زنگ خدا...
در کوچه امید

زنگ خدا...

نویسنده : m@rchan

وقتی در تمام شهر

دیگر دری به روی تو، خود را نمی‌گشود

دستان گرم رفیقی نیافتی

آغوش مهر کسی عاشقت نشد

با آن دل شکسته، کسی مهربان نبود

وقتی که کوبه‌های نکوبیده‌ای نماند

تنها اگر شدی

برگرد پیش من

من عادتم، خرید دل‌های شکسته است

 من عاشقم به آن که نمی‌خواهدش کسی

دل می‌برم ز آن که دلش را شکسته‌اند

آغوش من، بپذیرید تو را به مهر

برخیز، خسته این روزگار قهر

در کوچه امید

نبش طراوت زیبای عاشقی

در انتهای آن گذر تنگ بی‌کسی

 آری، بزن تو زنگ خدا را، غریب عشق

من چشم در رهم که بیایی

عزیز من

(کیوان شاهبداغی)

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
بسیار زیبا.خیلی لذت بردم ممنون.
m@rchan
m@rchan
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
خواهش می کنم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
عالی بود...مرسی از مطلب خوبت :)
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
تنها اگر شدی برگرد پیش من ممنونم
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
خیلی زیبا..ممنون...
tanha
tanha
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
خیلی زیبا بود..ممنون...
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
بزن زنگ خدارا.......خیلیم زیبا ممنونم
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنوون...
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
خدایی که در همین نزدیکی هاست
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
عالی .سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
مرسی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
سپاس
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
تقریبا زیبا بود فکر کنم چند شعر بسیار زیباتر از ایشون تو مجله موفقیت خونده بودم!!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
مغسی
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
مممنون
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
مرسی زیبا بود
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
قشنگ مرسي........
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنون زیبا بود
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢٣
٠
٠
چقد قشنگ بود :)
m@rchan
m@rchan
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
مرسی
m@rchan
m@rchan
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
همین طوره که شما می گید من هم این شعرو از همون مجله انتخاب کردم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠