باغچه شب‌بوها
شعری سروده خودم

باغچه شب‌بوها

نویسنده : saiideh70

هزار سال هم که بگذرد

باز هم هر شب،

قلب سنگی این قبر را،

خواهم شکافت!

و از نردبان تنهاییم،

بالا خواهم رفت،

و از پشت دیوار سکوت،

آهسته آهسته،

ذهن باغچه‌ات را،

پر می‌کنم از عطر شب‌بوها!

تا که یک وقت یادت نرود،

دخترک غمگینی هست که،

گیسوانش،

یادآور عطر شب بوها،

و گونه‌هایش،

یاد آور،

شرم گل‌هاست... 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
زیبا .سپاس
terme
terme
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
افرین...تو انقد استعداد داری چرا کتاب چاپ نمیکنی؟؟جدی میگم خیلی قشنگ بود...چندمین شعریه که میگی؟؟
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
خیلی ممنون شما لطف دارید ولی در اون حد نیست
milad vilsoon
milad vilsoon
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
مرسی
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
متشکر
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
ممنون...قشنگ بودش :)
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
افرين...ادامه بده..مر30
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
ممنون قشنگ بود
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
متن قشنگی بود ممنون
shanba
shanba
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
زیبا بود ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
آهسته آهسته،ذهن باغچه‌ات را،پر می‌کنم از عطر شب‌بوها! (^_^) زيبا بود مرسي :) من عاشق عطر شب بو هستم :))) اصلا شبا با قامت هلالي ماه يه فضايي به وجود مياره، كه چــــــــــــــــي :))))
khazan
khazan
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
بسیار زیبا
ایران
ایران
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنون.کلا با اشعار انقدر احساسی حال نمیکنم ولی از شما ممنون.
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
چه حس هایی دارن مردم...هییییییییییییییییییی.....چه شاعر
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
سپاس
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
تشكر
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
جناب رادمهر؟نیستین؟
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
تنهایی نردبانی است تا بی نهایت
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
خیلی خوشل مشل بود.....تشکروایول!!
K!A
K!A
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
خوش به حالتون که انقدر زیبا شعر میگید /ایکون فوران سپاس
re_sa
re_sa
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
تشکر خیلی زیبا بود
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
زیبا
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات