ما را چه شده است؟!
مرد مصری داد می‌زند...

ما را چه شده است؟!

نویسنده : h-hidarpoor

مرد مصری داد می‌زند. مرد مصری روبه‌روی دوربین‌ها ایستاده و داد می‌زند. مرد مصری با دست‌هایش حرف می‌زند. از مقاومت‌شان می‌گوید و ایستادگی. پیشانی‌اش قرمز است. به رنگ خون. و این یعنی مصر شلوغ شده، شلوغ‌تر از روزها و ماه‌های قبل...

اخبار، میدان‌ها را نشان می‌دهد. این بار اما «التحریر» نسیت، «مبارک» هم!... اسم‌شان به گمانم النهضه و رابعه العدویه است. با خودم می‌گویم تلفظ‌شان هم مشکل است برای‌مان چه برسد به معنی‌شان! «حیاتی» اما با همان صلابت همیشگی اش می‌خواند: « 2200 کشته و ده هزار زخمی»  آمار زیاد است؛ خیلی...

لقمه را به دهان نمی‌برم! می‌گوید: «بیمارستان‌ها از زخمی‌ها پر شده و دیگر جا ندارد..». حیاتی روی همان تصاویر زن و بچه و پیر و جوان که یا ایستاده می‌جنگند و یا  با خون‌شان ایستاده‌اند، می‌خواند. می‌خواند که بیمارستان نزدیک میدان را هم آتش زده‌اند... نگاهم به تصاویر گره می‌خورد. زن‌ها روی حجاب‌شان ماسک زده‌اند. بالگردها به پرواز درآمده‌اند. خیمه‌ها را باز آتش زده‌اند، این بار با آدم‌هایش، دود غلیظی آسمان را تیره کرده است.

 

راشا تودی، رویترز، ان‌بی‌سی، اسکای نیوز و بقیه شبکه‌های معروف خبری برنامه‌های معمول‌شان را قطع کرده‌اند، تازه خبرنگار اسکای نیوز هم در درگیری‌ها کشته شده است! خبرگزاری فارس گزارش لحظه به لحظه می‌دهد از کشته‌ها و مُرده‌ها. شبکه خبر اما جلسه رای اعتماد نشان می‌دهد؛ زنده!

خبرآنلاین عکسی را منتشر کرده که مرد مصری دراز به دراز افتاده و یک پایش به نظر از زانو به پایین نیست! یک دستش روی زانوی نداشته‌اش است و انگشت اشاره دست دیگرش رو به آسمان. آسمان اما تیره و تار است، بالگردها به پرواز درآمده‌اند، خیمه‌ها را آتش زده‌اند. قرآن را باز می‌کنم. می‌خوانم: «شما را چه شده است؟ که در راه خدا و برای رهایی مردان، زنان با ایمان و کودکانی که به دست ستمکاران تضعیف شده‌اند پیکار نمی‌کنید!» 75/ نساء

راستی ما را چه شده است؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_vav
A_vav
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
از مقاومت می گوید و ایستادگی....
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
خدا کنه درست شه همه چیز ای خدا تا کی جنگ؟!
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
سپاس
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
هيييييييييييييييييييييييييييي.....................................
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
همه دنیافقط جدیدا بایه کلمه جنگ خلاصه میشه....هعییییییی!!
s-rastgoo
s-rastgoo
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
زمان جنگ ما چندین بار اتفاق افتاده بود که جنگنده عراقی رو زدن و از توش خلبان مصری پرید بیرون!تو جبهه زمینی هم سرباز های مصری که علیه ما زیاد بودن! ولی به نظر من کار شبکه خبر درست بود
K!A
K!A
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
هیچ کاری از کسی بر نمیاد خدا خودش به خیر کنه
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
جنگ خیلی بده...خدا خودش تمومش کنه (آمین)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
...........
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
๏̯͡๏
re_sa
re_sa
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
تا نیاید گره از کار بشر باز نشود...اللهم عجل لولیک الفرج...آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
کارهای خارق العاده!

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٣/٢٤
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
از هر قید رها بودم

آرامش مطلق

٩٦/٠٣/٢٤
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات