از ماست که بر ماست...
سوژه‌های داغ بیمارستانی / شماره سه

از ماست که بر ماست...

نویسنده : مریم غلامزاده

همه ما کم یا بیش درباره اصطلاح overdose و اتفاقات ناشی از آن، چیزهایی را دیده یا شنیده‌ایم و مطمئنا در این دوره و زمانه و با وجود مواد مخدر و داروهای جدید این واژه چندان واژه غریب و بیگانه‌ ای نیست.

overdose عارضه‌ای ا‌ست که بر اثر استفاده بیش از حد دارو یا مواد مخدر که بیشتر از توان متابولیک بدن است، ایجاد می‌شود و به یک‌باره باعث پایین یا بالا رفتن فشار خون، ضربان قلب، تنفس و دیگر علائم حیاتی فرد می‌شود.

 

این‌که یکروز به یکی بگویند «overdose» ممکن است شما را به یاد یک معتاد لاغر و نحیف یا یک شیشه‌ای درب و داغان، یا یک مشروب‌خور بی‌نماز و روزه بیاندازد. اما حکایت من حکایت این‌ها نیست حکایت دختر بچه 3 ساله‌ای است که با علائم overdose و مسمومیت با مواد مخدر به بیمارستان منتقل شد.

گاهی ما آدم‌ها فراموش می‌کنیم دنیا دار مکافات است و به قول بزرگ‌ترها به هر دست بدهی با همان دست پس می‌گیری و اگر خانه‌ای را خراب می‌کنی و آه مادری را برای خود می‌خری، باید در انتظار مکافات عملت هم باشی.

 

هوا سرد بود و غروب نزدیک می‌شد، بیمارستان شلوغ شد و صدای شیون و زاری همراهان بیماری که به سرعت به اورژانس منتقل می‌شد، تمام فضای بیمارستان را پر کرد. کم‌کم سرو کله پلیس هم پیدا شد. دختر یک توزیع کننده مواد بود، کودک سه ساله‌ای که هنوز فرق مواد مخدر و تریاک را با قره قوروت و لواشک نمی‌دانست و هنوز یاد نگرفته بود هر چیزی که پیدا کرد خوردنی نیست و نمی‌دانست قرار است عمر کوتاهش تاوان گناه بزرگ‌ترهایش باشد و امروز با ایست قلبی ناشی از overdose و مسمومیت با مواد مخدر زندگی‌اش به پایان می‌رسد. 

پدر کودک که سرش را بین دستانش گرفته بود و با مشایعت پلیس می‌رفت تا پایان گناهش را به چشم ببیند، هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد اگر امروز آتش اعتیاد را به جان جوان مردم می‌اندازد یک‌روز این آتش دامن کودک بیگناه خودش را خواهد گرفت. 

این نه حکایت یک توزیع کننده مواد است، بلکه حکایت همه ماست که راحت گناه می‌کنیم و هیچ وقت به این‌که تاوان گناه‌مان نزدیک است فکر نکرده‌ایم.

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٢٥
١
٠
الان چی باید بگم؟ :(
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
فقط باید گفت هعییییییییییییییییییی
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
همگی باهم.........هییییییییییی
قضاله
قضاله
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
آخه اون بچه چه گناهی کرده بود :(( جزای عملشونو ببینن ایشالا :|
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
هعیییییییی
s_a
s_a
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
:(((((((((( بیچاره اون دختربچه :(((((((( اعصابم خورد میشه اینجور چیزا رو میشنوم..... :(((((((( اون جمله ی آخری که نوشتین........... هعی........ واقعا همینطوره......
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
خدایااااااااااااااااااا!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
خیلی ناراحت کننده ست
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
:(
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
هــــــــــــــــــــيع :( چي ميشه گفت :/
سحر
سحر
٩٢/٠٥/٢٥
٠
٠
هعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
واقعا متاسف شدم ... :|
ایران
ایران
٩٢/٠٥/٢٦
٢
٠
هر کی آدمه دستش بالا!!!ما گند زدیم به هدف خدا از آفرینش!ما چی ایم؟؟؟!!!
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
.............من سعی میکنم ادم باشم.خوب باشم........
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
....................................
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
ای خدا...آخه چرا باید تو حوادث اینقدر از اینا بخونیم...چرا این آدما به فکر بچه هاشون نیستن...:|دلم خیلی برا اون دخترک سوخت...:(
باران
باران
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
دلم برای بچه های این معتادا میسوزه
fahime.n
fahime.n
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
:((((((((((((((هعععععععععععی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
متاسفانه این اتفاقات روزانه داره میفته و معتادین عین خیالشون نیست.میگن واسه ما که پیش نمیاد...حیف اون کوچولو نیست که عمرش فدای یه پدر بی مسئولیت بشه.
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
..........هعیییییییی!ادم نمیدونه چی باید بگه واقعا.....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
هعییییییییییییییییییییی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
  ಠ_ಠ  خیلی ناراحت شدم
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
متاسفم
EMPERATOR
EMPERATOR
٩٢/٠٦/٠٦
٠
٠
همچین ادمایی رو باید به جان اره برقی انداخت!
یلدا جون
یلدا جون
٩٢/٠٦/٢٤
٠
٠
واقعا ناراجت کننده ست :(
آقا گرگه
آقا گرگه
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
باور کنید دردناک چیز تو دنیا مرگ یه کودکه ! درست مثل مرگ یک رویاست و یا یک فرشته ، ولی به هر حال میشه این جوری دلداری داد که لااقل اونور جاش راحته ! :(
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات