تزویر، میان کوچه پس کوچه های شهر

تزویر، میان کوچه پس کوچه های شهر

نویسنده : سحر نیکو عقیده
زیر آسمان این شهر، حوالی همین خیابان‌ها، میان همین کوچه پس کوچه‌ها، پر است از هزاران عشق پوچ که میان هزاران نگاه رد و بدل می شود.
و چه دل‌ها که می‌لرزد و چه پاها که می‌لغزد!
معابرِ این شهر پر است از عابرانی که ایمانشان در عبور از راه پر پیچ و خم تاریک دنیا، سست می‌شود.
دستان معصوم‌شان در آغاز فصل جوانی و شادابی برای طی کردن راه معصیت مجبور به گرفتن عصای تزویر می‌شود.
تزویر، ساده اتفاق می‌افتد... تزویر شاید هنگام خروج از خانه و گفتن خداحافظ به مادرت باشد... می‌روی و میان شلوغی شهر به دنبال ملاقاتی پوچ ،خدا را، اعتماد مادرت را ، خودت را گم می‌کنی.
تزویر ساده اتفاق می افتد...حوالی همین خیابان‌ها...میان همین کوچه پس کوچه‌ها
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میثم
میثم
٩١/٠٩/١٣
٠
٠
عکس این مطلب خیلی آدمو میترسونه
مهدیس
مهدیس
٩١/١٢/١٠
٠
٠
اکشمو در آوردی دختر
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
حماقته این کار
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
هییییییییی........
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١