شب بارانی با چتر قهوه‌ای
من در سکوت شب ...

شب بارانی با چتر قهوه‌ای

نویسنده : Murphinist

باز ابرها می‌گریند. سکوت شب را چه بی‌ادبانه می‌شکند، رعد و برقی ناگهانی. می‌روم زیر باران، گونه‌هایم را خیس می‌کنم و منتظر اتوبوس موعود، نگاهم را به ته‌ته خیابان می‌دوزم.

نه... خیلی سوت و کور است. فقط صدای هق هق کودکی می‌آید که نمی‌دانم در کدام خانه مادرش را می‌خواهد. خیس خیس می‌شوم. فکر کنم باز هم سینه پهلو خواهم کرد.

و تو...

باز دیر کرده‌ای. این کاغذها هم کاملا خیس شدند اما نه با باران...

چترم را بیرون می‌آورم. اما چترم آن‌قدر کوچک است که کفاف همین کاغذها را هم نمی‌دهد. آری، چتر من کوچک است، کوچک به اندازه یک فنجان قهوه.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
یلدا جون
یلدا جون
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
باز ابرها میگریند...... زیباست.
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
بنظرم به جای ته ته خیابان می گفتید انتهای خیابان بهتر بود ...بهر حال زیبا بود ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
اینجوری باحال تره..ته ته خیابان..
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
هر جور راحتی ! انگار همه باید بیان فقط بنویسن زیبا بود ممنون آره ؟
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
مگه من نوشتم زیبابود ممنون...گفتم ته ته خیابان به متن بیشتر می خوره تا انتهای خیابان........
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
همه نباید بنویسن اونی که شما گفتی سلما بانو ولی در نقد یک نوشته هیچ کس هم نمی گه اینو بنویس قشنگتره اونو ننویس قشنگ نیست... کارشناسانه تر نقد کنید لطفن...
mah_mahdizadeh
mah_mahdizadeh
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
قشنگ بود مرسی.....
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
حس خیلی خوبی داشت این نوشته خیلی ممنون
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٣٠
١
٠
سلام ... متشکرم و نفهمیدم چی به چی بود
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٠١
١
٠
سخت نبود اصلا
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠١
١
٠
ولی من فهمیدم!!!!!خخخخخخ
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠١
١
٠
سلام ... دقت كردم اينطوري شد ته ته خيابان خيس خيس مي شويم
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٠١
١
٠
خخخخخخخخخخخخ.شما خسته نباشی..خوب سرخیابونم میشه خیس خیس شی.خخخخخخخخخخخخخ..باز دیر کرده‌ای. این کاغذها هم کاملا خیس شدند اما نه با باران..
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/٠١
١
٠
آقای روشناوند الان مطالب ته تهش یا شکست عشقی هست،یا یکی عاشق شده امید به زندگی نداره! علت نفهمیدنم زیاد جدی نگیرید ،مطالب بی محتواست!
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام ... قربان همه تقريبا شيرين فهم شدم
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٢
١
٠
سلام ... اقاي بهمني عزيز چون تجربه اين گونه موارد را نداشته‌ام بخاطر همان نميفهمم . بايد شكست را تجربه نمايم خخخخخ
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٠٢
١
٠
مطمئن باشم شیر فهم شدین؟خخخخخخخخخخخخ
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام ... شير فهم كه نه بايد اول تجربه بياموزم ولي خيلي دارم سعي مي‌كنم
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
آقای بهمنی... وقتی یه چیزی رو نمی فهمید دو دلیل می تونه داشته باشه 1.یا در ظرف ذهن شما نمی گنجه و از محدوده درک شما خارجه 2. یا اینکه با اون چیز توان ارتباط برقرار کردن ندارین ... کاش دلیل نفهمیدنتون رو ذکر می کردید...
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
آیه قرآن که ننوشتید اینجوری استناد می کنید،منظور ما (من+آقای روشناوند) تشبیه هایی هست که شما بکار بردید،( چترم آن‌قدر کوچک است که کفاف همین کاغذها را هم نمی‌دهد. آری، چتر من کوچک است، کوچک به اندازه یک فنجان قهوه.) می شه تشبیه های ملموس تری بکار برد، سپاس ازین که پاسخ دادین، مقصود فقط کمی نقد سازنده بر نوشته های زیبای شما بود،با تشکر.
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
آیه ننوشتم... شاید هم شما راست میگید که تشبیه گنگ و نا ملموس است ... من استناد نکردم منظورم این بود برای نقد سازنده شما که فرهیخته هستین این قدر شلاقی صحبت کردن جالب نیست و این رو تداعی می کنه که شما با وجود قدرت و صراحت قلمتون از پس یه هم چین مطالب ساده ای بر نمیاین که قطعا این جوری هم نیست...
mo_so
mo_so
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
اون همیشه دیر میکنه.گاهی فکر میکنم دیگه اصلا نمیاد
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
دل نشین بود... ممنون :)
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خیلی زیبا و احساسی بود.......سپاس:)))
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
زيبا بود
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
بسیار زیبا بود
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
سپاس ...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
عجب......چتر کوچیک دارید؟؟....چرا وب؟.....ای بابا........ولی جالب بود
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
چه اواتار قشنگی
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
جناب آقای خان ، نقد همیشه باید سازنده باشه،ابتدای مطلب رو خوب شروع کردین اما این نوع نوشته ها خیلی لوس شدن و آخر نوشته ی شما(اما چترم آن‌قدر کوچک است که کفاف همین کاغذها را هم نمی‌دهد. آری، چتر من کوچک است، کوچک به اندازه یک فنجان قهوه.) بسیار گنگ و در کل تشبیه جالبی نبود! بازهم بابت تلاشتون سپاس
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
در نظر بالایی تون هم گفتم... وقتی نوشته ام فهمیده نمیشه تا جایی که ممکن باشه تغییرات توش اعمال می کنم... وقتی شما میگی تشبیه جالبی نیست و دیگری میگه تشبیه خیلی خوبیه این گنگ بودن نیست این تفاوت نظره که اصلا نیازی نیس که فغان بزنید که نوشته ها بی محتوا هستند... این حرف را زدم چون ادعای نقد سازنده کرده بودین...
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
به نظرات توجه کنید، دوستان فقط تشکر کردن ، تعداد نظرات و باز دید هم بیانگر مطلب خواهد بود.
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
بازدید که تا الان بیشترینه؟؟؟؟؟ فکر کنم تا آخر هفته اگه از این بالاتر مطلبی بازدید نخوره همین رو واسه پربازدیدترین اعلام کنن
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
خوب اقای خان حالا پر باز دیدترین مطلب هفته رو تو صفحه ی 15 زدن! شما هم یه نیگا بنداز:)
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
وای از زبانی که زخم می زند... شما هم یه نیگا به زمانی که من اون نظر رو گذاشتم بنداز...
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
جناب آقای خان، چرا تهمت زخم زبانی می زنی ، من فقط پاسخ ادعای شما رو دادم.
khan
khan
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
پاسخ رو اینطوری میدن؟ من دو کلمه حرف حساب تو چهارتا مطلب نوشتم که اصلا حرفی برای گفتن نداشتن همه اهالی جیم بسیج شده بودن که آی چرا اینجوری نظر میدی... کمی به آنچه نوشتید دقت کنید... در ثانی تهمت چی حقیتی بیش بود تلخ...
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:) ....یه نفس عمیق بکش خنکشی! باوا خیلی جدی هستی !
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
اخه چقد خوشگل...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خوشبحالتون رفتین زیر بارون خیس خیس شدین....بارون امروزم تموم شدو باز منم نرفتم بیرون
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
ممنون جناب خان : )
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خوشمان آمد .
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
ایبلا قشنگ بود خان
آسمانه
آسمانه
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
ممنون بابت متن. ان شالله موفق باشید.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
:) قشنگ بود ممنونم.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
قشنگ بود...آخرش زیبا بود...ممنون :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
تو همییشه دیر کرده ای ...
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
ممنون بابت همه ی نظرات از جمله نظرات سازنده!!!!! که ما رو یاری فرمودند...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨