشن
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
زیبابود..بله جوان یعنی جوانی..جهالت..البته بیشتر تجربه.......
s_a
s_a
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
تیتر خیلی جالب بوووووووووووووود :) دستتون درد نکنه جوونا رو با خاک یکسان کردین :))))))))
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام/ خواهش می کنم/ دقیقا کجاش الان با خاک یکسان شد بگید آسفالت کنیم حداقل!!
terme
terme
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
جهل چیه دیگه؟؟
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
یعنی جاهل دیگه!ینیییییییییییییی کریس!!(زبون درازی)
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
اگه تا الان به نوشته های دیگه گفتم عالی بود پس به این نوشته چی باید بگم؟؟؟؟خیلی عالی بود اقای حیدرپور کاملا خوب و درست بیان کردید و کاملا باهاتون موافقم...
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام بزرگوار/ خجالت می دین!!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
عالی .سپاس
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام... چه کم صحبتید... شما که سابقه دارید!! تو جیم و نوشتن یه انتقادی چیزی!!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
اجاااااازه ؟؟؟ حالا من که هنوز نوجوونم ولی من هم تو فتح جیم و ها و لام برا خودم استادی هستم هاااااااااا ..... (به گفته ی مامانم تعریف هم میکنم ) خخخخخخخ کاش یه بار هم قله ی درسی رو فتح میکردیم ...
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
نوجوووونی کجایی که یادت به خیر!!!/ سلام/ به فتح جوونی هم می رسی ایشالله...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
چ تیتر جالبی داشت خخخخخ :))) خیلی خوب بود :))) ممنون جناب اینم یه ویژگی نسل جوانه :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
خیلی زیبا :)) یک ساعت داشتم با خودم فکر میکردم فتح جیم چیه دیگه :خخخخخخخخخخخ! جوانه و یک دنیا آرزو ، تنها جوون میتونه پاشو بزاره رو گاز و تا جایی که جا داره گاز بده ... فکر جریمه هاش رو هم نمیکنه... /متن جالب و قشنگی بود :) ممنونم.
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام بر همه دوستان/ ممنون از لطف و نظرات همگی...
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
مثل همیشه زیییییبا....اصن نمیدونم چی بگم؟؟؟ اصن معرکه بود.حرف نداشت :)
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
اصن سلام/ اصن ممنونم/ اصن یه جور دیگه ممنونم!!!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
ممنون خیلی خوب نوشته بودید
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
مرسییییی...ولی من بی گدار به آب زدن رو دوست دارم...تجربه چیزهای جدید، کارهای نو :)
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام/ پس هنوز سرتون به سنگ نخورده خدا رو شکر!!!!
Paeez
Paeez
٩٢/٠٦/٠٣
٠
٠
من همیشه طرز نگارشتونو تحسین می کنم..جوان‌های همه نسل‌ها «جَهَل»‌اند به فتح جیم و ها و لام!
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٦/٠٣
٠
٠
سلام بزرگوار/ لطف دارید.../ مطالب شمام خوب بودن انضافا
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/٠٣
٠
٠
و خیلی از جهل ها تصوری بیش نیست چون فکری هم سو با اون انداریم
par!sa
par!sa
٩٢/٠٦/٠٣
٠
٠
خیلی عالی بود...ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٠٣
٠
٠
خیلی زیبا نوشتی
khan
khan
٩٢/٠٦/٠٦
٠
٠
به به
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٦/٠٦
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨