شوخی خرکی...
سوژه‌های داغ بیمارستانی

شوخی خرکی...

نویسنده : مریم غلامزاده

گاهی اوقات همه ما یا از سر، سرخوشی یا خود شیرینی یا مخ تعطیلی، کارهایی می‌کنیم که گاه به عقل جن هم نمی‌رسد و وقتی هم که کار از کار گذشت، تنها دفاعیه‌ای که برای این عمل شیرین عقلانه خود داریم گفتن دو کلمه است؛ «شوخی کردم»

حالا ما به شوخی از نوع آدمیزادی آن کاری نداریم و موضوع مورد بحث بیشتر مربوط به شوخی‌های خرکی است که بعد از انجام آن بدست شیرین عقل یا کله پرگوشت مذکور، دیگر وای وای چوت چوت (نوچ نوچ) کردن و حسرت خوردن هیچ گونه فایده‌ای ندارد و حکایت می‌شود حکایت نادانی که سنگی به چاه می‌اندازد که هزار عاقل از بیرون آوردنش معذورند.

 

حکایت مربوط به چند ماه پیش است که پشت میز پذیرش نشسته بودم و طبق معمول سرم به نوشتن گرم بود .در همین حال و احوال دختر و پسر جوانی که از ریخت و قیافه و رخت و لباس‌شان معلوم بود تازه عروس و داماد هستند و از روستا آمده‌اند، به بخش مراجعه کردند . دفترچه بیمه‌اش را گرفتم و کارهای ثبت برگه بیمه آن را انجام دادم.

دکتر گرافی، عکس از بازوی چپ درخواست کرده بود و من هم بی‌معطلی مریض را به اتاق راهنمایی کردم. 

در میانه کار رفتارهای جالب دختر و پسر نظرم را جلب کرد، این یکی درد داشت ولی می‌خندید و آن یکی نگران بود و خودخوری می‌کرد.

طبق معمول سوال کردم «مشکلت چیه ؟»

دختر که همچنان نیشش تا بناگوش باز بود گفت «شوهرم تیر زده به دستم».

 گفتم چی؟!

گفت: با شوهرم شوخی می‌کردم تیر در کرد خورد به شونه من...

 

یعنی کسی نبود در این بین فک آویزان ما را جمع و جور کند. رگ غیرتم به شدت قلمبه شد و احساس کردم باید حقوق پایمال شده زنان از ابتدای بشریت را تا به امروز یکجا از همین کله فندقیه مخ پشمکی در جا بگیرم.

شوهرک خنگ دختر را که سنش به بیست یا یکسالی بیشتر نمی‌رسید  مورد مرحمت قرار دادم و تا جایی که زبان یاری می‌کرد سینه دیفال نهاده و ترور شخصیتی اش کردم که مگر وسایل شوخی و تفریح را از شما گرفته‌اند که با تفنگ شوخی می‌کنی؟

هیچ می‌دانی تیری که خیر سرت به شوخی در کردی 10 سانتی متر با قلب زنت فاصله دارد تازه همین الان هم گرفتن این عکس و همین‌طور انجام عمل جراحی و داروی بیهوشی برای جنین 6 ماهه‌ات از سم بدتر است و ممکن است باعث عقب ماندگی ذهنی یا حتی مرگش شود؟

ای بوق تو روحت ...ای ... ای...

 

بعد از آن همه شماتت، نفسی راست کردم و عکس‌شان را تحویل‌شان دادم و رفتند. با خودم فکر کردم بعضی اوقات «شوخی شوخی خیلی چیزها جدی می‌شود» و شوخی‌های نا بخردانه ما گاهی پیامدهای غیر قابل جبرانی خواهد داشت. 

===========

پ.ن: «وای وای چوت چوت»، کنایه از اظهار تاسف بعد از انجام عمل اشتباه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٥/١٨
١
٠
ججججججججججججججججججججججان!؟؟؟ خانوم غلامزاده مطمئنین فیلم ندیدین! یا حضرت فیل!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/١٨
١
٠
:| چی بگم؟!
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
بعضیا از شوخی خرکی رد کردن...فرا خرکی عمل میکنن...خدارحم کرده بهشون/آفرین خوب کاری کردی حقشو گذاشتی کف دستش!:)))
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
عجييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييبه تشكر
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/١٨
١
٠
یا ابرفرض!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٩
١
٠
هااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...بابا جان ما اونا آدم بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
s-rastgoo
s-rastgoo
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
من خودم تا حالا سر همین شوخی ها نزدیک بوده کور شم!چشم چپم تا حالا دو بار با سنگ و یک بار هم با تیر کمون اسباب بازی مورد هجوم قرار گرفته!
سردار
سردار
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
امان از این ....
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٢/٠٥/١٩
٢
٠
ها؟؟؟؟؟؟؟؟یاخدا!!!!!!جانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من میگم استاد شوخی خرکیم :>این چی بود!!!!!!!!!!!!!!!خداملت به راه راست هدایت کنه!!!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٥/١٩
٠
٢
پیش دانشگاهی که بودم مدرسه تو ایام نوروز اردوی علمی گذاشته بود؛ یک شوخی خرکی ما انجام می دادیم، یکی از بچه ها رو همگی میگرفتیم و پرتش می کردیم بالا! تو یکی از روز ها یکی رو گرفتن پرتش کردن بالا ولی موقع پایین اومدن کسی اونو نگرفت!!افتاد زمین و تشنج شدیدی کرد!!! ئر ضمن دو تا کدف هایش هم شکست و آخرش هم .... . هر باری که به این موضوع فکر می کنم خدا رو شکر می کنم که من اون موقع استاد شیمی چند تا از بچه ها بودم و اونجا خضور نداشتم !!!! ...... خدا رو شکر .....
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
راستی این چوت چوت یعنی چی؟؟!! کجاییه؟؟!!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/١٩
١
٠
ماااااااااامااااااااااان :| تیییییییییر ؟ :| دخدره داشده می خندیده ؟ :| اینا کین ؟
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
ن آخه در این حد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :| :| :| :| :| :| طرفو کشتی مثلا میای با یش باز میگی شوووووخی کردم :|
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
wow
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
بعضی وقت ها شوخی نیست حماقت و خریت
sorme
sorme
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
:) حالا شما چرا ناراحت شدین؟دختره که خودش خوشحال بوده!!!!!
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
!!!!!!1چه جالب چقدادما بی خیالن!
EMPERATOR
EMPERATOR
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
احتمالا فیلم میدیده
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
جـــــــــــــــــــــان؟؟؟؟؟؟؟/واویلا...
هورام
هورام
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
شوخـــــــــــــــی میکنی؟!؟!؟! میخندیده؟؟؟احتمالا شدت اصابت گلوله زیاد بوده سرشم به یه جایی خورده..والا..وگرنه خنده نداره..:|
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
وااااای چه عجبا....چه چیزا....
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
شووووخی؟؟با تفنگ؟؟؟جااان؟؟؟
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/٠٥
٠
٠
احتمالا تو خواب دیدی عزیزم
Ghazal_parsa
Ghazal_parsa
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
چه داغون بوده پسره!!!!بازن حامله که شوخی نمیکنن!!اونم ازین شوخیا....... خدایاهمه روبه راه راست هدایت کن
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠