هر بار سکوت کردم
نه برای این‌که تو، تویی

هر بار سکوت کردم

نویسنده : sorme

هر بار سکوت کرده‌ام

باز هم سکوت

ساکت می‌مانم، نه برای این‌که تو تویی

نه برای این‌که تو آن‌جایی

و من این‌جا ایستاده‌ام

و هرگز نخواهم شد چون تو

که در پشت گویم چیزی.

نه، نمی‌خواهم فراموش کنم چیزی را

هرگز فراموشم نمی‌شود

اما سکوت می‌کنم

نمی‌دانم کی

اما شاید یک روز شکستم سکوتم را!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
:) چه قدر ساکت و سکوت داشت این متن :) هدفش این بود که پرده از اسرار کسی برداره؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
من سکوت خویش را گم کرده‌ام! /لاجرم در این هیاهو گم شدم/من، که خود افسانه می‌پرداختم،/عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم!/ای سکوت، ای مادر فریادها،/ساز جانم از تو پرآوازه بود،/تا در آغوش تو راهی داشتم،/چون شراب کهنه، شعرم تازه بود./در پناهت برگ و بار من شکفت/تو مرا بردی به شهر یادها/من ندیدم خوشتر از جادوی تو/ای سکوت، ای مادر فریادها!/گم شدم در این هیاهو، گم شدم/تو کجایی تا بگیری داد من؟/گر سکوت خویش را می‌داشتم/زندگی پر بود از فریاد من! (^_^) فريدون مشيري. شعر شمام خيلي قشنگ بود:) تشكر.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
:-)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٥/٣١
٠
١
عجبا....سکوتا!... یکم تفکر میخواد این شعر...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
پشت سر دیگران حرف زدن خوب نیست سکوتت رو نشکن
khan
khan
٩٢/٠٦/٠١
١
٢
سکوت سکوت سکوت... باز الان چیزی بگم میگن هی ایراد می گیره ولی خوب آخه...ادمین جان!!!...اندکی درنگ نویسنده ی محترم...محتوا هم چیز خوبی است
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٠١
٠
١
اینکه شما محتوا رو درک نکردین...دلیل بر بی محتوا بودن نیست دوست عزیز......بله....اندکی درنگ.......
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٠١
٠
١
اینکه شما محتوا رو درک نکردین...دلیل بر بی محتوا بودن نیست دوست عزیز...بله.واقعا اندکی درنگ.......
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٦/٠١
١
١
ایراد بگیرید نقد کنید اما قبلش یه تشکر خشک و خالی کنید که انگیزه ی باشد برای ادامه دادن . نه اینکه طرف تو ذوقش بخوره .
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠٢
٠
١
داداش این کارت خیلی اشتباهه که انقد تند ایراد میگیری...الآن 20 نفر اینجا نظر دادن و خوششون اومده...شما یعنی خیلی درکتون از بقیه بالاتره...همین سکوت سکوت سکوت کلی حرف توشه :)...یکم با دلت بخون متنو...نه به چشم فلسفی...ممنون
khan
khan
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
تشکر... من نه توهین کردم که بهتون برخورده...سحر! و شما افسانه بانو! اگر با تشکر بنده امید و رغبت ایجاد میشه اینم تشکر، تشکر ،تشکر... واما م.کولدبوی...! آیا این که چند خوششون بیاد نشان دهنده ی در ک پایینه یا اینکه من میگم خوشم نیومد میخوام بگم درکم بالاست؟؟؟؟ سخن من اشتباه نبود... برداشت جنابعالی کودکانه بود...اتفاقا همه ی دوستان دست به قلمند و بنده هم کوچیک همشون... چرا اینقدر در مقابل نقد جبهه می گیرین همتون؟؟؟؟هان...افسانه خانوم چند جای دیگه هم من شعرها رو نقد کردم شما اومدی یه چیز نامبوط نوشتی...آبجی گلم به پر وپای من نپیج...خطاب من به شاعر محترم بود...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
مرسی قشنگ بود...سکوت پر از حرفهای ناگفتست..مرسی :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
زیبا بود ...م ر س ی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
سپاس
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
این روزها نشانه ی رضایت "سکوت کردن" را خوب بلدم .... خیلی خیلی خیلی قشنگ بود !!! ممنون ...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
عالی بود...
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
خیلی زیبا بود
springsell
springsell
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
خیلی خوب بود. به قول شاعر:سکوت قلبتو بشکن و برگرد//نذار این فاصله بیشتر از این شه...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
عالی .سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
چقدر بعد همش سکوت کردن..کاش میشد حرف زد و سبک شد
neyosha
neyosha
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
تشكر ميشود..........
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
و من سکوت می کنم به حرمت تمام حرفهای نگفته .سکوتی گوشخراش تر از تمام فریادهای خاموشم.
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
شکستم سکوتم را.ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات