درد سر عاشقی
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم

درد سر عاشقی

نویسنده : saheb zaman

عاشقی دردسری بود نمی‌دانستیم

حاصلش خون جگری بود نمی‌دانستیم

پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم

شرط بی‌بال و پری بود نمی‌دانستیم

آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو

سهم‌مان بی‌خبری بود نمی‌دانستیم

آب و جاروی در خانه ما شاهد بود

از تو بر ما گذری بود نمی‌دانستیم

این همه چشم به راهی نگرانم کرده

خود این هم نظری بود نمی‌دانستیم

(مصطفی صابر خراسانی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٢
١
٠
عااالی بود مچکر:) واقعا سهم مان بی خبری بود...نمیدانستیم!
سهره
سهره
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
خیلی هم خوب!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
آب و جاروی در خانه ما شاهد بود...از تو بر ما گذری بود نمی‌دانستیم....ممنون از شما :)
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
خیلی زیبا ممنون
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
امین..
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
عاشقی واقعا دردسره :@
ati200
ati200
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
لایک
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
زیبا بود
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
سپاس:)))
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
آب و جاروی در خانه ما شاهد بود از تو بر ما گذری بود نمی‌دانستیم تو این گذر چیزای جالبی هم نمیبینن! هـــــــــــــــــــــــــــــی
A_hosseiny
A_hosseiny
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
اللــــــــــــــــــــــــــهم عجــــــــــــــــــــــل لولــــــــــــــــــــــــــیک الفرج...مهدی یار و یاورتون!
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
آمین...
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
ممنون خیلی خوب بود..به امید ظهور:)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
عاشق شدن...............يه نوع دغدغس ....ممنان از شعرتون
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی عالی بود در انتظار فرج امام هستیم. :-)
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
شعر قشنگی بود.............با سپاس فراوان:))
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
ای دو سه تا کوچه زما دورتر کاش که این فاصله را کم کنی..ممنون از شما وممنون تر می شدم وقتی دیدید تخته رو حرفی می زدین،نقدی می کردین ،چرا که دیدین و نگفتن درست مثل دیدن و ندیدنه ..من حاضر بودم بشنوم ،الان هم حاضرم بشنوم..
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
خوشحالم که انتقاد پذیر هستین...
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات