چراغ یاد تو...
تو را نمی‌دهم از دست، تا توان دارم

چراغ یاد تو...

نویسنده : شکوفه گیلاس

اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم

تو را نمی‌دهم از دست، تا توان دارم

سری به مستی نیلوفران صحرایی

«دلی به روشنی باغ ارغوان دارم»

اگرچه مرده‌ای، ای عشق! نعش نامت را

هنوز هم که هنوز است بر زبان دارم

چراغ یاد تو را در کجا بیاویزم

کز این کبود نفس گیر در امان دارم؟

میان سینه من آتشی است چون فانوس

اگرچه خواستم این شعله را نهان دارم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
terme
terme
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
:)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٦
٣
٠
میان سینه من آتشی است چون فانوس اگرچه خواستم این شعله را نهان دارم واقعا عالی . سپاس
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
فوق العاده...ممنون...
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
سپاس
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
مرسی...
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
به قول دوستان سپاس
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
زيبا بود خسته نباشين
fatemeh.b
fatemeh.b
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
خیلی نایس..عالی..
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
نعش نامت راهنوزبرزبان دارم........هیچوقت نبایدازیادم بره نام عشق و.........معرکه بودمررررررسی
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
زیبا بود
jalal
jalal
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
نامت کی رود ز یادم
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
عالییییییییییی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
مرسی..واقعا عالی و زیبا بود :)
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/١٦
١
٠
شکوفه ...!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/١٧
١
٠
زیبا بود ممنون
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٢/٠٥/١٧
١
٠
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم تو را نمی‌دهم از دست، تا توان دارم.........بسی زیبا ممنون دوست عزیز
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
خیلی زیبا بود.کاش اسم شاعر رو هم مینوشتید
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
با اجازه ی کی از اسم من استفاده کردی ؟ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی ایها الناس بیاین بگیرین اینو
par!sa
par!sa
٩٢/٠٥/١٧
٠
٠
مرسی...
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/١٨
٠
٠
تشكر....
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠