هرچه هستی باش....

هرچه هستی باش....

نویسنده : kafshdozak

با توام
ای لنگر تسکین!
ای تکان دهنده دلها!
ای آرامش ساحل!
با تو ام ...
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!
ای کبود ارغوانی!
ای بنفشایی!
با تو ام ای شور ای دلشوره شیرین!
با تو ام ...
ای شادی غمگین!
با تو ام  ای غم!
غم مبهم!
ای نمی‌دانم!
هرچه هستی باش!
اما کاش...
نه جز اینم آرزویی نیست: هرچه هستی باش!
اما باش!
(مرحوم قیصر امین پور)


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩١/٠٩/١٢
١
٠
زیبا بود
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
آواتارت قشنگ ترین آواتاریه که دیدم
mahshid
mahshid
٩١/٠٩/١٢
١
٠
عالی بود
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/١٢
١
٠
فوق العاده بود.
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٧
١
٠
من عاشق امین پورم!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
باش
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات